eitaa logo
『 دختࢪاݩ زینبـے 』
1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
3.2هزار ویدیو
430 فایل
بسم‌تعالے^^ [شھدآ،مآروبه‌اون‌خلوتتون‌راهےبدین!💔:) ـ خاک‌پاۍنوکراۍمادر! مجنـون‌شده.. عاشق‌اهل‌بیت¡ ‌سایبرۍکانال↯ @sayberi_313 پشت‌جبهہ↯ @jebhe00 متحدمونہ️‌↯ @Nokar759 @Banoyi_dameshgh @mim_mobtalaa کپے! ‌صلوات‌براآقامون‌ ودعابراۍبنده‌حقیر
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
• 💚🌿💚🌿💚🌿💚 • °•○●﷽●○•° ✍️بھ قلمِ |میـم . علےجانپور داداش مجیدۍ که قول داده بود بدون من نره .. قول داده بود منو تنها نزاره .. این قرآن رو هم قبل از اینکه بره داد بهم گفت اگر برگشتم که ازت میگیرمش ولے .. ولے اگر برنگشتم ازش خوب مواظبت کن که برام خیلے باارزشه .. بازش کردم .. یه نگاه به پشت سر انداختم هیچ کسے نبود .. طرف خانم ها هم کفشے نبود براۍ همین با خیال راحت مثل همیشه بلند خوندم .. یه آرامش خاصے رو بهم منتقل کرد .. قلبم آروم شد .. بلند شدم نمازم رو خوندم .. نشستم تا یکم استراحت کنم اما نمیتونستم .. شاید مائده بهوش اومده بود .. شاید بهم احتیاج داشته باشه باید میرفتم .. اما واقعا تنم کوفته بود .. نشستن رو زمین لباسام رو داغون کرده بود اشک هایے که ریخته شده بودند به طرز افتضاحے به مغزم فشار آورده بود .. اما ناچار بدون خواسته خودم بلند شدم .. …… ﴿آیـھ﴾ بلند شدمو یکم پرده رو زدم کنار دستم رو دهنم بود تا صدام در نیاد .. پشتش به پرده بود .. صداۍ گریه هاش میومد .. قلبم لرزید .. بغض کردم .. داشت گریم میگرفت که .. صداۍ قرآن خوندن مجتبے تو نمازخونه کوچیک پخش شد .. چه صداۍ دلنشینے داشت ! تا حالا به قرآن خوندنش توجه نکرده بودم .. یه لحظه تنم لرزید احساس کردم همین الان دلم میخواد قرآنو بزارن رو به رومو بگن برا خودته ... به کسے احتیاج داشتم که بهم توجه کنه .. حداقل یه قرآن بهم بده ! تو این چند لحظه با شنیدن صداۍ مجتبے عاشق قرآن شدم .. شاید قلبم دوست داشت با معشوقه اش یک چیز شبیه به هم داشته باشه ! چند دقیقه گذشتو پاۍ من دلش نمیخواست بره .. بعد از خوندن قرآن هنوز نشسته بود .. منم تندۍ رفتم کیفم رو برداشتمو کفشم رو که داخل آووردم رو برداشتم .. پوشیدمش ؛ کیفم رو گذاشتم رو شونه ام ! اومدم برم که پام به سیمے که اونجا بود گیر کردو یا سر افتادم زمین .. درد پاهام باعث شد به خودم بپیچم .. دلم میخواست جیغ بزنم هر لحظه دردش بیشتر میشد .. دیگه دست خودم نبود .. دستمو گذاشتم رو پام که بخاطر دردۍ که داشت صدام در اومد .. یه آخے کردم که یهو مجتبے دوید بالا سرم با دیدن من دستپاچه بهم نگاه میکرد اما از چهره اش معلوم بود نمیدونست چیکار کنه .. ادامـه داࢪد ... ڪپـے بـھ هـࢪ نحـوۍ ممنـوع و پیگـࢪد قـانونـے داࢪد ❌ پـرش به پـارت اول ↯ http://eitaa.com/dokhtaranzeinabi00/23825 لینـک کانـالمونِ ↯ https://eitaa.com/joinchat/3764518990C8dcd051ac8 • 💚🌿💚🌿💚🌿 •
به‌نام‌خدای‌دلتنگ‌ها♥️
چه زیباست...اسمت را می گویم می درخشد میان تمام سیاهی های این دنیا... وقتی می آیم کنارت توسل می کنم تا شاید دعایم کنی و مستجاب شود شهادتم... ❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام‌ظھرتون‌بخیر🌸🍁 عیدتون‌مبارک‌رفقـا💜🖐🏼 برای‌باباهاتون‌چی‌خریدین؟!😁🧦