10.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹
💎 مستند کلیپ شهید احمد مشلب 💎
#شهید_احمد_مشلب
.....🦋.....
https://eitaa.com/dokhtaranmontazer
.....🦋.....
🌹🌹🌹
🌱
خوشحـ😌ـالم ڪہ
از بین تمام موجودات
انسان آفریدهـ شده ام😎❣
و چہ چیز بهتر از اینڪہ👇
من هم از بین
تمام این دخترها👧🏻
#حجاب را دارم😌🧕🏻
و از بین حجاب ها🍃🌸
چادرم را😍
#مثلالماس💎•°
.....🦋.....
https://eitaa.com/dokhtaranmontazer
.....🦋.....
#چادرانه
یادت باشہ؛🍃🌸
چــادُرتفقطبراےرضاےِ
خداسٺولاغیر..
اگــرچـــادُرےڪـهبھ سر
انداختــهاے ،
خُـدایۍاتنمۍڪُنــد ؛
نیــّتترا اصلاحڪن...♥️:)
.....🦋.....
https://eitaa.com/dokhtaranmontazer
.....🦋.....
18.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوࢪے 🌱
السلامعلیڪیاعلےبنموسےالࢪضاالمࢪتضی ✋
التماس دعا🤲
.....🦋.....
https://eitaa.com/dokhtaranmontazer
.....🦋.....
#فاطمیه
● مستقیم! 🚕
وقتی نشستم گفتم: ببخشید عزیز، میشه ضبطو خاموش کنی؟؟؟؟
○ گفت: حاجی اینا مجازه؛ چیز بدی هم نمیخونه.....😕
● میدونم .....ولی عزادارم!
○ "شرمنده" 😟
و ضبط رو خاموش کرد.
○تسلیت میگم اقوام نزدیکتون بوده؟؟؟؟
● بله #مادرم ....
○ واقعا تسلیت میگم. #داغ_مادر خیلی سخته....منم تو بیست و پنج سالگی مادرم مریض بود و زجر میکشید. بنده ی خدا راحت شد. 😔
● خدا رحمتش کنه
○ خدا مادر شمارم بیامرزه...
بعد پرسید
○ مادر شما هم مریض بودن؟
● نه.مجروح بود....
○ مجروح جنگی؟؟ شیمیایی بود؟؟😳
● نه ... یه عده اراذل و اوباش ریختن سرش و تا میخورد زدنش.
○ جدأ؟😳😳شمام هیچکاری نکردی؟
● ما نبودیم وگرنه میدونستم چیکار کنیم.....
○ خدا لعنتشون کنه... یعنی اینقد ضربات شدید بوده؟؟؟ 😳
● آره... مادرم #سه_ماه بستری شد و بعد از دنیا رفت.... 😭
○ حاجی ببخشیدا...عجب بیناموسایی بودن! من خودم هر غلطی میکنم؛ گاهیم عرق میخورم ولی پای #ناموس که وسط باشه نمیتونم آروم بشینم ....😡
😢 بغضم گرفت ...تو دلم گفتم کاش چندتا جوون عرقخور مثل تو بودن اون روز.....
نمیذاشتن به #ناموس_علی جسارت بشه......😭
سکوتمو که دید گفت ظاهرأ ناراحتت کردم....😕
● نه خواهش میکنم ... واقعا داغ مادر بده! مخصوصا اگه #جوون باشه...
○ آخ آخ... جوون بودن؟؟
● آره #فقط_هجده_سالش_بود...💔
○ گرفتی ما رو حاجی؟؟؟؟؟
شما خودت بیشتر از هیجده سالته😒
حرفش رو قطع کردم و گفتم: مادر شما هم هست... این هجده ساله #مـــادر همهی ما شیعه ها #حضرت_زهراست.....🥀
یه مکثی کرد و با تعجب نگام کرد و بعد دوباره خیره شد به جاده....😶
○ آها ببخشید تازه متوجه شدم..... راست میگی... هیچوقت اینجوری به قضیه نگاه نکرده بودم...😔
■ لحظاتی به سکوت گذشت
○ یه سیدی مداحی هم دارم؛ البته برا محرمه....
و بعد یه نگاه سوالی بهم انداخت؛
جواب ندادم...
خودش داشبورد رو باز کرد و یه سی دی گذاشت تو ضبط.
چند ثانیه بعد یه نوای آشنا بلند شد.
#یاحسین_غریب_مادر🎶
من بودم و راننده و صدای مداحی و نگاه خیسم به اطراف.... 😭😭
.....🦋.....
https://eitaa.com/dokhtaranmontazer
.....🦋.....