در و و دیوار این اتاق، تنها کسایی هستن که میفهمن چی تو دلم میگذره. وقتی دنیا خسته و بیمعنی میشه و روحم از بیپناهی پره، فقط اینا با سکوتشون و ترکای فراموششدهشون، همدرد منن. شاید هیچکس نتونه حرفای تلخ منو بفهمه، ولی این درو و دیوار همیشه گوش میدن.
به احمقانهترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزدهام اما او در تمام خاطرات من راه میرود...
عشق یک جواهر یا عتیقه گرانقیمت است که آدم زندگیش را با آن معنا می کند، اما عتیقه فروشی پر از اجناس گران است که حالا از زندگی خالی شده.
من یادمه زمان جنگ با پشیمونی گفتم اگه جنگ تموم شه حتما فلان کارها رو میکنم ولی الان یادم نمیاد اون کارها چی بودن.
تکلیفتون رو با آدمهای نصف و نیمه مشخص کنید، آدمهای نصف و نیمه رو از زندگیتون کلا حذف کنین و بندازینشون بیرون، اینطور آدمها خستهات میکنن اونقدری که وقتی به خودت میای میبینی حتی حوصله خودت هم نداری.
اینکه فلان آدم آسیب دیده است وگرنه تو دلش هیچی نیست و گناه داره دلیل نمیشه پرخاش کنه و به بقیه آسیب بزنه و تحقیرشون کنه، شما با این حرفها به کار اون آدم اعتبار بیشتری میدید و ضعف خودتون رو توجیه میکنید.
شخصیت من را با برخوردم اشتباه نگیر، شخصیت من چیزی است که من هستم، اما برخورد من بستگی دارد به اینکه تو کی هستی...
من میگم کنار اومدم و پذیرفتم، ولی وقتی تنهام یه آهنگ رو ۳۸ بار پلی میکنم و میرم تو فکر.