eitaa logo
دوستان شهدای اسلام
198 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
5.9هزار ویدیو
51 فایل
آی دی مدیر: @khadem1212 هر گونه انتقادت و پیشنهادات خود را با بنده در میان بگذارید
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌸🌿 🔸 #یا_مهدی 🔸 ✨از ڪویرخشڪ بردریا سلام ✨هرنفـس برزاده ِ زهــرا سلام ✨باز میڱویم به‌‌‌ تـو از راه دور... ✨یاحجــت ابن الحسن،آقا سلام 💎السَّلامُ علیکَ یا بقیَّةَ الله💎 ❣اللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّڪَ الۡفَرَج❣ 🌿🌸🌿 💠🔹 @yamahdi313z 🔹💠 http://eitaa.com/joinchat/293994496C8c2ffa9ca2
💐🍃🌸🍃🌸🍃💐 آن قدر از بدنم خون رفته بود كه به سختى مى توانستم به خودم حركتى بدهم تیر و تركش هم مثل زنبور ویز ویزكنان از بغل و بالاى سرم مى گذشت هر چند لحظه آسمان شبزده با نور منورها روشن مى شد دور و بری هام همه شده بودند جز من خلاصه كلام جز من جاندارى در اطراف نبود تا اینكه منورى روشن شد و من شبح دو نفر را دیدم كه برانكارد به دست میان به دنبال مجروح مى گردند با آخرین رمق شروع كردم به و كردن آن دو متوجه من شدند رسیدند بالاى سرم اولى خم شد و گفت: «حالت چطوره برادر❓» سعى كردم دردم را بروز ندهم و گفتم: «خوبم ، الحمدلله» رو كرد به دومى و گفت: «خب مثل اینكه این بنده خدا زیاد چیزیش نشدهبرویم سراغ كس دیگر» جا خوردم اول فكر كردم كه مى خواهند بهم روحیه بدهند و بعد با برانكارد ببرندم عقب اما حالا مى دیدم كه بى خیال من شده اند و مى خواهند بروند زدم به كولى بازى «اى واى ننه مُردم كمكم كنید دارم مى سوزم! یا به فریادم برس » و حسابى مایه گذاشتم. آن دو سریع برگشتند و مرا انداختند رو برانكارد براى اینكه خداى نكرده از تصمیم شان صرف نظر نكنند به داد و هوارم ادامه دادم امدادگر اولى گفت: «مى گم خوب شد بَرَش داشتیم ، این وضعش از همه بدتر بود. ببین چه داد و فریادى مى كنه » دومى تأیید مى كرد و من ، هم درد مى كشیدم ، هم خنده ام گرفته بود كه كم مانده بود با یك تعارف از دست بروم 💐🍃🌸🍃🌸🍃💐 @dashtejonoon1 💐🍃🌸🍃🌸🍃💐