eitaa logo
- دچار؛
7.7هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
73 فایل
﷽ میگمادقت‌ڪردین همونجاڪہ‌قراره‌پروانہ‌بشین[←🦋 شیطون‌میادسراغتون؟ مأوا ﴿بخـٰوان از شروط﴾ 📝➺ @ma_vaa پناھ‌ حرفاتونہ﴿نٰاشناس بگو﴾ 🐾➺ @pa_nahh آنچہ گذشت﴿مباحث کانال﴾ 📜➺ @anche_gozasht تہش‌ کہ حرمہ﴿کانال دیگمونہ﴾ 📿 ➺ @t_haram
مشاهده در ایتا
دانلود
هر زمان به این کمال رسیدی که
خودتو به نامحرم نشون ندی و 
واسه دیده شدن به چشم نامحرم 
خیلی کارا رو نکنی
اون زمانه که باید به خودت افتخار کنی
کسانیکه در این مرحله هستن
امام‌زمان خیلی جدی روشون حساب 
می‌کنن...
مثلا طوری توبه کنی و از گناهات دست بکشی که امام‌زمان بگن جای تو :)) توی لَشکَرَم کم بود.. و اسمت بره تو لیست خوشبختی.
-
هدایت شده از - دچار؛
اعضای جدید خیلی خوش اومدین به کانال دچار ♥️ موندگار باشید 🙂🌿 کانالِ حرفای شما به صورت ناشناس👇🏻 🍩 @pa_nahh کانال امام حسینی مون 👇🏻 🍂 @t_haram و در آخر پیج روبیکا 👇🏻 🌨 https://rubika.ir/deltang_mn 🌱
دانش، ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه اى شفاف است. |📿| || 📜|| https://eitaa.com/dochar_m •|
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توهم‌ای‌ناز‌مطلق‌از‌همان‌بالا‌ببین‌مارا! |🎞|  ____ 📱|| https://eitaa.com/dochar_m •|«💚🕊 »
- دچار؛
-
ارام‌ارام‌وخمیده‌به‌سمت‌خیمگاه می‌امدوزیرلب‌میگفت؛ خدایارباب رباب‌راچه‌کنم...
عباراروی‌جگرگوشه‌اش‌انداخته بودانتهای‌تیرازعبابیرون‌زده، روی‌برگشتن‌نداشت‌قدم‌میزدو قدم‌میزد... ورباب، درون‌خیمه‌نشسته‌بود،
مادربود؛ سریع‌میفهمیدازصدای‌هلهله‌و تکبیردشمن،به‌خودش‌میگفت؛ خدایااین‌کم‌رازمن‌قبول‌کن؛ سن‌ نرسید‌شمشیروزره‌داشته‌باشد...
دلش‌ارام‌نمیشد..، باخودش‌زمزمه‌میکردبروم‌یانروم، وآن‌طرف‌خیمه‌گاه‌هم‌همین‌تردید به‌جان‌حسین‌افتاده‌بود... رباب‌زمزمه‌میکرد؛ نکندبروم‌وشرمنده‌شود! خدانکند!رباب‌بمیردحسین‌شرمنده‌نشود(: نکندنروم‌وبی‌احترامی‌باشد، من‌محرمش‌هستم‌من‌ارامش‌نکنم چه‌کسی‌میتواند؟!...
تصمیمش‌راگرفت، لبه‌های‌خیمه‌راکنارزدوبیرون‌رفت؛ حسین‌روی‌دیدنش‌رانداشت‌رو برگرداندوسرش‌رابه‌زیر‌انداخت... توان‌دیدن‌چشمان‌رباب‌رانداشت، اخرین‌بارقبل‌ازرفتن‌چشمان‌رباب به‌علی‌دوخته‌بودوبه‌حسین!
یعنی‌حسین،علی‌رااول‌به‌خدا وبعدبه‌تومیسپارم.... حسین‌این‌بارنتوانسته‌بود امانت‌داری‌کند؛ رباب‌حال‌روزحسین‌راکه دیدقدم‌هایش‌راسرعت‌بخشید...