دچار
خدایا! عمر مرا صرف آن چیزی کن که میخواهی :)
خدایا!
بر زبان ما شُکر رو جایگزینِ غرغر و ناله بفرما..
کسی برای ابد با کسی نمی ماند
زمانه است رفیق ،زمانه را بپذیر
کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر
بهانه است ؟بهانه را بپذیر
چو برده ای که امیدش به روز آزادی ست
صبور باش و به تن تازیانه را بپذیر
پرنده بودن خود را مبر ز یاد ،ولی
کنون که در قفسی آب و دانه را بپذیر
نشاط عشق به رنج وجود می ارزید
ملال این سفر جاودانه را بپذیر
کسی كه مىخواهد كودك را به هدفى، به مكتبى، به عقيدهاى پاى بند سازد، نبايد اينها را به او تزريق كند و تحميل كند و با جايزهها و كف زدنها او را حركت بدهد و با شعارها او را داغ كند.
ما مىبينيم آنها كه در خانوادۀ مذهبى و در دامان روحانى تربيت شدهاند مادامى كه در محيط سنّتى بودهاند با همان سنّتها مأنوس بودهاند و فعّال و جدّى و اگر از اين محيط بيرون نمىرفتند شايد تا آخر عمر هم معتقد و جدى بار مىآمدند، اما اينها هنگامى كه به محيطهاى باز و آزاد مىرسند و با ضدّ سنّتها روبهرو مىشوند، ناچار از گذشتۀ خود مىبُرند و به نفرت و انزجار پيوند مىزنند.
همچنين در روستا تا هنگامى كه در همان محيط است يك روستايى مىماند، با تعليمات دينى ملّا آشناست و سخت پاىبند و متعصّب و سنّتى، اما همين كه به شهر مىآيد و گرفتار تضاد مىشود، از هر قرتى و جنتلمن و غرب زدهاى، قِرتىتر و جنتلمنتر و غربزدهتر خواهد بود.
نمايش به ما نشان مىدهد كه در جامعههاى آزاد و برخوردار از تضاد نمىتوان افراد را سنّتى بار آورد، گرچه در جامعههاى بسته مثل جامعههاى دويست سال پيش و يا جامعههاى سانسورى همانند جوامع كمونيستى، بتوان افراد را با سنّتها بار آورد و پيش برد.
✍ صفایی حائری
📚کتاب تربیت کودک، ص۳۸
#هایلایت