صبح روز مهم ترین آزمون من مامانم چه تصمیمی گرفته باشه خوبه؟
تصمیم گرفته بره دنبال زن زوله های محله بعد این که منو گذاشت سر جلسه آزمون ببرتشون گلستان (:
دیشبم خواب دیدم باز جنگ شده بود آمریکا نیرو فرستاده بود تو ایران دونه دونه خونه هارو تخلیه می کردن
وقتی ما از پنجره دیدیم رسیدن تو کوچه ما من رفتم کفشامونو از پشت در بردارم که فک کنن خونمون خالیه و همون لحظه که من پشت در بودم اینا رسیدن به اسارت گرفتنم :)
من پارسالم همین آزمونو یه مقطع پایین تر تو مشهد دادم
امروزم روسری سبزمو سرم کردم و رفتم سر آزمون، مثل پارسال، قبل امتحانم توت خوردم، مثل پارسال
ولی خب
جلوی در حوزه
جای سید خالی بود
که با خودش بطری شیر
و یه کیک صبحانه گنده بیاره
و ما عین بچه صغیرا
کنارش بشینیم رو نیمکت
تا نفری یه تیکه کیک و سه تا قلپ شیر بهمون بده
پ ن : پشت سرم یه خونوادن که بعد از آزمون پسرشون تصمیم گرفتن تو دانشگاه پیکنیک کنن😂