علی بیخیــال ؛
او سهمش پرواز بود ...
علی جوانی بود که تمام اعضا و جوارحش را
در کنترل خود داشت او دفترچه ای داشت که
نامش را «طریق پرواز » گذاشته بود و اعمال
روزانه خود را در انتهای روز با امتیاز مثبت و
منفی مشخص میکرد و اینگونه به حسابرسی
اعمالش میپرداخت و به خود تذکر میداد ...
او از شاگردان آیتالله حقشناس بود
در بخشی از وصیتنامهاش آمده است :
من خیلی کمتر عطر خریدهام زیرا هر وقت
بوی عطـر می خواستم از ته دلم می گفتم
"حسین جان" آن وقت فضا معطر می شد.
علی در سن 19سالگی در عملیات بدر به فیض
شهادت رسید و در قطعه 27 بهشت زهرا (س)
به خاک سپرده شد .
کتاب « علی بیخیال » زندگینامه و خاطرات
این شهید عزیز است که به همّت گروه فرهنگی
شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.
#شهید_علی_حیدری
#روحش_شاد_باصلوات
#خانواده_های_شهدا『°•.≼🌼≽.•°』
دستِ لرزانم را رویِ سینهاش گذاشتم
دلم میخواست تپش قلب داشته باشد
زیر دستم حس کنم که هنوز قلبِ حمیدِ من میتپد
ولی هیچ خبری نبود
هیچ واکنشی نشان نمیداد
سختترین لحظات برایِ یک همسر همین لحظات است
قلبی که یک عُمر برای تو تپیده
حالا دیگر هیچ نبضی هیچ حرکتی هیچ حرارتی ندارد
قلبِ حمید من از حرکت باز ایستاده بود
همان قلبی که روزِ خواستگاری
به من گفته بود:
عشقِ اوݪ این قلب خداست
عشقِ دومش امامحسین(ع)
و شما عشقِ سوم من هستی..:)
#همسرشهید
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
ٵللِّھُمَ؏َـجِّݪلِوَلیڪَالفَࢪج°•🌱📿•°
---------------------------------------------------
#عاشقانه_های_شهدا『°•.≼💞≽.•°』
مـدتیبـودمثـلهمیشھنبـود
بیشتـروقتهـآتـوخـودشبـود؛
فھمیـدهبـودمڪھدلشهـوآییشدھ!!!
تـآاینڪھیڪروزاومـدنشستروبھروم؛
گفت:ازبیبییھچیزیخـوآستـم
اگھحـآجتموبدن
مطمئنمیشمرآضیهستنبھرفتنمـن!☺️
ازشپـرسیـدمچیخـوآستی؟
گفت:یھپسـرڪآڪلزری😉😅
اگھبـدونـمیھپسردآرم
ڪھمیشھمـردخـونت،
دیگھخیـآلـمازشمـآرآحتمیشھ🙃
وفتیرفتـمسـونـوگـرآفیفھمیـدم
بچھپسرھ،قلبـمریخت😓💔
چـونخـودمممطمئنشـدم
حسنبـآیـدبـرھسـوریـھ😔
وقتیرسیـدمخـونـھ؛پـرسیدبچھچیـھ؟!
نگـآهـشڪردموگفتــم:
دیـدآرمـونبـھقیـآمت...😔💔
✍همسرشھیـدحسنغفـآر؎...
#شهید_حسن_غفاری🌸
ٵللِّھُمَ؏َـجِّݪلِوَلیڪَالفَࢪج°•🌱📿•°
---------------------------------------------------
🕊بسم رب الشهدا و صدیقین 🕊
❤️ #شهیدجهادعمادمغنیه ❤️
زندگینامه و خطرات فرمانده
👈قسمت10👉
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌹 این اواخر مادر جهاد خیلی دعا می کرد که #جهاد به چیزی که خودش دوست دارد و از مادرش دعا برای آن را می خواهد برسد، یعنی طوری شهید شود که قدر و ارزشش بالا برود و به محضر پدرش مشرفش کند.
🌹 وقتی خبر شهادت #جهاد را به مادرش دادند ، گفت:« " ناراحت نیستم ، خوشحال هم هستم که پسرم به چیزی که می خواست رسید" 🌹
🌹 پیش از شهادت فرزندم هر روز #سجده_شکر به جا می آوردم و دعا می کردم که خداوند #شهادت در راه خودش را روزی فرزندم کند و او را سربلند و در بلند ترین مرتبه قرار دهد.🌹
🌹امام خمینی (ره) فرمود خیر در اختیار خداوند است، زمانی که #خبر_شهادت فرزندم #جهاد را شنیدم افتخار کردم.🌹
🌿☘🌿☘🌿☘🌿☘
💐 پیش از شهادت حاج عماد ، زندگی #جهاد یک زندگی #امنیتی بود. مدام از مکانی به مکان دیگر برای زندگی جا به جا میشدند.
❤️ #جهاد ❤️ در روز های پایانی زندگیش به من می گفت:« که بسیار از شهادت پدرش ناراحت است و هنوز نتوانسته است که آن واقعه را فراموش کند، ناراحتی اش به خاطر این نبود که #پدر را از دست داده ، بلکه به این خاطر که پس از #حاج_عماد نتوانسته الگویی کامل چون او برای خود پیدا کند.
#شهید_جهاد_مغنیه
💐 💐
🕊 #شهدا
🦋 شهید مهدی ذاکر حسینی🌹:
🍏 قضیه شال اسرار آمیز آقا مهدی که همیشه در عملیات ها به سرش می بست چه بود⁉️
❄️ اجداد شهید ذاکر حسینی
از ذاکران اهل بیت بودند🍒
آنها همیشه در مناسبت های مذهبی، برای اهل بیت (ع) تعزیه خوانی می کردند🌱
🏵 به همین دلیل آنها را ذاکر حسینی می خواندند 🏵
🌸🌼 پدر بزرگ مهدی همیشه شال مشکی را روی سر می بست و تعزیه حضرت زینب (س) را اجرا می کرد
و حالا مهدی و شال اسرار آمیز او...👇🏻
🌼 در عملیات آخر، به خاطر موقعیت حساس خلصه و همچنین درگیری های فراوان، مهدی فرصت بستن شال را پیدا نکرد و در همان عملیات به درجه رفیع شهادت نائل آمد🌷
یہسلامبدیمبهحضࢪٺآقا🤚🌱
#السَّلامُعَلَيْكَيَاحُجَّةاللّٰهِفِىأَرْضِهِ🌿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آرزونمۍٖکنــمکـہبیایۍٖ🖇️
،آرزومیکنــم🤲🏻
وقتۍٖآمدۍٖ🍃
چشمانم👁️👁️
شرمسار😞
نگاهتنشود🥀
چونهمہمیدانندمۍٖآیۍٖ.•🌿○`
🌿| #امام_زمان