یا رب العالمین
بحق رحمه للعالمین
سفرنامه حج ۳۱...
و آخرین بین الطلوعین ما و بقیع....
همین ۴ _۵ روز برای مدینه کافی بود که قلب و روحمان از شدت غم و حزن و غربتش بی تاب شود.
مدینه عجیب غمبار است.
و تاب بیشتر ماندن نداری
انگار قلب و روحت جریحه دار میشود.
در مکه که بودیم با هربار زیارت مسجد الحرام و طواف و ... احساس شعف و نشاط خاصی داشتیم.
احساس سبکی
هنوز خستگی در نکرده دلت پر میکشید برای طواف و حضور در مسجد الحرام.
هر چه خسته تر میشدیم سبکتر میشدیم و مشتاق تر .
مدینه اما متفاوت است.
دل گرفتگی دارد.
اینجا انگار کل یوم عاشورا و کل ارض کرب و بلا ست.
پشت دیوار بقیع نشسته ام و چشم دو خته ام به ماه...
ماهی که نورش بازتاب نور قبور مظلوم ائمه است.
که اینجا هیچ راه نگاهی به بقیع برای زنان شیعه باز نگذاشته اند.
و حتی پنجره های بقیع را هم از ما دریغ کرده اند...
و لعنت الله علی قوم الظالمین
و شب آخر
و بقیع
چراغ های خاموش
روضه های پنهانی
ناله های در گلو
اشک های بی صدا
و دلتنگی.....
😭😭😭
و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
روبروی پنجره های بقیع
۲۲:۲۰ .شنبه شب ۲۴ تیرماه