یا رب العالمین
بحق رحمه للعالمین...
سفرنامه حج ۲۸
و چه خوشوقتیم که حجمان را با زیارت حضرت رسول تکمیل میکنیم.
اینجا مدرسه کامل ولایت است.
اینجا خود روضه مجسم است.
دیروز به مدینه رسیدیم.
مسیر مکه به مدینه با قطار حدود ۲ ساعت طول کشید و بعد سوار شدن به اتوبوس ها به سمت هتل.
و ما بی خبر از همه جا، همانطور که اتوبوسمان بین آسمانخراش ها دنبال نام هتلمان میگشت یکدفعه گنبد خضرا چه آرام و صبور و مظلوم از بین آسمانخراش ها ، به استقبالمان امد.
آرام و صبور و مظلوم....
هتل در فاصله چند دقیقه ای از حرم پیامبر و بقیع میباشد.
مدیر هتل حرف جالبی زد فکر نکنید ۵ روز وقت دارین . مدینه خیلی زود دیر میشود....
شاید مثل ۵ دقیقه....
طبق رسم همیشگی شان اکثر ورودی های حرم به روی زنان بسته است وحتی پله های بقیع هم.
و روضه منوره طبق برنامه ثبت نامی فقط نیم ساعت سهم هر زائر در زول سفر میشود.
زن. زندگی. آزادی
حرم را دور میزنیم و همه خورسندی مان این است که از باب علی بن ابیطالب وارد میشویم.
وارد میشویم
مسجد ی بزرگ ، ستون های با عظمت و دیوارهای چوبی که جلومان را حصار کرده اند که مبادا چشممان به روضه منوره به محل خانه حضرت رسول و حضرت زهرا بیفتد....
...
رسول ما رحمه للعالمین است و اگر راه خانه اش را بر ما بسته اند ولی به وضوح حضور رسول را ، و حضور حضرت زهرا (س) را در کنارمان حس میکنیم.
تنفس در فضایی که خانه اهل بیت بوده و هست دل ادم را جلا میدهد.
وقتمان کم است و حرف دل بسیار...
نوای اذان صبح بلند میشود.
صلی الله علیک یا رسول الله....
در یکی از بهترین زمین های عالم.
یا رب العالمین....
سفرنامه حج ۲۹
سلام بر بقیع....
بین الطلوعین و بقیع و مظلومیت
هیچ نمیتوان گفت....
بر زبانمان مهر سکوت زده اند که مبادا ندای توسلی بلند شود.
پله های بقیع را نرده زده اند و بر درش قفلی که مبادا نگاهمان به آن تربت پاک بیفتد....
مهر نمازمان آنقدر این روزها در دستانمان فشرده شده که مبادا آشکار شود....
و همه سهم زنان شیعه فقط نگاهی از دور ، و پر از اشک و حسرت به آن پنجره های مشبک است...
سالها بر سر شیعیان فریاد زدید و در بند کردید....
ولی نتیجه این خصم و تعصب و کور دلی تان جز شعله ورشدن آتش عشق و محبت به اهل بیت چیز دیگری نبوده و نیست....
و چقدر این فضا دلتنگ ظهور است....
اللهم عجل لولیک الفرج
بین الطلوعین. پشت پنجره های دلتنگی بقیع