دچار
گاهی آدمها حس تنهایی دارند به عمق یک دریا، ولی.... برای پر کردن این تنهایی یک لیوان محبت هم کافیس
به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجا
مسافرخانهی رنج است یا تبعیدگاه اینجا؟
فاضل نظری.
کیست ایـن مَن؟
ایـن مَنِ بـا مَن ز مَن بیگانهتر
ایـن مَنِ مَنمَن کُنِ از مَن کمی دیوانـهتـر؟ :)
همیشه بهم می گفتن:
خدا نگاه می کنه ببینه
تو با بنده هاش چه جوری تا میکنی
تا همونجوری باهات تا کنه
پس یه جوری باهاشون تا کن
که دلت میخواد خدام باهات تا کنه...🍁
ولی بدیه همیشه خندون بودن هم اینه که
وقتی که ناراحتی و نمیتونی بخندی و تازه چهرت عادی شده ؛
بقیه میفهمن ناراحتی ...
دردِ من نیست ، که این درد پریشانی هاست
این جنون لازمۀ کوچ بیابانی هاست
پشت من پهنۀ زخم است ، ولی شهر هنوز...
اولین دغدغه اش پینۀ پیشانی هاست
از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ...؟
به کجا می روم این راه پشیمانی هاست ...
چند وقتی است که بی حوصله ام ، بی شعرم
چشمهایِ تو ولی رمز غزل خوانی هاست
من به جز (شعر) به جز( آه )بساطم خالی است ...
تو به جز عشق ، دلت صحنه ویرانی هاست
من پریشان به پریشانی چشمان تو ام ...
چشمهای تو پریشان به پریشانی هاست
می توان گفت نمک گیر نگاهم شده ای ...
بی نمک نیست اگر سفره بی نانی هاست
من کمی بیشتر از عشق تورا می فهمم
عشق راه و روشِ بچه دبستانی هاست ...
میگنچرامیخوای شهیدشی؟!
میگہدیدیدوقتی یہمعلمرودوستداری
خودتومیڪشی توکلاسشنمره²⁰بگیری
ولبخندرضایتشدلتروآبڪنہ؟!
منم دلمبرالبخندخدامتنگشدھ ..
میخوامشاگرداولڪلاسشبشم
شھیدحمیدسیاهڪالیمرادی