eitaa logo
دچار
92 دنبال‌کننده
700 عکس
368 ویدیو
5 فایل
بيچاره ی دچار تو را چاره جز تو چيست...؟ دچار جدال.... فاقد محتوای مشخص. https://daigo.ir/secret/415882331
مشاهده در ایتا
دانلود
رو پام خوابش برده بود و من خیره شده بودم به ضریح سرداب بابا علی و داشتم به این فکر میکردم که چقدر قرارِ حسرت بخورم به حال الآنم چقدر قرارِ دلم برای این سرما و این سنگا و در و دیوارا و زائرا و خادما تنگ بشه... به اینکه چقدر شبیه رویاس برام انگار که اصلا تو این دنیا نیستم به اینکه دو روز کمِ بهت گفته بودم که کمِ :)
تا زمانی که علی هست چه حاجت به کسی شکر حق هست به سر سایه‌ی بابای نجف شبیر نجفی
نشستـه کنجِ خیابـانِ‌کربـلاء دلِ‌مـن، چه‌خاطراتِ‌قشنگـی ازآن‌محل دارد..
گاهی عاطفه‏‌ای از خارج بر روح انسان حکومت می‌کند که افراد با یکدیگر متحد می‌شوند، واقعاً همروح می‌شوند. این عاطفه گاهی عواطف به اصطلاح ملی است مثل هم‌وطنی، هم‌زبانی، هم‌نژادی که تا اندازه‌ای روحیه‌‏ها را با یکدیگر یکی می‌کند ولی نه خیلی زیاد. آن عاملی که واقعاً افراد را هم‌روح می‌کند ایمان الهی است. هرگز تاریخ جهان اتحادی را که در میان هم‌دینها و هم‏‌ایمانها بوده است در میان گروههای دیگر نشان نداده است که اصلًا خودشان را یکی ببینند. در یکی از غزوات صدر اسلام است، گویا در مؤته است، مورخین نوشته‌اند بعد از خاتمه جنگ کسی در میان مجروحین سیر می‌کرد که اگر می‌تواند مجروحین را نجات بدهد. به یک مردی رسید در حالی که سخت تشنه‌ بود. یک کاسه آب پیدا کرد. وقتی رفت به او بدهد، او اشاره کرد به رفیق مجروحش که به او بده. رفت سراغ او. او نیز اشاره کرد به رفیق مجروح دیگری و گفت به او بده (و بعضی تا نُه نفر نوشته‌اند). رفت سراغ سومی، دید مرده. آمد سراغ دومی دید او هم مرده. آمد سراغ اولی دید او هم مرده است. این مقدار هم‌دلی در جایی است که انسان واقعاً درد دیگری را درد خودش احساس کند. 📚آشنایی با قرآن، ج۳، ص۱۶۹
ورشکستگی حقیقی... آقا مهدی[باکری] بعد از اینکه خوب به حرف‌هایم گوش کرد، گفت: «تو چقدر قرآن می‌خونی؟» گفتم: «اگه وقتی بشه می‌خونم؛ ولی وقت نمی‌شه. بیست و چهار ساعته دارم می‌دوم.» گفت: «نهج البلاغه چی؟ نهج البلاغه چقدر می‌خونی؟» باز همان جواب را دادم. چند تا کتاب دیگر را اسم برد و وقتی جوابم برای همه منفی بود، با عصبانیت دستش را بالا برد و گفت: «بدبخت! بگو ورشکست شدم دیگه!» گفتم: «چطور آقا مهدی؟» گفت: «تو با همون ایمان سنتی‌ای که داشتی اومدی جبهه. اونو خرج کردی، حالا دیگه اندوخته‌ای نداری؛ نه مطالعه‌ای داری، نه قرآن می‌خونی، نه نهج البلاغه. اون سرمایه‌ای که داشتی رو خرج کردی، اما چیزی بهش اضافه نکردی؛ این یعنی ورشکستگی! من می‌گم روزی یک ساعت درِ اتاقت رو ببند و مطالعه کن؛ ولو این که دشمن بیاد...» 📚 کتابِ ف.ل.۳۱ روایت زندگی شهیدمهدی باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا 📖 صفحه٢١۴
من هرگز روزی را ندیده‌ام که خدا همراهی‌ام نکرده باشد.
دچار
#نوشِ_گوش
عیدتون مبارك✨👀💚
عیدتون مبارک 🙌🏻😍🤍