هدایت شده از چَرندیات یک ذهن آشفته'
کاش یه غاز طوسی بودم که داشتم به دریاچه نگاه میکردم و به این فکر میکردم پاییز نزدیکه زن و بچه رو کجا ببرم👩🦯
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
زخم شدن زانوم و پرتاب شدن از دوچرخه به سنگ کنده شدن پوست دستم پارخ شدن لباسم شلوغ بودن صندلی ها پاره شدن هندزفری کار نکردن سیمکارت دوباره نیمدن مهسا گم شدن تنها گیره روسری که اورده بودم
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
قبلا اگه همین هندزفری پاره میشد کل روز حالم اینشکلی بود که روزم تموم شد
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
وایححح ذذی عارقانه هم روی گوش دوست داله از این به بعد مدل مو فقط اینجوریحححح« چیزی نیست روانی شدم»
#ملودیع
-
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
هی تو قرار بود تبریک بگی حواسم بود نگفتیا👹👹👹
-
آخ جماعت آخ
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
نازنین دلم برای حرفای رندوم نصفه شبی ایتا تنگ شده..
-
دلم میخواد در یک شب نشینی با نور زرد کم همراه با چایی که بوی عطر چای احمد میده همراه با یکی باشم