eitaa logo
دچار
92 دنبال‌کننده
704 عکس
368 ویدیو
5 فایل
بيچاره ی دچار تو را چاره جز تو چيست...؟ دچار جدال.... فاقد محتوای مشخص. https://daigo.ir/secret/415882331
مشاهده در ایتا
دانلود
خوب است به چشمان شما،دل بسپارم آنقدر که از یاد تو هر روز ببارم هرچند که دیوانگی ام راز بزرگیست جوری که به یک ثانیه هم نیست قرارم ... اما نه به اندازه ی زیبایی چشمت اما نه به اندازه ی هر دار و ندارم دائم به سر سجده کنم توبه از این عشق سر بر سر مُهر است ،ولی باز دچارم بیهوده به هر ذکر بگیرم سر تسبیح شاید برود مهر تو از این دل زارم افسوس همانم که همانم که همانم دائم نگرانم ،که گره خورده به کارم باید که بمیرم ،که بمیرم ،که بمیرم لعنت به من و عشق ، در این راه غبارم با اینهمه اوصاف تویی حضرت احساس با این همه اوصاف تویی حضرت یارم دلداده ام و فصل قشنگی است غم‌عشق خوب است به چشمان شما دل بسپارم....
خیلی وقت بود شعر نخونده بودم
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همه‌ی دغدغه‌ام دیدن او شد انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود! هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم، دلبستگی‌ام بیشتر از تاب و توان بود... میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... [ چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ ] فهمید که دیوانه و دلبسته‌ی اویم [ از بس‌که اشارات نظر، نامه‌رسان بود ] القصه گرفتار دل هم شده بودیم روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود... از آنچه میان من و او بود چه گویم؟ مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق، معشوقه‌ام انگار کمی دل‌نگران بود! خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده... من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود! کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده... حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود! اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش، هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟! البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود... او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت! من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود... یک مشت غزل شد همه‌ی دار و ندارم، دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود... بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود... گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است! من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود... حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را... آگاه نکردند به شری که در آن بود...! ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود! هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کنم کرد این توده‌ی بدخیم گمانم سرطان بود...
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دانلود این مکان زیر بارون برای همیشه >>>>
روشن است که خسته‌ام زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند از چه خسته‌ام، نمی‌دانم! دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید زیرا خستگی همان است که هست سوزش زخم همان است که هست و آن را با سببش کاری نیست  آری خسته‌ام و به نرمی لبخند می‌ زنم بر خستگی که فقط همین است در تن آرزویی برای خواب در روح تمنایی برای نیندیشیدن . .
«یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم.» 🌸🌿
«خوشا دلی که زِ بیم گناه می‌لرزد...» 🍃🌻
با صد چراغ می‌طلبم عیب خویش را کو فرصتی که فرق کنم خوب و زشت خلق؟ - صائب تبریزی
«جهان در وضع بسیار بدی است،‌ آدم‌های وحشی یکدیگر را می‌خورند و آدم‌های متمدن یکدیگر را فریب می‌دهند، و این همان است که نامش را گردش جهان گذارده‌اند ...» شوپنهاور.
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علتِ زیبایی چشم‌ها چیست؟