4 ماهه ازدواج کردم، چند وقت دیگم 20 سالم میشه در حالی که مردای غریبه هنوز به وفور عمو صدام میزنن
صبح روز مهم ترین آزمون من مامانم چه تصمیمی گرفته باشه خوبه؟
تصمیم گرفته بره دنبال زن زوله های محله بعد این که منو گذاشت سر جلسه آزمون ببرتشون گلستان (:
دیشبم خواب دیدم باز جنگ شده بود آمریکا نیرو فرستاده بود تو ایران دونه دونه خونه هارو تخلیه می کردن
وقتی ما از پنجره دیدیم رسیدن تو کوچه ما من رفتم کفشامونو از پشت در بردارم که فک کنن خونمون خالیه و همون لحظه که من پشت در بودم اینا رسیدن به اسارت گرفتنم :)