eitaa logo
دچار
92 دنبال‌کننده
704 عکس
369 ویدیو
5 فایل
بيچاره ی دچار تو را چاره جز تو چيست...؟ دچار جدال.... فاقد محتوای مشخص. https://daigo.ir/secret/415882331
مشاهده در ایتا
دانلود
دچار
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همه‌ی دغدغه‌ام دیدن او شد انگا
- در محل حرف افتاده بود كه دايی عاشق شده است . ! سنم كم بود ؛ نمی‌فهميدم چه می‌گويند . . از مادرم پرسيدم ، با كلی اخم و تخم گفت : هيچی نيست . ! دايی‌ات زده به سرش ، ديوانه شده ‌. . " با خودم فكر كردم ای بابا . ! بيچاره دايی‌ام ديوانه شد . . كمی كه گذشت ، فهميدم دخترِ خان هم ديوانه شده . ! درست مثل دايی‌ام . . همزمان با هم ديوانه شده بودند . ! دايی ام دير به خانه می‌آمد . . هر وقت هم می‌آمد ، حسابی به هم ريخته بود . ! دلم برای مادربزرگم می‌سوخت ، تک پسرش ديوانه شده بود . . چند ماه بعد فهميديم برای دخترِ خان خواستگار آمده . . تعجب كردم . ! آخر مگر ديوانه‌ها هم ازدواج می‌كنند . ؟ شب كه دايی‌ام به خانه آمد ، از دهانم پريد و گفتم . . بايد می‌بوديد و می‌ديدید خودش را به در و ديوار می‌زد . ! درست مثلِ همان كبوتری كه با پسرِ اصغر نانوا در حياط ، با تيركمان چوبی‌اش زديم و كبوترِ طفلكی وقتی به زمين افتاد ، هنوز جان داشت ؛ ولی از حركاتش معلوم بود درد دارد . ! دايی‌ام انگار كه درد داشت هی به خودش می‌پيچيد . . با خودم گفتم : ای وای ديوانه شدن هم مكافاتی دارد . ! بايد مواظب باشم ديوانه نشوم . . " خيلی طول كشيد تا بفهمم ، دايی‌ام از اين ناراحت بود كه می‌خواستند دخترِ ديوانه‌ خان را شوهر بدهند . ! با خود گفتم : خب حق با دايی‌ام هست ، می‌خواهند مردک را بدبخت كنند كه چه . ؟ " شبِ عروسیِ دخترِ خان كه رسيد ، مادرم و مادربزرگم و پدرم ، دايی را در اتاقش زندانی كردند . . تا نيايد و عروسیِ دخترِ ديوانه را خراب كند . ! دايی‌ام مدام خودش را به در می‌كوبيد و فحش می‌داد . . به عروسی رفتيم ، دخترک ديوانه بود . ! برعكسِ همه عروس‌ها كه می‌خنديدند ، اين ديوانه گريه می‌كرد و تمامِ زحماتِ شمسی آرايشگر را به باد داده بود . . مادرم هم ناراحت بود ؛ فکر كنم همه دلشان برای پسرک می‌سوخت . . آخر از رفتارش معلوم بود ديوانه نيست و سالم است . ! شب كه به خانه برگشتيم ، مادرم با اضطراب كليد انداخت و درِ اتاقِ دايی را باز كرد . . دايی كفِ اتاق خوابش برده بود . ! مادرم هراسان بالای سرش رفت . . دايی رنگِ صورتش شده بود گچِ ديوار . ! مادرم جيغ می‌زد و به سر و صورتش می‌كوبيد . . همسايه‌ها آمدند . ! قلبِ دايی‌ام ايستاده بود ؛ آن روز بود كه فهميدم ، ‹ ديوانه‌ها قلبِ ضعيفی دارند . . › ! 🖤' خیلی‌قشنگ‌حتما‌بخونیدش:)))🙂🖤
قسمت مورد علاقه من تو کتابخونه 🙃
-فرض‌کن‌«حضرت‌مهدی»به‌تو‌مهمان‌گردد! -«ظاهرت»هست‌چنانی‌که‌خجالت‌نکشی؟ -«باطنت»هست‌پسندیده‌صاحب‌نظری؟ -«خانه‌ات»لایق‌اوهست‌که‌مهمان‌گردد؟ -«لقمه‌ات»‌درخوراوهست‌که‌نزدش‌ببری؟ -حاضری‌«گوشی‌همراه»توراچک‌بکند؟ -«باچنان‌شرط‌که‌درحافظه‌دستی‌نبری» -واقفی‌بر«عمل‌خویش»توبیش‌ازدگران؟ -میتوان‌گفت‌تورا«شیعه‌اثنیٰ‌عشری»؟
چه کنم با دِلی که از تو توان گذشتنش نیست!
روزت مبارک مهربون 😌💖
امشب که گلی نجمــه به بر آورده بر سینــه‌ی عرشیــــان شــــرر آورده گویندبه گوش‌هم،درافـلاک‌وزمین حـــق، حضرتِ‌زهــــرای دگــر آورده! -تولدِحضرت‌معصومه(س) و روزِ‌دختــــر مبااااارک!😍🎊- @dochar115
دچار
فراموشتون نشه 🤦‍♀🌸
قدر‌و‌منزلت‌دختردر‌کلام‌پیامبر‌اکرم(ص)🌸 ـ ـ ـ ــــــــ«𑁍»ــــــــ ـ ـ ـ
چه بارون قشنگیه🥺
دچار
امشب که گلی نجمــه به بر آورده بر سینــه‌ی عرشیــــان شــــرر آورده گویندبه گوش‌هم،درافـلاک‌وزمین حـ
این دو تا رو همونجا یه خانمه تو اتوبوس میخواست ازم بگیره من ندادم بهش ، چند روز بعد گمشون کردم 😊💔