باور کن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سختترین کارهاست، سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد. پس بیش از اندازه بر روی موضوعی اصرار نکنید.
رها کن. بپذیر یک سری آدمها، اتفاقات، خاطرات، تجربه بودن و اثرشو روی زندگیت گذاشتن. و تو لازم نیست اونهارو همیشه با خودت حمل کنی. نه به خاطر بیاهمیت بودنش، به خاطر ارزشی که به تو داده و رفته. بهت قول میدم اینجوری زندگی خیلی برات قشنگتره.
تا حالا شده بعد از معاشرت با یسری آدما حس کنید کثیف شدین؟!
یعنی بعضیا انقدر از لحاظ رفتاری سطح پایین و منزجر کنندهان که آدم حس میکنه یه لایه غبار نشسته روش.
از قشنگ ترین حس ها؟ اون لحظه که یه نفر با دیدن یه چیزی میگه این خیلی تویی. قشنگ حس اینکه یه نفر بهت توجه داره رو لمس میکنی.
من واسه شبايی كه دلم ميخواس تنهايی تو خيابونا قدم بزنم اما چون دختر بودم و شهر ناامن بود بايد كيو نبخشم!؟
بذار به هر کی میخواد پیام بده، بذار هر کی رو میخواد فالو کنه، بذار هر طور که میخواد رفتار کنه چون زمانی که تو دست از کنترل کردن برداری، حقیقت خودش رو نشون میده، تو با عقب نشینی چیزی رو از دست نمیدی بلکه فقط به واقعیت فضا میدی که خودش رو نشون بده.
در و و دیوار این اتاق، تنها کسایی هستن که میفهمن چی تو دلم میگذره. وقتی دنیا خسته و بیمعنی میشه و روحم از بیپناهی پره، فقط اینا با سکوتشون و ترکای فراموششدهشون، همدرد منن. شاید هیچکس نتونه حرفای تلخ منو بفهمه، ولی این درو و دیوار همیشه گوش میدن.