eitaa logo
دچار
92 دنبال‌کننده
700 عکس
368 ویدیو
5 فایل
بيچاره ی دچار تو را چاره جز تو چيست...؟ دچار جدال.... فاقد محتوای مشخص. https://daigo.ir/secret/415882331
مشاهده در ایتا
دانلود
دچار
#نوشِ_گوش
باز آي دلبرا که دلم بي قرار توست وين جان بر لب آمده در انتظار توست در دست این خمار غمم هيچ چاره نيست جز باده اي که در قدح غمگسار توست ساقي به دست باش که اين مست مي پرست چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست هر سوي موج فتنه گرفته ست و زين ميان آسايشي که هست مرا در کنار توست سيري مباد سوخته تشنه کام را تا جرعه نوش چشمه شيرين گوار توست بي چاره دل که غارت عشقش به باد داد اي ديده خون ببار که اين فتنه کار توست هرگز ز دل اميد گل آوردنم نرفت اين شاخ خشک زنده به بوي بهار توست ای سايه صبر کن که بر آيد به کام دل آن آرزو که در دل اميدوار توست :) ابتهاج
«وقتی وارد قلب‌ها شدید، در آن‌ها به نیکویی زندگی کنید..»
میگه که ما زاده فراقیم دیگه ... :) دلخوشی فراقم به همین نشونه هاشه . فقط فقط نمی‌دونم این دوری تا کی قراره به درازا بکشه فقط اینو می‌دونم که کافیه تو شلوغی های زندگیم یکمی کمرنگ بشی اون موقع اس که یه جوری میای یه جوری بهم میفهمونی دمت گرم عزیز عراقی من💔 :)
موضوع : «مهارت استفاده از غیب» ✍ موقع پست «گپ روز» نیست! ولی گپ روز «حرف دل» است و دل وقت و ساعت نمی‌شناسد که! • نشسته‌ام گوشه‌ی حرم! گوشه که می‌گویم چقدر کلمه‌ی مبتذلی است برای این مثال! بی‌نهایت که گوشه ندارد، و حرم همان بهشت بی‌نهایتی است که وعده داده‌اند، و ما توان ادراکش را نداریم. زیارت نامه در دستانم است :  السلام علی آدم صفوه الله، السلام علی نوح نبی الله، السلام علی ابراهیم خلیل‌الله ... و یکی یکی سلام، تا میرسد به پادشاه زمین! حالا من با این همه عظمتِ پیش رویم چه کنم؟ آنقدر آدم ناتوان می‌شود مگر؟ نه بلد شده‌ام دور این عظمت بگردم، نه بلد شده‌ام قربان صدقه‌شان بروم، نه بلد شده‌ام خودم را در این آغوش‌های همیشه باز جا کنم! آنقدر آدم ناتوان می‌شود مگر؟ برمی‌گردم به عقب! دیروز بالای قبر یکی از دوستانم ایستاده بودم که فقط یک روز از من کوچکتر بود! عمرم تمام دارد می‌شود، ترس ندارد این؟ و من می‌دانم که «آدم و نوح و ابراهیم و ....» یک پیامبر نبوده‌اند و تمام، یک حقیقت جاری‌اند که دستم باید برسد به آنها! همین‌جا باید برسد! ولی دستانم ضعف دارد و نمی‌رسد... • می‌دانم اگر اینجا از بهشت لذت نبرم، آنجا بهشتی در کار نیست. من با این بهشتی که در آن نشسته‌ام چه کرده‌ام مگر؟ کور می‌آیم و می‌نشینم و کَر برمی‌گردم! √ خدایا «لا حول و لا قوه الّا بک» توانی نیست جز به قوّت تو، می‌شود از این بدبختی و بی‌پر و بالی برهانی مرا؟ دلم اینور ماجرا را می‌طلبد اما جانم کشش بالا رفتن ندارد! رحم کن بر بنده‌ای که گناه زمین‌گیرش کرده... @ostad_shojae | montazer.ir
خود را چو یافتی همه عالم از آن توست چشم از جهان بپوش، طلبکار خویش باش صائب تبريزی.
اصل توکل همینه اصلا ✨ صبحتون بخیر :)
دوست کسی مانند توست، همان قدر شیرین و حقیقی :)
«هر قدر که به غم میدان بدهی، میدان می‌طلبد، و باز هم بیشتر، و بیشتر... هر قدر در برابرش کوتاه‌بیایی، قد می‌کشد، سُلطه می‌طلبد، و لِه می‌کند. غم، عقب نمی‌نشیند مگر آنکه به عقب برانی‌اش، نمی‌گریزد مگر آنکه بگریزانی‌اش، آرام نمی‌گیرد مگر آنکه بی‌رحمانه سرکوبش کنی. غم، هرگز از تهاجم خسته نمی‌شود. و هرگز به صلحِ دوستانه رضا نمی‌دهد. و چون پیش‌آمد و تمامیِ روح را گرفت، انسانْ بیهوده می‌شود، و بی‌اعتبار، و ناانسان، و ذلیلِ غم، و مصلوبِ بی‌سبب.» نادر ابراهیمی.
«صورتم را در دست‌هايم گذاشتم و به اين فكر كردم كه نبايد بيش از حد دست و پا بزنم؛ دانستم كه خيلی چيزها به اختيار آدم نيست، زندگی خواب‌های گذشته است كه تعبير می‌شود، زندگی تاب خوردن خيال در روزهايی است كه هرگز عمرمان به آن نمی‌رسد.» - عباس معروفی