هدایت شده از |صاحبSaheb|
سهمم از عشق تو عکسیست که دیدم آنهم
دستم آن قدر تکان خورده که تار افتاده
_وضعیت توشهٔ ایام فراقم...
هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
شهیدمطهری یه جملهای داره که:
«من ستايشگر معلمي هستم كه
انديشيدن را به من آموخت نه انديشهها را»
شما هر جا هستید، سعی کنید تفکر کنید.
فکرها رو نخونید و قبول نکنید به راحتی.
فضایمجازی یه «راحتی فکری» ایجاد میکنه
که فکرکردن رو از شما میگیره..
خصوصاً شما رو درگیر «حباب اطلاعات»
و «مه اطلاعاتی» میکنه..
این فضا خصوصاً داخل پیامرسانهایی که
اکثرن یکجهتفکریانحصاری خاص دارن،
بیشتره..(مثل ایتا)
پس خیلی مراقب باشید و هر اندیشه رو
سعی کنید مث «روبیکحلکردن» از جهتهای
مختلف بهش نگاه کنید و باهاش ور برید
تا واقعاً به حقیقت نزدیک باشه..
مرحبا ای پيک مشتاقان بده پيغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر اميد دانهای افتادهام در دام دوست
سر ز مستی برنگيرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست
بس نگويم شمهای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست
گر دهد دستم کشم در ديده همچون توتيا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست
ميل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآيد کام دوست
حافظ اندر درد او میسوز و بیدرمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بیآرام دوست
بپرهیز از آن که مرگ تو فرا رسد در حالی که از
پروردگارت گریزان و در دنیا پرستی غرق باشی.
- نامه ۶۹ نهجالبلاغه