eitaa logo
💌 دخترونه حرم امام رضا علیه السلام
9هزار دنبال‌کننده
11.1هزار عکس
2.7هزار ویدیو
304 فایل
💌 کانال رسمی «دخترونه حرم امام رضا علیه السلام» 💌https://www.haram8.ir/dokhtar_razavi معاونت تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی 💚👈 راه ارتباطی با دخترونه رضوی: @dokhtar_razavi_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
آن روز ابوهارون نزد امام صادق (ع) آمد. امام (ع) به او فرمود: «ای ابوهارون، شعری درباره امام حسین (ع) بسرای» او شعر گفت و امام (ع) با شعرش گریست.⛅ آرام آرام با شنیدن شعرهای ابوهارون، صدای گریه از درون خانه هم به گوش رسید. وقتی ابوهارون از شعر خواندن فارغ شد، امام (ع) به او فرمود: «ای ابوهارون، هر که برای حسین (ع) شعری سراید و خود بگرید و یک نفر را بگریاند، بهشت برایش واجب می‌شود...»💚 🍃 دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi
🍃 #یک_سخن_خوب امام صادق (ع) فرمود: نفَس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است ✨ و اندوهش برای ما، عبادت است 🍀 و پوشاندن راز ما، جهاد در راه خداست 🌙 سپس امام (ع) افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت💫 📚 امالی شیخ مفید، ص ۳۳۸ دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi
💌 دخترونه حرم امام رضا علیه السلام
🍃 پدرش عمر بن حجاج بود؛ همان که با لشکر عمر سعد همراه شد و از هم‌رزمانش خواست در کشتن امام حسین (ع) شتاب کنند و به امام امان ندهند! اما او مثل پدر نبود. وقتی مسلم بن عقیل به کوفه رسید، در خانه‌اش از او پذیرایی کرد.⛅ دلش بیتاب دیدار امام حسین بود و وقتی امام به کربلا رفت، او لحظه‌ای درنگ نکرد و همراه فرزندش به لشکر امام پیوست. «رویحه»، همسر هانی بن عروه بود؛ دلی عاشورایی داشت و قلبی لبریز از محبّت حسین (ع)💚 📙 برگرفته از کتاب زنان عاشورایی. 📎 نوشته‌ی زهرا یزدان‌پناه. ۱۳۹۰ 🏴دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi
💌 دخترونه حرم امام رضا علیه السلام
#معرفی_کتاب
🍃 🌙 ديشب چگونه به خواب رفتم؟ چه گفتم؟ تا كجا گفتم؟ هيچ نفهميدم. نيمه‌های شب از صدای گريه‌ی تو بيدار شدم. آرام‌آرام تن خسته‌ام را كنار پنجره رساندم. ديدم كه بر سجاده نشسته‌ای و اشك مثل باران از شيار گونه‌هايت می‌گذرد و از حاشيه مقنعه‌ات فرو می‌ريزد ⛅ ...و من تا صبح در كنار اين پنجره به نماز باران تو اقتدا كردم و اشك ريختم. . ...يادت هست وقتی علي اكبر به دنيا آمد، چند نفر با ديدنش بی‌اختيار تو را آمنه صدا زدند و علی را محمد؟! عجيب بود اين شباهت.🌾 آنقدر كه من به محض تولّد او، بوي پيامبر را در فضاي حياط استشمام كردم. يادت هست آن بيقراري‌هاي مرا؟ آن شيهه‌هاي بی‌وقتم را، آن سمّ زمين كوبيدنم را؟⚡ آن قدر اهل خانه را به عجز آوردم و تا نوزاد را نشانم ندادند، آرام نگرفتم! محمد بود! به‌واقع محمد بود! هيچ كس محمد را در آن سن و سال كه من ديده بودم نديده بود. پنج‌سالگی پيامبر را كداميك از اهل خانه ديده بودند؟ و اين كودك پريچهره مو نمی‌زد با آن محمد ماهرو 💚 📙 دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi دخترونه‌ای‌ها در مسابقه و پویش حتتما شرکت کنید❤
💌 دخترونه حرم امام رضا علیه السلام
#خاطره‌‌های_عاشورایی
🍃 ✋ اوّلین باری که یا حسین گفتی رو یادته...؟ اوّلین باری که لباس سیاه به تن کردی💫 اولین باری که پا به مجلس سیدالشهدا گذاشتی 🌙 اوّلین باری که... می‌بینی؟ خیلی از ما اولین‌بارهای عاشورایی شدنمون رو به یاد نمیاریم و باید سراغ اونها رو از پدر و مادرمون بگیریم🍀 ما حسینی نفَس کشیدیم، حسینی زندگی کردیم، و کاش حسینی... : دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi
💌 دخترونه حرم امام رضا علیه السلام
🍃 👌 در زیارت امام‌حسین (ع) می‌گوییم: «اشهد انک نور الله الذی لم یطفأ و لایُطفا ابدا» (شهادت می‌دهم تو نور خدایی که نتوانستند و نخواهند توانست خاموشت کنند)🍀 . اگر کسی اراده کند این نور را از بین ببرد، خودش از بین می‌رود؛ چون امام‌حسین (ع) به‌واسطۀ عبودیت و بندگی، مصداق «نُورُالله» شده‌اند؛ بنابراین از ازل روشن بوده و تا ابد هم هيچ‌كس نمی‌تواند آن را خاموش كند.⚡ . چقدر اراده کردند که قبر ابی‌عبدالله (ع) را از بین ببرند! شد؟ ابداً! چقدر اراده کردند بازار ایشان را کساد کنند! شد؟ ابداً! چرا؟ چون راه ابی‌عبدالله (ع) راه بندگی است.💚 . 📎حجة‌الاسلام‌والمسلمین مؤمنی، رواق امام‌خمینی، ۱۸ آبان ۱۳۹۲ 💜 دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi
💌 دخترونه حرم امام رضا علیه السلام
#معرفی_کتاب
🍃 🌙 همیشه در پی حسین می‌رفت. حسین که می‌ایستاد، می‌ایستاد. حسین که راه می‌رفت، راه می‌رفت. شنیده‌ام که فقط در کربلا، عباس من پیش‌تر از حسین می‌رفت، تا اگر خطری جان مولایش را تهدید می‌کند، سپر بلای او باشد.🍀 حمیده‌جان مگر نه این است که کودک با نام مادر و بابا زبان می‌گشاید؟ نه، عباس من به حسین زبان گشود. با نام او تکلّم آغاز کرد و نام او نفس نفس زدنش را زینت بست.✨ عزیزم حسین هم بسیار دوستش می‌داشت. از در که می‌آمد اول عباس می‌گفت. او را می‌خواست. در آغوشش می‌گرفت و مثل پدر دستهایش را می‌بوسید.💫 روزی کنجکاوانه از مولایم علی پرسیدم: مولای من، در دستهای عباس من چه می‌بینی که خیره خیره به آنها می‌نگری، می‌بوسی و بر صورت و چشمها می‌گذاری؟🍁 مولایم سکوت کرد؛ سکوتی سنگین... هفت بند وجودم لرزید. رنگ از چهره‌ام‌ پرید. می‌دانستــم آینـــده برای علـــی از امــروز روشــن‌تر است...⛅ 📗 📙 دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi . دخترونه‌ای‌ها در مسابقه و پویش حتتما شرکت کنید❤