اون تلاش میکرد که حالش خوب شود و انسان شادی باشد،قدم میزد ،میرقصید،گریه میکرد ،با دوستانش وقت میگذراند ،کتاب میخواند اما هر چقدر که تقلا میکرد ،باز هم چیزی از سنگینی قلبش کم نمیشد .
انگار خلأ ای در او بود که با هیچ چیز پر نمی شد .... !
دچار
از سری اتفاقاتی که تازگیا داره میوفته ازدواج دوستامه و جای عجیب ماجرا اینجاست که من چرا انقدر ذوق
به قول جوادِ جوادی آدم بزرگا میان و یکی یکی دوستای منو با خودشون میبرن...
با مبینا که حرف میزدم میفهمیدم که چقدر دغدغه هامون شبیه همه و کمال گرایی توی انتخاب میتونه کار دستمون بده
خواستم بگم که
بی اندازه برات خوشحالم که تونستی خوب انتخاب کنی
و از صمیم قلب امیدوارم که خوشبخت و عاقبت بخیر بشی که قطعا لیاقت شو داری وقتی به پاک ترین و درست ترین شکل ممکن زندگی کردی 🤍
بماند به یادگار برای زوجی از جنس طلبه اش😄
دچار
از همین تریبون اول مهر رو به همه دانش آموزان و مادران دانش آموزان که از خود دانش آموزان بیشتر تلاش م
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا