سوالِمناینهعلیاکبـر
قطعهبهقطعهشدتنشچجوری!
سوالِمناینهچطورشهیدشد
کهتاحسینرسیدناامیدشد؛
میمیرمازهمینحالت،اربابمونُببین
تاجسماکبرشبازانوهاشهیمیخورهزمین
بلندههقهقش،میمیرمازهمین
یهداغتودلِحسیننهفته
بههیشکیحتیخواهرشنگفته،
هرعضویروبرمیدارهمیبوسه
یهعضودیگهرویِزمینمیوفته:)!
صورتروصورتعلیگذاشت،همهدارن
هلهلهمیکنن،یهمرتبهحسکردیهدستِ
مهربونروشونشهیهنگاهکرددیدخواهرش
زینبـه(:
تنهاکشتهایکهپایناموسِحسینُوسطِ
میدونبازکرد،علیاکبربود،یهوقتصدازد
علیجـانبلندشوببینعمهاومده،نامحرمـا
همدارنمیـان؛
چیشدهعمهامرفتهوسطِ میدون،خوبنگاه
کردمدیدمجوونـایهعباروگرفتن،یهبـدنِ
قطعهقطعه...
دوبارزنوبچهریختنبیرونازخیمه؛
باردومکجابودریختنبیرون؟!
یهبارسرعلیاکبرهمهازخیمهریختنبیرون
یهباردیگههمهمهازخیمههابیروندویدن
ولیسالارزینبراندیدن..
مرحومسیدبنطاووس،مرحومشیخحُرعاملی
دوتاازمقتلنویسانیکهسندشونمعتبرهو
محکممیگن،میگنوقتیرسیدکنارِبدنِعلیاکبر،
همتوندیگهدوسهکلمهروبلدیدلااقلعربی
هیچمقتلیخصوصاًایندومقتلننوشتن
"فَنَزَلَمِنَالفَرَس"اگهمیخواستبگهکنار
بدنازاسبپاییناومداینعبارتُمیگفت؛
نوشتنتانگاهشبهعلیاکبرافتاد"فَسَقَطَمِنَالفَرَس"باصورتافتادروخاک
ابیعبداللههیمیخواستبلندبشه،
هیمیخوردزمینآخاینصحنهمیکشه..
یهوقتدیدنیهپیرمردروزانوهاشداره
راهمیره(:
هیمیگفتیهبابابگو،
لباتروهمبذاربگوبابایهباردیگهصداتو
بشنوم،هرکاریکردعلیحرفنمیزدکارتموم
شدهبود:)💔