eitaa logo
- دچار؛
7.7هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
73 فایل
﷽ میگمادقت‌ڪردین همونجاڪہ‌قراره‌پروانہ‌بشین[←🦋 شیطون‌میادسراغتون؟ مأوا ﴿بخـٰوان از شروط﴾ 📝➺ @ma_vaa پناھ‌ حرفاتونہ﴿نٰاشناس بگو﴾ 🐾➺ @pa_nahh آنچہ گذشت﴿مباحث کانال﴾ 📜➺ @anche_gozasht تہش‌ کہ حرمہ﴿کانال دیگمونہ﴾ 📿 ➺ @t_haram
مشاهده در ایتا
دانلود
دانش، ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه اى شفاف است. |📿| || 📜|| https://eitaa.com/dochar_m •|
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توهم‌ای‌ناز‌مطلق‌از‌همان‌بالا‌ببین‌مارا! |🎞|  ____ 📱|| https://eitaa.com/dochar_m •|«💚🕊 »
- دچار؛
-
ارام‌ارام‌وخمیده‌به‌سمت‌خیمگاه می‌امدوزیرلب‌میگفت؛ خدایارباب رباب‌راچه‌کنم...
عباراروی‌جگرگوشه‌اش‌انداخته بودانتهای‌تیرازعبابیرون‌زده، روی‌برگشتن‌نداشت‌قدم‌میزدو قدم‌میزد... ورباب، درون‌خیمه‌نشسته‌بود،
مادربود؛ سریع‌میفهمیدازصدای‌هلهله‌و تکبیردشمن،به‌خودش‌میگفت؛ خدایااین‌کم‌رازمن‌قبول‌کن؛ سن‌ نرسید‌شمشیروزره‌داشته‌باشد...
دلش‌ارام‌نمیشد..، باخودش‌زمزمه‌میکردبروم‌یانروم، وآن‌طرف‌خیمه‌گاه‌هم‌همین‌تردید به‌جان‌حسین‌افتاده‌بود... رباب‌زمزمه‌میکرد؛ نکندبروم‌وشرمنده‌شود! خدانکند!رباب‌بمیردحسین‌شرمنده‌نشود(: نکندنروم‌وبی‌احترامی‌باشد، من‌محرمش‌هستم‌من‌ارامش‌نکنم چه‌کسی‌میتواند؟!...
تصمیمش‌راگرفت، لبه‌های‌خیمه‌راکنارزدوبیرون‌رفت؛ حسین‌روی‌دیدنش‌رانداشت‌رو برگرداندوسرش‌رابه‌زیر‌انداخت... توان‌دیدن‌چشمان‌رباب‌رانداشت، اخرین‌بارقبل‌ازرفتن‌چشمان‌رباب به‌علی‌دوخته‌بودوبه‌حسین!
یعنی‌حسین،علی‌رااول‌به‌خدا وبعدبه‌تومیسپارم.... حسین‌این‌بارنتوانسته‌بود امانت‌داری‌کند؛ رباب‌حال‌روزحسین‌راکه دیدقدم‌هایش‌راسرعت‌بخشید...
اباعبدالله!اقا‌جانم! پدرومادرم‌به‌فدایت؛ اقاببخش‌ربابت‌را علی‌اکبرت‌که‌شهیدشد دورت‌شلوغ‌شدنشد‌بیایم، اقا‌شهادت‌علی‌اکبرت‌را تسلیت‌میگویم....
_رباب! نگواین‌حرف‌رامراشرمنده‌تر نکن‌رباب،علی‌اصغرت...
آقااین‌حرفاراکناربگذار خودت‌خوبی؟...(: علی‌اصغرفدای‌سرت، جانم‌به‌فدایت‌چرادستت‌خونیس؟ زخمی‌شده‌ای؟
تکه‌ای‌ازچادرش‌راپاره‌میکند، وبه‌دست‌حسین‌میبنددوزیرلب زمزمه‌میکند؛ اشکال‌نداردقراراست به‌غارت‌برود،اشکال‌ندارد...