نمیدونم چطوری بگم که قابل درک باشه ولی من همزمان که خیلی شوق زندگی دارم ولی شوق زندگی هم درونم مُرده.
بزرگسالی به طرز وحشتناکی داره منو از پا درمیاره، اصلاً نمیدونم رو چه حسابی یهو این همه مسئولیت روی دوشم گذاشته شد، بهخدا من فقط یکم عدد سنم زیاد شده، همین.
تلخترین قسمت هر آهنگ همونجاییه که اصلا توجهت به صدای خواننده نیست تمام توجهت پیش یه خاطره از گذشتهست.
امیدوارم کسی رو پیدا کنی که بدون اون نتونی زندگی کنی و امیدوارم که هیچوقت مجبور نشی بفهمی که زندگی بدون اون چه شکلیه.
یاد گرفتم وقتی کسی ازم دوری کرد، هرگز مزاحمش نشم، من آدمی نیستم که نبودن دیگران رو معنی کنم، اگه نباشی حذف میشی چون که ما زبون داریم برای حرف زدن، چشم داریم برای دیدن، گوش داریم برای شنیدن و مهمتر از همه راهنمایی به نام احساس میشه حس کرد، در عصر ارتباطات بی خبری یعنی نخواستن.
«ستبقى يتيمًا في غياب من تحب حتى وإن عانقكَ العالم بأسره.»
در غیاب آنکه دوستش داری یتیم خواهی بود حتّی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند.