یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۶
منزل به منزل میرویم...
به همین سرعت تمام میشود....
دیشب از مسجد الحرام به شوق عرفات
و شب عرفه در عرفات
شب زنده داری
خیمه های عرفات
جبل الرحمه
ذکر و دعا
مناجات امام حسین
اشتیاق دیدار امیر الحاج
نیت وقوف
نماز عرفه زیر آسمان عرفات
و دعای عرفه در سرزمین عرفات....
یک آرزوی دیرین
چیزی که همیشه از صفحه تلویزیون دیده بودیم. و یا درخاطرات شنیده بودیم.
هنوز هم باورمان نمیشود
این ما بودیم در این سرزمین؟؟
و حال دوباره بستن کوله بار و راهی شدن...
وقوف در عرفات تمام شد
باید بروی
ولی امیدداریم که عرفه در ما تازه شروع شده باشد.
فرصت گذشت....
به سوی مشعر و وقوف بانوان به اندازه قدمی...
و بعد راهی شدن برای رمی جمره عقبی....
و باز از انجا راهی منا شدن....
و بیتوته کردن
ماندن برای دو تا سه روز...
یا رب البیت الحرام
سفرنامه حج ۱۷
عید قربان
دیشب برای رمی جمره عقبی رفتیم.
در چادرهای منا مستقر شدیم و سریع به سمت جمرات پیاده راه افتادیم.
از تصوری که داشتیم سخت تر بود.
لعنت بر شیطان..
راه دور و جمرات شلوغ
مسن های کاروان واقعا اذیت شدن.
منکه به حالشان حسرت میخورم
چه انگیزه و توان و امیدی
آدم کیف میکند.
....
خداروشکر انجام شد.
به چادرها برگشتیم.
بسیار کوچک و گرم
سهم هرکس از جا عرض در نصف طول.
یعنی حتی کمتر از جای قبر.
ولی انگار شیطان پس از ان همه سنگ پرانی به سمتش باز هم ولمان نمیکند.
گاهی میشنوی اعتراض به جا
به گرما
....
لعنت بر شیطان...
همه چیز این سرزمین تلنگر است.
صبح شد....
قربانی انجام شد.
تقصیر کردیم....
و به قولی حاجی شدیم.
ان شالله بشود که حاجی بمانیم....
عید قربان مبارک