یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۳
از جحفه بعد از نماز مغرب درآمدیم...
چرا که آقایان در حالت احرام و در آفتاب نباید زیر سایه باشند و صبر کردیم تا شب شود.
احرام بسته به سمت مکه در اتوبوس....
و هرزگاهی نوای لبیک لبیک ....
تا قبل از دیده شدن خانه های کعبه مجاز هستی به گفتن لبیک و پس از ان نه....
حدود ۱۲ شب رسیدیم هتل و استراحت و صبح بعد از نماز همراه کاروان راهی مسجد الحرام شدیم برای ادامه اعمال...
طواف..غرق شدن در دایره چرخان طواف.... بی آنکه شانه به طرف کعبه بچرخانی ....
پشت به پشت هم... ذکر گویان...
با اینکه مشتاقانه منتظر بودم تا لیستی از دعاهایی را که از قبل آماده کرده بودم در طواف مرور کنم ولی درین سفر همه چیزش را از قبل برایت برنامه ریزی کرده اند... از کنار دستی ات در اتوبوس گرفته تا هم اتاقی و حرفها و...
همه اتفاق ها روزی توست که برایت مقدر کرده اند.
حتی نواهایی که در طواف به گوشت میرسد....
ترجیح دادم خودم را بسپارم به جمعیت و ببینم سهم من ذکر طواف کنندگان چیست...
گاهی یارب بود...گاهی انت الرازق...
گاهی آنا فقیر.... الغوث الغوث....
و گاهی ...
هر چه بود ... عجیب متناسب با حال و روز و نیازت میبخشند....
روبروی رکن یمانی کعبه
نماز ظهر روز دحو الارض ۲۵ ذی القعده(روز گسترده شدن زمین از زیر کعبه)
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۴
طواف عشق...
ازدحام جمعیت به قدری زیاد شده که به سختی میتوان طواف را در لایه های درونی دایره عشق انجام داد و
به دو دلیل ترجیح میدهم لایه های بیرونی تر رو انتخاب کنم
یکی اینکه فضا رو برای زائرانی که تازه میرسند و قصد انجام اعمال عمره تمتع را دارند تنگ نکنیم و یکی هم حفظ جان....
و البته:که هر چه شعاع دایره عشق را بزرگتر انتخاب کنی یعنی طواف طولانی تر میشود و این یعنی زمان بیشتری حول خانه محبوب میگردی و عجیب صفایی دارد....
کتاب دعا را باز کردم....
صبح جمعه و دعای ندبه....
ندبه را تا بحال بارها شنیده و خوانده ام....
ولی حلاوت دعای ندبه امروز چیز دیگری بود.
در توصیف ازدحام طواف امروز همین را بگویم که در سه دور اول دعای ندبه تمام شد و بعد از آن ترجیح دادم دعایی را شروع نکنم.
۴ دور طواف...
فقط رفتن و نگریستن....
هر چه بیشتر پیش میرویم...جز حیرتم نیفزود....
جالب است که اگر چه به ظاهر دورهای طواف یکسان است و همه کار یکسان را تکرار میکنند ولی در واقع نه در دورهای طواف و نه در آدمها و اعمالشان هیچ تکراری نمیبینی....
هر لحظه با لحظه دیگر
هر نقطه با نقطه دیگر
هر طواف کننده با دیگری متفاوت است
و از آن مهمتر هر آدم در یک لحظه و یک نقطه با نقطه دیگر و لحظه دیگرش هم متفاوت میشود.
و این است که هر چه مینگری سیر نمیشوی و برایت تکراری نمیشود.
شاید تنها دور چرخیدنی باشد که نه تنها گیجت نمیکند که هوشیار ترت میکند....
صبح جمعه ۲۶ خرداد
مسجدالحرام
رکن مستجار
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۵
طواف را از همه بیشتر دوست می دارم.
عجیب سیر میکنی در عوالم مختلف....
حال خوبی دارد.
رها میشوی
سبک سبک و بدون اراده و تصمیمی
سیل جمعیت تو را در همان مسیر دایره نگه میدارد بی هیچ تلاشی...
هر چه جمعیت فشرده تر
رهایی تو بیشتر
قانون عجیبیست
معکوس موافق...
فشارت میدهند و با خود میبرندت...درست بر مدار کعبه...
آدمهای مختلف از کشورهای مختلف با زبانهای مختلف...
رنگ پوست و پوشش مختلف...
ولی همه با هم مشترکیم
در اعتقاد
و جالبتر اینکه همه اینجا با یک زبان واحد صحبت میکنند.
فقط اینجا
دقیقا در طواف
سبحان الله. الحمدالله. لا اله الا الله. الله اکبر
کتابچه های دعا را در دستانشان میبینی با ترجمه های چینی، انگلیسی، فارسی، ....
ولی با متن عربی مشترک....
و چقدر احساس نزدیکی میکنی...
و جالب است که دین بر ملیت ارجح است در به هم نزدیک کردن آدمها....
این را قبلا در سفر استرالیا هم بارها تجربه کرده بودم. ارتباط قلبی و حس قرابت بیشتری داشتیم با مسلمانان خارجی به نسبت ایرانیان غیر مسلمان و یا مسلمان بدون ظواهر.
انگار برادری و خواهری از دین برمیخیزد نه صرفا از مکان زندگی و تولد مشترک.
داشتم فکر میکردم چطور است دراین دایره طواف مرد و زن در کنار هم ، در کمال امنیت سیر میکنند در حالیکه این فضا را در هیچ جماعت دیگری نمیتوانی تجربه کنی.
دایره طواف آدم را یاد جامعه پس از ظهور هم می اندازد...
زندگی جمعی در کمال امنیت ...
و چه آرامشی دارد...
همه به دور یک هدف واحد...
اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَهٍ کَرِیمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ
۲۸ خرداد
سرزمین بهشتی
یا رب البیت الحرام
اینجا اذان زیاد میگویند.... برای ۵ نماز و همینطور برای نماز شب و نافله صبح و...
من دقت کرده ام هر نیمه شب همزمان با اذان نماز شب پرنده هایی کوچک طواف دسته جمعی شان را حول خانه خدا آغاز میکنند.
ابابیل....
پرندگان با مرامی که قبلا معرفتشان را به این خانه اثبات کرده بودند.
آدمیان در زمین
ابابیل و پرندگان در آسمان
فرشته ها در عرش
همه حول کعبه طواف میکنند.
یارب البیت الحرام
سفرنامه حج ۶
به نیت حضرت مادر
طواف دیروزم را به نیابت از واژه مادر انجام دادم.
مادر مهربان خودم و نیز مادر هستی حضرت زهرا (س) و مادران نیک روزگار حضرت ام البنین، فاطمه بنت اسد، حضرت خدیجه، و هاجر و اسیه و مریم و ... و همه مادران شهدا....
مادر
ماندگار همیشه تاریخ ....
وجودی که بودنش صدها رحمت و برکت است و نبودش اگر چه هزاران حسرت است ولی رحمت و برکتش بازهم سرشار است.
خدایا ما راهم در سیل قافله مادران نیک تاریخ بپذیر و نسل ما را نیز....
در طواف بارها و بارها صحنه هایی را میبینم که فرزندانی ، دست در دست مادرانشان در میان سیل جمعیت طواف میکنند و قدم به قدم و دوشادوش قدم های ناتوان انها با صبوری نه تنها همراهیشان که عاشقانه حمایتشان میکنند.
و من میمانم و هزاران حسرت و دریغ بر این نعمت....
و درپایان طواف خداوند را قسم دادم که روح مادرم را به نور حضرت زهرا و فاطمه بنت اسد و همه مادران نیک بهشتی شادمان کند و این قلیل را از من بپذیرد.
پی نوشت:
هنوز این مطلب را بارگذاری نکرده بودم که صبح امروز یکی از رفیقان نیک پیامی گذاشتند همراه اشک...
که خوابی دیده بود از مادرم....
و گفت که قطعا ثواب و خیری به ایشان رسیده...
گر چه از نیت طواف دیروز من باخبر نبودند....
و خدا را شاکرم که با نشانه هایش دلم را آرامتر میکند.
صبح سه شنبه ۳۰ خرداد
روبروی بیت العتیق
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۷
سنگ های ریز برای شیطان های بزرگ
یکی از اعمال حج تمتع رمی جمرات
یعنی پرتاب کردن سنگریزه به سوی جمره( شیطان گریزان) است.
سنگ زدن به شیطان ظاهر و سرنگونی شیطان درون
جمع کردن سنگ در مشعر انجام میشود که با توجه به ازدحام جمعیت و عدم وقوف بانوان در سرزمین مشعر اینکار چند روز قبل از اعمال، در کوههای مکه انجام میشود.
امروز صبح کیسه های سنگ را برداشتیم و همراه کاروان مسیر پیاده ای را آغاز کردیم.
هوا کم کم رو به گرمی میگذاشت و آفتاب در بالای سر.
به کوهی رسیدیم.
۴۹ سنگ برای پرتاب به شیطان لازم است و باید همه سنگها را ببینید که برخورد کند برای همین تعداد بیشتری لازم است جمع کنیم .
هر کس بهتر است خودش سنگش را جمع کند هر چند میتواند دیگری هم برایش جمع کند.
ترجیح دادم خودم جمع کنم.
سنگ ها باید به اندازه یک بادام باشد نه خیلی ریز نه خیلی درشت....
از کوه بالا رفتیم.
شروع به کندن و شکستن سنگها کردیم. کار آسانی نبود.
گرمای هوا
سختی سنگها
ضعف دستها....
تازه این اول راهه
مبارزه با شیطان به این راحتی ها نیست...
با هر ضربه به سنگ برای خرد کردنش ، تو گویی ضربه تلنگری به خودت میزنی که هان ای ادم عاقل گناه نکردن آسانتر از توبه کردن و راندن شیطان نیست؟؟؟
به دلیل فاصله زیاد اغلب هتل ها رفت و آمد زائران به حرم با اتوبوس ها انجام میشود.
و در اتوبوس صوت قرآن پخش میشود.