eitaa logo
دانلود
regretful
My black cat I miss you.
تا حالا با قلم دست به یقه‌ی کاغذ شدی؟
برخی کارها، حرف‌ها و احساسات، اگر زمانشون بگذره و تاریخ مصرفشون تموم بشه، دیگه اصلاً مهم نیستن؛ ذوق و هیجانشون کاملاً می‌پره و محو می‌شه. جسم خسته هم فقط ظاهراً می‌پذیرتشون و تحمل می‌کنه، اما روح حساس دیگه اون‌ ها رو اصلاً در آغوش نمی‌کشه و گرم نمی‌گیره. هر کاری هم کنی برای برگردوندنشون، مثل موجِ شکسته بر سنگ فرو می‌ریزه و پس زده می‌شه. مثل ستاره‌ای که در روزِ آفتابیِ پرنور کاملاً پنهان و بی‌رمقه، و در شبِ تاریکِ آسمانِ بی‌انتها خاموش و نامرئی؛ نه درخشش داره، نه گرمایی، نه اثری. این‌ها می‌شن اضافیِ تلخِ روزگار، بی‌اهمیت چون برگی که باد پاییزی اونو به دور دست‌ها می‌بره و دیگه هیچ ردی ازش نمی‌مونه، و دل رو پر از حسرتِ عمیقِ از دست رفته‌ها می‌کنه.
تو تاریکی هات خودمو گم کردم
regretful
واقعا هم جایِ تو خالی.
همش می‌مونه یه راز.
نور فندک همیشه یکی از نور های مورد علاقم باقی‌ میمونه.