eitaa logo
دانلود
رد اسمت روی لبم مونده.
هدایت شده از  Don't lie
همین که هیچی نگفتی همه چیزو گفت
هدایت شده از چائ دارچین
Is it better to speak or to die? it's better to die
هدایت شده از  Un Momento
هدایت شده از ‌ , خونه‌ ‌
Waisting
همین که بدونه‌ واسش جا داری براش کافیه))))
هدایت شده از Me against the world.
درود و نور؛ این پیام+پیامی از اینجا که نظرتونو جلب کرده‌رو توی چنلاتون فوروارد کنید و شاعر موردعلاقتونو قید کنید تا بهتون یه شعر ازشون تقدیم کنم و مشخص کنم درآینده چقدر احتمال داره شاعر/نویسنده بشین. Tag.
آخرین شبی که چون روزهایِ شکوفه‌دار نخست، با من بودی، شبی بود چون این شبِ پرستارهِ غمگین. در سکوتِ اتاقِ نیمه‌تاریک، غرق درس فارسی، هر لحظه بی‌قرار، گوشی را می‌نگریستم تا مبادا پاسخت را چون نسیمی دیر دهم و آن رشته ظریف پیوندمان، در بادِ دوری گم شود. سرانجام زمزمه کردم: «برو، فارسی دارم»؛ اما کاش بدانی، آن شب، کلماتِ شعرها را نخواندم. در هر غزلی که از پناه گرم دل‌ها می‌سرود، تصویر تو چون شمعی فروزان می‌درخشید بر صفحه‌هایِ خیس اشک پنهانم، و شبِ من شد اقیانوسی از خیالِ تو، موج‌موجِ دلتنگی. می‌اندیشیدم چگونه پس از این دوریِ خونین تلخ، چون گلِ نوبهار شویم؟ چگونه تظاهر کنیم که هیچ زخمی نبوده، که این جداییِ جانفرسا، بر دلِ من چون خاری، نادیده بوده؟ تظاهر می‌کردم، آری، از سرِ ضرورتِ زندگی، اما تو؛ تو تظاهر می‌کردی بی‌آنکه زنجیری بر پایت باشد. تظاهر به اینکه هنوز چون گوهری عزیزم، در حالی که در پستویِ دلت، سایه‌ام کم‌رنگ شده بود؛ تظاهر به شادی بازگشت گفت‌وگوهایِ قدیمی، در حالی که روحت جای دیگری پرسه می‌زد، وگرنه هرگز مرا در این گرداب اندوه بی‌پایان رها نمی‌کردی. فارسی ماند و ناتمام بر میز و من به جایِ نوازشِ کلامِ تو، با شبحِ خاطراتت هم‌آغوش شدم. آن جملات که روزی چون دیوانه‌ ها، با دستانی لرزان در دفترِ جانم حک می‌کردم؛ هر بار با خواندنشان، آتشی که تو در سینه‌ام افروختی، چون طوفانی وحشی شعله‌ور می‌شد و گرمایِ سوزانِ آغوشِ خیالی‌ات، تنِ یخ‌زده‌ام را می‌فروخت. اما آتشِ شور، پیش از گرمی، پوستِ جان را می‌سوزاند و استخوان را خاکستر می‌کند. سوختم در آن شعله‌هایِ فریبنده، خاکستر شدم از آن خاطرات مسحورکننده. اکنون باز فارسی پیشِ رویم گشوده، و بویِ تلخِ خاکسترِ آن شب‌هایِ سوخته برمی‌خیزد؛ بویی از حسی که چون برگی پاییزی، از شاخسارِ قلبم ریخته و دیگر جایی در آن ندارد. بهترین آرزوها را برایت دارم، ای دلیل خاکستر من.