هدایت شده از فاطمہ
رمان🌱رد پای نسیم 🌱
قسمت چهل و سوم🌸
خب از سمت راست شروع میکنیم☺️
شما خودت رو معرفی کن 💕
+سلام من فاطمه جعفری هستم کلاس هشتم😊
+سلام من زهرا احمدی لو هستم کلاس هفتم😅
+سلام من حسنا دهستانی هستم کلاس ششم😁
وهمینطور خودشون رو معرفی کردن
من قوانین کلاس هارو گفتم دستور هارو گفتم و ....☺️
چون این جلسه فقط برای همین ها بود زود کلاس تموم شد😅
به بچه ها گفتم که جلسه بعد فلان روز و فلان ساعت بیاین😊
اونا که از خونه رفتن برگشتم تو اتاق پیش مامانم و گفتم :
+مامان ؟😊
-بله دخترم ؟! راستی کلاست خوب بود؟😅
+اره مامان خوب بود💕میگم امشب خونه خاله نمیریم؟
-چرا دخترم؟😳
+چون من یادم رفته تخته گلیم هدا رو بهش بدم🙈
-آهان😁باشه اگه موافق باشی تلفن بهش بزنم بگم بریم😊
+بله موافقم😁🧡
خب پس من تلفنش میزنم❤️
دینگ .... دینگ.....
-الو
+الو سلام خواهر خوبی؟😊
-سلام خواهر جان!😃
چه عجب !😁
چه خبر خوبی خوشی؟☺️
-سلام بله خوبم خوشم ☺️
دیگه😅
میگم امشب بیایم خونتون؟🙈
+بله عزیزم هیچ اشکالی نداره آقامون هم شیفت شب دارن نمیان خونه😊
-ا پس چه خوب 😘
ما دیگه انشاالله شب مزاحم میشیم😁
+نه بابا مراحمین 😘
-زنده باشی خدانگهدار☺️👋🏻
+خداحافظ عزیزم😍
_________♡☆♡______________
ادامه قسمت بعدی فردا🙂
نویسنده فاطمه شیخی🌸
کپی از نظر شرعی حرام است❌❌
هدایت شده از فاطمہ
رمان🌱در پای نسیم🌱
قسمت چهل و چهارم🌸
دخترا معصومه فاطمه! سریع آماده بشین میخوایم بریم خونه،خاله زهرا😊
ما آماده شدیم و همراه هم به سمت خونه خاله زهرا راه افتادیم🚶🏻♀
بعد از ۱۰دقیقه به خونشون رسیدیم پیاده شدیم،و زنگ زدیم👆🏻
دینگ،دانگ ..... دینگ دانگ....
-بله؟
+ماییم خاله زهرا
-بفرمایید داخل
در رو باز کرد و وارد خونه شدیم😃🌱
+سلام خاله زهرا خوبید؟😅
-سلام عزیزم بله خوبم شما چطورید؟ ☺️کم پیدا😉
+ما هم خوبیم دیگه😅
خب بفرمایید بشینید😁
رفتیم نشستیم روی مبل😊
بعد خاله واسمون چایی و شیرینی آورد😋
و با هم گرم صحبت شدیم💕
+آهان راستی هدا جون بیا این هم تخته گلیمت یادم رفته بود برات بیارم🙈شرمنده😅
-نه با با دشمنت شرمنده😁
+راستی امتحانارو خوندی؟ 😰
-نه😁
+نه؟؟ 😐
اونوقت خوشحالی؟؟ 😐
-حوصله خوندن ندارم😉
+خسته نباشید شاگرد نمونه😂😐🖐🏻
-نه خب ببین سخته پس فردا امتحان داریم فردا میخونم😆
+باشه من خوندم ولی کم😁
-همینم خوبه😌
خب دیگه چه خبر؟😉
+هیچی سلامتی😁
-یه لحظه بیا بریم تو اتاقم! 🙃
+چرا؟ 🤔
-نه خب بیا، باهات کار دارم🤫
+باشه 🙂
__________°°°_________________
ادامه قسمت بعدی فردا🙂
نویسنده فاطمه شیخی🌸
کپی از نظر شرعی حرام است❌❌
2.mp3
4.03M
🔳 #رحلت_امام_خمینی(ره)
🌴به نام نامی عاشقان بریده سر
🌴به پیش تیغتان میشود سینه ام سپر
⏯ #زمینه #فارسی #ترکی
#امام_خمینی ❣
↬❤️@dokhtaranefatemiiii
❲نحن ابنـاء الخمینی
مــا فرزندان روح الله هستیم♥️❳
↬❤️@dokhtaranefatemiiii
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#تم🌈
آبی💙 الماس💎
↬❤️@dokhtaranefatemiiii
•『🌶』
•
طوریباپدرمادرتونرفتارنکنید
کهاگهگفتنخدایهبچهبهتبدهمثلخودت
نفهمےدعاتکردنیانفرین!
#بدون_ٺعارف
↬❤️@dokhtaranefatemiiii
#طنز_جبهه『°•.😂.•°』
#لبخندخاڪے
به شوخ طبعی شهره بود …!!
یک روز دیدم پوتین هاشو به گردن آویزان کرد و داد می زد :
« کی می خواد #پوتینشو واکس بزنه !»
همه تعجب کردن ! آخه ممد آقا و این حرفا، به گروه خونش نمی خوره!کی متحول شده که ما خبر نداریم .😜
خیلی از رزمنده ها پنهانی این کارو می کردن اما ممد دیگه علنیش کرده بود.
بالاخره طاقت نیاوردم و از پشت سرش حرکت کردم ببینم چی می شه .
یکی از رزمنده ها که اولین بار اعزامش بود و شاید ایثار رزمنده ها رو شنیده بود اومد جلو گفت :
« من»
ممد هم بلافاصله پوتینشو از گردنش بیرون آورد و گفت :
« پس بی زحمت اینو هم واکسش بزن!»😂
بی چاره رزمنده خشکش زده بود نمی دونست چی بگه!😁
ٵللِّھُمَ؏َـجِّݪلِوَلیڪَالفَࢪج°•🌱
↬❤️@dokhtaranefatemiiii