میگفت:
«گاهی نصف غصه هامون بخاطرِ اینه که؛
باور نداریم که اگر خدا بخواد یه چیزی بشه،
عالمم نخوان میشه!
و اگه خدا نخواد محاله بشه...
پس غصه چیو میخوریم ؟
تو باید بعد شكست ها
دوباره بلند بشى و حركت كنى
بعد از دست دادن ها دوباره سرپا بشى
و بعد از ضرباتى كه ميخورى
خودت رو نبازى و ادامه بدی
گفتنش آسونه و در عمل سخته
ولى تو مجبورى اين رو ياد بگيرى
چون زندگى همينه
و اگه درس هاشو ياد نگيرى، وادارت ميكنه
تا ازش درسى كه بايد رو بگيرى
- سپهر خدابنده
الهی طَيِّبْ بِقَضَائِكَ نَفْسِي، وَ وَسِّعْ بِمَوَاقِعِ حُكْمِكَ صَدْرِي، وَ هَبْ لِيَ الثِّقَةَ لِأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَكَ لَمْ يَجْرِ إِلَّا بِالْخِيَرَةِ
«خدایا، مرا به قضا و قدر خود دلخوش و سینهام را در چیزهایی که مقدر نمودهای فراخ کن و اعتماد و تکیهگاهی به من ببخش تا با آن اقرار کنم که قضا و قدر تو جز به نیکی روان نگشته».
_صحیفهسجادیه
پختــگی وقتـی رخ میدهد
که یک نفـــــر یاد میگیــرد
که تنها دغدغهٔ چیزهایی را
داشته باشد که ارزشمندند.
آدم های بزرگ قامتشان بلند تر نیست
خانه شان بزرگ تر نیست
ثروتشان بیشتر نیست
آنها قلبی وسیع و نگاهی مرتفع دارند ...
صبح بخیر 🌸
باید متذکر شوی که
خود تو با تمام تعلقاتت،
همه و همه مربوط به خداوند و مِلک اوست، که روزی آنها را به انسان امانت سپرده و روزی نیز همه را پس خواهد گرفت.
همراه با الله، اله و معبود دیگری نخوانید. این «نخوانید» یعنی «قلباً» نخوانید.
اعمالتان حاکی از خواهشهای وجود شماست.افکارتان برخاسته از آن است که به آن توجه دارید.
چیزی که انسان متوجه او باشد و توجهش را از امور دیگر سلب کند، اله او میشود.
دچار
همراه با الله، اله و معبود دیگری نخوانید. این «نخوانید» یعنی «قلباً» نخوانید. اعمالتان حاکی از خواهش
ولی جالبه وقتی تو قرآن یا فیلمای تاریخی می بینیم که بت های سنگی و چوبی رو میپرستند چقدر به نظرمون
مسخره میاد و اونا رو بی عقل می دونیم...
ولی غافل از اینکه الان شاید از بت سنگی در زندگی ماها خبری نباشه
ولی خب درونمون خیلی بت ها داریم که ده برابر بدتر از اوناست این همون جاهلیت مدرنه،
تمنا و خواهش هایی درونی که شدن معیار ما برای انجام کارهامون
یکی با درسش یکی با پول و ثروتش یکی با خانواد و زن و بچه اش و یه عااااااالمه موضوعات فرعی که بد گیر افتادیم وسطشون