یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۷
سنگ های ریز برای شیطان های بزرگ
یکی از اعمال حج تمتع رمی جمرات
یعنی پرتاب کردن سنگریزه به سوی جمره( شیطان گریزان) است.
سنگ زدن به شیطان ظاهر و سرنگونی شیطان درون
جمع کردن سنگ در مشعر انجام میشود که با توجه به ازدحام جمعیت و عدم وقوف بانوان در سرزمین مشعر اینکار چند روز قبل از اعمال، در کوههای مکه انجام میشود.
امروز صبح کیسه های سنگ را برداشتیم و همراه کاروان مسیر پیاده ای را آغاز کردیم.
هوا کم کم رو به گرمی میگذاشت و آفتاب در بالای سر.
به کوهی رسیدیم.
۴۹ سنگ برای پرتاب به شیطان لازم است و باید همه سنگها را ببینید که برخورد کند برای همین تعداد بیشتری لازم است جمع کنیم .
هر کس بهتر است خودش سنگش را جمع کند هر چند میتواند دیگری هم برایش جمع کند.
ترجیح دادم خودم جمع کنم.
سنگ ها باید به اندازه یک بادام باشد نه خیلی ریز نه خیلی درشت....
از کوه بالا رفتیم.
شروع به کندن و شکستن سنگها کردیم. کار آسانی نبود.
گرمای هوا
سختی سنگها
ضعف دستها....
تازه این اول راهه
مبارزه با شیطان به این راحتی ها نیست...
با هر ضربه به سنگ برای خرد کردنش ، تو گویی ضربه تلنگری به خودت میزنی که هان ای ادم عاقل گناه نکردن آسانتر از توبه کردن و راندن شیطان نیست؟؟؟
به دلیل فاصله زیاد اغلب هتل ها رفت و آمد زائران به حرم با اتوبوس ها انجام میشود.
و در اتوبوس صوت قرآن پخش میشود.
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۸
ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج
بحار الأنوار ـ به نقل از عبد الرحمن بن كثير ـ : با امام صادق عليه السلام به حجّ رفتم. هنگام عبور از راهى، آن حضرت بر فراز كوهى رفت و از آن بالا به مردم نگريست و فرمود: چه بسيار است هياهو و چه اندكند حاجيان!
خدایا ما را جزو حاجيان واقعی قرار بده
همانها که ظرف وجودشان را لبالب از رحمت تو پر میکنند.
حیفم می آید که با ظرف خالی برگردم.
کم می آورم
برای ادامه زندگی ام بسیار محتاج پر شدن این ظرف هستم.
بسیار فکر میکنم.
به دورهای طواف....
به اینکه چرا ۷ بار؟
به اینکه چه باید بخواهم؟ و اینکه اصلا بخواهم یا نخواسته عطا میکنند؟
میگویند هر کس وارد مسجد الحرام میشود میتواند شامل ۱۲۰ رحمت خاص خداوند شود.
۶۰ رحمت مخصوص طواف
۴۰ رحمت نماز
و ۲۰ رحمت فقط به پاداش نگاه....
نگاه به کعبه از روی مهرو شوق...
حتی برای معذور از طواف و نماز هم به سبب فقط نگاهش رحمت و برکت و پاداش در نظر گرفته میشود.
آن هم از نوع رحمت خاص...
طواف هم مراتب دارد.
اینکه نه تنها هر دور طواف با دیگری متفاوت است و تکرار نیست که حتی هر قدم در طواف جلوتر از قبلی میتواند باشد.
و تو میتوانی با درک مراتب خلوص تسلیم خضوع و.... بهره بیشتری بگیری و گرنه رحمت خدا واسعه است و در خانه خودش مهربانتر.
حتی به صرف ۷ دور طواف تکراری هم می بخشند و حتی به آن پیرزنی که در ویلچر طوافش میدادند و او خوابش برده بود هم میبخشند.
خدای مهربان من....
بخاطر این همه وسعت و رحمت و میزبانی کریمانه از تو ممنونم
ولی من از تو بیشتر میخواهم.
میخواهم چنان تار و پود وجودم با تارو پود پرده خانه ات ممزوج شود که در همر زمان و هر مکانی بجز این زمان و این سرزمین هم ، همچنان در دایره طوافت باقی بمانم و لحظه ای نتوانم خارج شوم. و نماز پایان طواف را در لحظه جان کندن پشت سر ابراهیم خلیل ادا کنم.
خوشا آنان که دائم در طوافند...
دقایقی مانده به اذان صبح
مسجد الحرام
مقابل مقام ابراهیم
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۹
غربت شیعه....
داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که مسلمان ها یک جایی دارند که ارتباط با خدا و بندگان خوب خدا را بتوانند ملموس تر تجربه کنند
یک جایی مثل حرم ائمه
و یک جای خیلی خوبی مثل خونه خدا
که با حضور در ان این همه آرامش نصیبت میشه
احساس قدرت میکنی
انگار با هر چرخش و طواف تمام نیروهای عالم در کوله تو جمع میشوند...
قدرت و آرامش....
چیزی که در ادیان دیگر یا نیست یا به این قوت دیده نمیشود.
و این یک نعمت هست. یک نعمت بزرگ.
اینکه این جمعیت عظیم مسلمانان رو از جاهای مختلف دنیا در کنار هم میبینی احساس قدرت و افتخار میکنی.
همگی خواهر و برادریم.و یکی از جلوه های مهم حج همین حفظ وحدت شیعه و سنی هست و ماهم خیلی برای حفظ ان تلاش میکنیم.
ولی خودمانیم خیلی دل ادم میسوزد وقتی میبینی اکثریت این جماعت نماز دست بسته میخوانند.
و چقدر کیف میکنی با دیدن یک گروه غیر ایرانی اهل بصره در طواف که با سوز دعای توسل میخواندند....
و یا شنیدن نوای دعای کمیل مسلمانان تونس...
و یا نوای اهنگین مناجات امیرالمومنین جوان انگلیسی در طواف...
هر چند کم
ولی دلمان به همین قلیل ها خوش است.
آن شالله با یاری هم کثیرش میکنیم.
چقدر جای کار دارد این معرفی شیعه...
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۰
مهمان نوازی خادمین
در صحن مسجد الحرام که مینشینی هر ساعت باید منتظر باشی که به بهانه ای بلندت کنند و جابجا شوی.
بهانه ای مثل شستن و گاهی مثلا نظم دادن و ...
و کافیست کمی تاخیر کنی با برخورد شدید و صدای بلندشان مواجه میشوی...
و چقدر دور است ادابشان از فضای خادمین حرم امام رضا....
در نهایت ادب و احترام و متانت....
و اینجاست که آرزو میکنی کاش به زودی با ظهور حضرت حجه، این سرزمین به دست صاحبان اصلیش اداره شود و ایرانیان افتخار خدمتگزاری پیدا کنند.
ولی در مقابل روزی سه نوبت شرمنده رفتار مهربانانه و متواضعانه خدمتگزاران زائران ایرانی در هتل و رستوران هستیم
انسان های شریفی که هر کدام در شهر و دیارشان صاحب پست و منصبی هستند و اینجا به حکم عشق چنین عاشقانه خدمت میکنند.
دیشب اولین کسانی بودیم که برای صرف شام وارد رستوران شدیم.
خیلی روح فزا بود....
برای باز کردن در دیگ و سرو غذا همگی چند نوبت صلوات میفرستادند و ذکر میگفتن و تبرک میجستند.
و این غذا قطعا شفاست....
روح کارهای یکسان متفاوت میشود با نیت های متفاوت و سبک متفاوت.
هر جایی میتواند حرم شود اگر ما محرم باشیم.
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۱
انس ازلی
با نزدیک شدن به ایام اعمال حج واجب و شلوغ شدن مکه و مسجد الحرام ، این روزها صدای سرفه زائران هم در صف نماز و اتوبوس و ...زیاد شنیده میشه.
من هم یکی دو روزیست علائم سرماخوردگی و تب و بدن درد رو تجربه میکنم. زیاد نیست ولی خوب ترجیح این است استراحت کنیم که از اصل اعمال نمانیم.
دیروز و دیشب را کلا در هتل ماندم و حرم نیامدم.
امروز ولی دیگر طاقتم نیامد. حدود ۴ عصر از هتل راه افتادیم که شاید خلوتتر باشد و چندساعت در حرم بمانیم و برای استراحت شب دوباره برگردیم هتل.
گرمای هوا و آفتاب چیزی از جمعیت طواف کنندگان کم نکرده بود.
همچنان شلوغ ....
بعضی با چتر و سایبان...
عده ای هم مدام آب پاشی میکنند در دور طواف برای خنکای هوا...
جالب است وارد که شدم
عجیب دلم تنگ شده بود ...
برای مقابل رکن مستجار نشستن...
برای دست بلند کردن و الله اکبر گفتن مقابل حجر الاسود
برای سلام بر هاجر و اسماعیل
برای بی واسطه روبروی کعبه نماز خواندن...
۹ روز است با این بیت مانوس شدیم.
ولی خوب که فکر میکنم این انس و علقه و محبت نمیتواند ۹ روزه ایجاد شده باشد. یاد عهد دیرین با حجر الاسود افتادم که سالهاست فراموشش کرده ایم.
گذر زمان برای ماست.
و الا حجر سفید بهشتی حتما خوب به یاد دارد عهدی که تک تکمان بستیم موقع نزول در زمین .
ترجیح دادم در گرمای هوا و آفتاب طواف کنم آب زمزمی به نیت شفا خوردم و وارد مدار شدم.
و خودم را به خودش سپردم.
در طب سنتی ایرانی ما، یکی از راههای دفع سموم بدن و پاکسازی، تعریق است.
طوافی زیر درخشش آفتاب رحمتش...
هم به امید پاکسازی سموم روح و هم جسم.
آسمان صاف...
کعبه استوار
دل آرام....
نوای دعای کمیل هم ، تمام این لذت را دوچندان میکرد.
طواف امروز را به نیت همه دوستانی انجام دادم که بعد ازخواندن سفرنامه ها دوباره و ویژه دراین چند روز التماس دعا گفته بودند.
پس از طواف و نماز طواف پشت مقام به ناچار با سیل جمعیت به سمت طبقات مسجد الحرام هدایت شدم.
و چون نگران بودم سرمای کولرها لذت گرمای طواف را مخدوش کند پشت بام مسجد الحرام را انتخاب کردم و برای نماز آمدم.
عجب صفایی
به زودی روزیتان شود.
هوای گرم مطبوع مناسب حال من
و یک ماه و یک ستاره در آسمان نزدیک که انگار در دامنت نشسته اند
و نوای اذان مغرب از گلدسته های مسجد الحرام
اذان مغرب شب جمعه
پشت بام مسجد الحرام