یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۹
غربت شیعه....
داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که مسلمان ها یک جایی دارند که ارتباط با خدا و بندگان خوب خدا را بتوانند ملموس تر تجربه کنند
یک جایی مثل حرم ائمه
و یک جای خیلی خوبی مثل خونه خدا
که با حضور در ان این همه آرامش نصیبت میشه
احساس قدرت میکنی
انگار با هر چرخش و طواف تمام نیروهای عالم در کوله تو جمع میشوند...
قدرت و آرامش....
چیزی که در ادیان دیگر یا نیست یا به این قوت دیده نمیشود.
و این یک نعمت هست. یک نعمت بزرگ.
اینکه این جمعیت عظیم مسلمانان رو از جاهای مختلف دنیا در کنار هم میبینی احساس قدرت و افتخار میکنی.
همگی خواهر و برادریم.و یکی از جلوه های مهم حج همین حفظ وحدت شیعه و سنی هست و ماهم خیلی برای حفظ ان تلاش میکنیم.
ولی خودمانیم خیلی دل ادم میسوزد وقتی میبینی اکثریت این جماعت نماز دست بسته میخوانند.
و چقدر کیف میکنی با دیدن یک گروه غیر ایرانی اهل بصره در طواف که با سوز دعای توسل میخواندند....
و یا شنیدن نوای دعای کمیل مسلمانان تونس...
و یا نوای اهنگین مناجات امیرالمومنین جوان انگلیسی در طواف...
هر چند کم
ولی دلمان به همین قلیل ها خوش است.
آن شالله با یاری هم کثیرش میکنیم.
چقدر جای کار دارد این معرفی شیعه...
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۰
مهمان نوازی خادمین
در صحن مسجد الحرام که مینشینی هر ساعت باید منتظر باشی که به بهانه ای بلندت کنند و جابجا شوی.
بهانه ای مثل شستن و گاهی مثلا نظم دادن و ...
و کافیست کمی تاخیر کنی با برخورد شدید و صدای بلندشان مواجه میشوی...
و چقدر دور است ادابشان از فضای خادمین حرم امام رضا....
در نهایت ادب و احترام و متانت....
و اینجاست که آرزو میکنی کاش به زودی با ظهور حضرت حجه، این سرزمین به دست صاحبان اصلیش اداره شود و ایرانیان افتخار خدمتگزاری پیدا کنند.
ولی در مقابل روزی سه نوبت شرمنده رفتار مهربانانه و متواضعانه خدمتگزاران زائران ایرانی در هتل و رستوران هستیم
انسان های شریفی که هر کدام در شهر و دیارشان صاحب پست و منصبی هستند و اینجا به حکم عشق چنین عاشقانه خدمت میکنند.
دیشب اولین کسانی بودیم که برای صرف شام وارد رستوران شدیم.
خیلی روح فزا بود....
برای باز کردن در دیگ و سرو غذا همگی چند نوبت صلوات میفرستادند و ذکر میگفتن و تبرک میجستند.
و این غذا قطعا شفاست....
روح کارهای یکسان متفاوت میشود با نیت های متفاوت و سبک متفاوت.
هر جایی میتواند حرم شود اگر ما محرم باشیم.
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۱
انس ازلی
با نزدیک شدن به ایام اعمال حج واجب و شلوغ شدن مکه و مسجد الحرام ، این روزها صدای سرفه زائران هم در صف نماز و اتوبوس و ...زیاد شنیده میشه.
من هم یکی دو روزیست علائم سرماخوردگی و تب و بدن درد رو تجربه میکنم. زیاد نیست ولی خوب ترجیح این است استراحت کنیم که از اصل اعمال نمانیم.
دیروز و دیشب را کلا در هتل ماندم و حرم نیامدم.
امروز ولی دیگر طاقتم نیامد. حدود ۴ عصر از هتل راه افتادیم که شاید خلوتتر باشد و چندساعت در حرم بمانیم و برای استراحت شب دوباره برگردیم هتل.
گرمای هوا و آفتاب چیزی از جمعیت طواف کنندگان کم نکرده بود.
همچنان شلوغ ....
بعضی با چتر و سایبان...
عده ای هم مدام آب پاشی میکنند در دور طواف برای خنکای هوا...
جالب است وارد که شدم
عجیب دلم تنگ شده بود ...
برای مقابل رکن مستجار نشستن...
برای دست بلند کردن و الله اکبر گفتن مقابل حجر الاسود
برای سلام بر هاجر و اسماعیل
برای بی واسطه روبروی کعبه نماز خواندن...
۹ روز است با این بیت مانوس شدیم.
ولی خوب که فکر میکنم این انس و علقه و محبت نمیتواند ۹ روزه ایجاد شده باشد. یاد عهد دیرین با حجر الاسود افتادم که سالهاست فراموشش کرده ایم.
گذر زمان برای ماست.
و الا حجر سفید بهشتی حتما خوب به یاد دارد عهدی که تک تکمان بستیم موقع نزول در زمین .
ترجیح دادم در گرمای هوا و آفتاب طواف کنم آب زمزمی به نیت شفا خوردم و وارد مدار شدم.
و خودم را به خودش سپردم.
در طب سنتی ایرانی ما، یکی از راههای دفع سموم بدن و پاکسازی، تعریق است.
طوافی زیر درخشش آفتاب رحمتش...
هم به امید پاکسازی سموم روح و هم جسم.
آسمان صاف...
کعبه استوار
دل آرام....
نوای دعای کمیل هم ، تمام این لذت را دوچندان میکرد.
طواف امروز را به نیت همه دوستانی انجام دادم که بعد ازخواندن سفرنامه ها دوباره و ویژه دراین چند روز التماس دعا گفته بودند.
پس از طواف و نماز طواف پشت مقام به ناچار با سیل جمعیت به سمت طبقات مسجد الحرام هدایت شدم.
و چون نگران بودم سرمای کولرها لذت گرمای طواف را مخدوش کند پشت بام مسجد الحرام را انتخاب کردم و برای نماز آمدم.
عجب صفایی
به زودی روزیتان شود.
هوای گرم مطبوع مناسب حال من
و یک ماه و یک ستاره در آسمان نزدیک که انگار در دامنت نشسته اند
و نوای اذان مغرب از گلدسته های مسجد الحرام
اذان مغرب شب جمعه
پشت بام مسجد الحرام