یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۱
انس ازلی
با نزدیک شدن به ایام اعمال حج واجب و شلوغ شدن مکه و مسجد الحرام ، این روزها صدای سرفه زائران هم در صف نماز و اتوبوس و ...زیاد شنیده میشه.
من هم یکی دو روزیست علائم سرماخوردگی و تب و بدن درد رو تجربه میکنم. زیاد نیست ولی خوب ترجیح این است استراحت کنیم که از اصل اعمال نمانیم.
دیروز و دیشب را کلا در هتل ماندم و حرم نیامدم.
امروز ولی دیگر طاقتم نیامد. حدود ۴ عصر از هتل راه افتادیم که شاید خلوتتر باشد و چندساعت در حرم بمانیم و برای استراحت شب دوباره برگردیم هتل.
گرمای هوا و آفتاب چیزی از جمعیت طواف کنندگان کم نکرده بود.
همچنان شلوغ ....
بعضی با چتر و سایبان...
عده ای هم مدام آب پاشی میکنند در دور طواف برای خنکای هوا...
جالب است وارد که شدم
عجیب دلم تنگ شده بود ...
برای مقابل رکن مستجار نشستن...
برای دست بلند کردن و الله اکبر گفتن مقابل حجر الاسود
برای سلام بر هاجر و اسماعیل
برای بی واسطه روبروی کعبه نماز خواندن...
۹ روز است با این بیت مانوس شدیم.
ولی خوب که فکر میکنم این انس و علقه و محبت نمیتواند ۹ روزه ایجاد شده باشد. یاد عهد دیرین با حجر الاسود افتادم که سالهاست فراموشش کرده ایم.
گذر زمان برای ماست.
و الا حجر سفید بهشتی حتما خوب به یاد دارد عهدی که تک تکمان بستیم موقع نزول در زمین .
ترجیح دادم در گرمای هوا و آفتاب طواف کنم آب زمزمی به نیت شفا خوردم و وارد مدار شدم.
و خودم را به خودش سپردم.
در طب سنتی ایرانی ما، یکی از راههای دفع سموم بدن و پاکسازی، تعریق است.
طوافی زیر درخشش آفتاب رحمتش...
هم به امید پاکسازی سموم روح و هم جسم.
آسمان صاف...
کعبه استوار
دل آرام....
نوای دعای کمیل هم ، تمام این لذت را دوچندان میکرد.
طواف امروز را به نیت همه دوستانی انجام دادم که بعد ازخواندن سفرنامه ها دوباره و ویژه دراین چند روز التماس دعا گفته بودند.
پس از طواف و نماز طواف پشت مقام به ناچار با سیل جمعیت به سمت طبقات مسجد الحرام هدایت شدم.
و چون نگران بودم سرمای کولرها لذت گرمای طواف را مخدوش کند پشت بام مسجد الحرام را انتخاب کردم و برای نماز آمدم.
عجب صفایی
به زودی روزیتان شود.
هوای گرم مطبوع مناسب حال من
و یک ماه و یک ستاره در آسمان نزدیک که انگار در دامنت نشسته اند
و نوای اذان مغرب از گلدسته های مسجد الحرام
اذان مغرب شب جمعه
پشت بام مسجد الحرام