گفتم ایرادی نداره، اما بعدش نه دیگه خندیدم نه ذوقی برام موند نه صداهای تو مغزم خوابید. من فقط وانمود میکنم که عیبی نداره.
اون لحظه رو برات آرزو میکنم که خدا بهت بگه:
«قَدْ اُوتِیتَ سُوْلَکَ!»
خواسته ات به تو داده شد🌱
آدم فقط کافیه یک روز برگرده به چیزی که دلتنگشه. همون ساعت اول میفهمه که چرا ترکش کرده بود و دلتنگی یه حس غلطه.
فکر میکنم یکی از بهترین حسهای دنیا اینه که یک نفر خیلی واضح بهت نشون بده که چقدر براش مهمی!
مدتی است که فیلمها را نمیتوانم در یک مرحله تماشا کنم. نصفه میمانند یا در چند نوبت میبینم. کتابها نصفه میمانند و پرسهها هم زود خسته میکنند، برمیگردم... انگار رفته رفته آدم نفس کم میآورد. یک چیزی در وجود ما از کار افتاده یا شاید خسته است و دقیقا معلوم نیست که چیست.
حس اولیهای که از آدمها میگیری هیچوقت دروغ نمیگه شاید یه بازهای فکر کنی اون اول اشتباه قضاوت کرده بودی، ولی هرگز، بعدا میفهمی که دقیقا دقیقا دقیقا همون حس اولیهات درست بوده.
مرحله داد زدن، گریه کردن و دعوا کردن یعنی هنوز چیزی برای گفتن و درست کردن یا تخلیه کردن هست؛ اونجا که ساکت میشی دیگه هیچی نیست. هیچی. یه وضع خنثی مطلق تو پوچ ترین و تاریک ترین حالت ممکن.