در خیالم با خیالتخوش خیال عالمم تا که هستی در کنارم با خیالت بیخیال عالمم
عجله داشتم
تند تند را میرفتم
محکم به چیزی خوردم
آدم بود!
منتظر بودم بگوید کوری؟!
دستش را به طرفم دراز کرد
با من دست داد…
لبخندی زد
به گمانم انسان بود!