هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
آریس ، تا ابد نمیتونی به این احساسات عجیب و نصفهنیمه ادامه بدی. یا تمومش کن یا واضح.
تو همیشه اون خاکستری هستی که روی قلبم نشسته، با هر تپش، این خاکستر فریاد خاموشی میکشه و روحم رو آهسته میسوزونه.
شبها، سایهات مثل مه غلیظی دور خاطراتم میپیچه و میمونه، حس دلتنگی مثل خنجری تو سینهام فرو میره، هر لحظه عمیقتر، خاطرات خندههات رو زنده میکنه، بوی حضورت رو میآره تو باد، و نفس کشیدن رو سختتر از همیشه میکنه.
انگار دنیایِ من بدون تو خالیه.
کاش انقدر در مورد یک موضوع فکر نکنم چون هر بار که در موردش فکر میکنم به یکسری نتیجه های جدیدی میرسم که هر بار پیچیده تر از قبلن.