هدایت شده از شماره "۱"
شدن خانوادهمون، دوستامون، ذوق بعد از خستگی مدرسهمون، مکان خالی کردن خودمون.
هدایت شده از شماره "۱"
یکم گذشت و رفته رفته آدرین کمتر اومد.
کمتر
کمتر
خیلی کمتر
اصلا نیومد. تا به خودمون اومدیم دیدیم روباهمون نیست.
دیدیم نادیده گرفته شده، ناراحت شده، اذیت شده، حس تعلق نداره و نا امید شده.
هدایت شده از شماره "۱"
خودمون رو زدبم به اون راه ولی با تمام وجود میخواستیم برگرده.
برگشت اما همه میدونیم بیشتر از قبل تو خودش بود.
هدایت شده از شماره "۱"
خانواده فقط پدر مادر نیست و دوست فقط همکلاسی یا بغلدستی که بشه دید نیست.
ایستگاه خانواده مونه، اونا دوستامونن، آدرین و سولی ستونهامونن.
خانواده پشت همن،
سولی هیت بگیره مثل قضیه کتاب های ترند مت شمشیر نشون میدیم.
آدرین ناراحت بشه شمشیر نشون میدیم.
الان هم باید شمشیر نشون بدیم تا به آدرین ثابت کنیم متاسفیم که حتی یک لحظه حس کرد تنهاعه،
آدری متاسفیم، نمیدونم کمکی میکنه یا نه ولی من خیلی دوستت دارم. تو جزو اولین ها بودی تو موزه که یه مکان خیلی خاصه تو قلبم.
تو از بهترینها بودی.
و هستی.
هدایت شده از شماره "۱"
خانواده فقط پدر مادر نیست و دوست فقط همکلاسی یا بغلدستی که بشه دید نیست.
ایستگاه خانواده مونه، اونا دوستامونن، آدرین و سولی ستونهامونن.
خانواده پشت همن،
سولی هیت بگیره مثل قضیه کتاب های ترند مت شمشیر نشون میدیم.
آدرین ناراحت بشه شمشیر نشون میدیم.
الان هم باید شمشیر نشون بدیم تا به آدرین ثابت کنیم متاسفیم که حتی یک لحظه حس کرد تنهاعه،
آدری متاسفیم، نمیدونم کمکی میکنه یا نه ولی من خیلی دوستت دارم. تو جزو اولین ها بودی تو موزه که یه مکان خیلی خاصه تو قلبم.
تو از بهترینها بودی.
و هستی.
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/anbaryyy_e/1639 بزار من بگممم
فکنکنم مشکلی باشه طولانی بشه
و اینکه یا ناشناس یا چنل خودت یا پیوی سیلوانا (من پیویش فرستادم)
دیگه اینکه ببین کلا دوتاتون جدا قراره بنویسید و اشکالی نداره اگه شبیه هم نباشه...
هر کدومتون از زبون یکیشون مینویسید و یه سناریو رو روایت میکنید و مهم نیس که واقعا شبیه هم بشه یا نه...
تا اونجایی که من میدونم البته...
#فویو
#دایگو
خب دو نفر بعد یه بنده خدای رندوم و محیا
کاراکتر یک :
سن:۲۵
جنسیت:مونث
رنگ مو:سفید
رنگ چشم: عسلی خیلی روشن
نژاد: الف
ویژگی برجسته: یکی از چشماش به خاطر زخم کور شده و میتونه تبدیل به حیوون بشه
کاراکتر دو:
سن ،۷۰۰
جنسیت:دختر
رنگ مو:نقره ای
رنگ چشم:قرمز
نژاد:ومپایر
ویژگی برجسته:خیلی موده و از سرگرمی های آدما خوشش میاد
ژانر : زندگی روزمره اکشن ماورایی
مکان آشنایی :تو کشتی هوایی وسط آسمون
*میتوانید اندکی تغییرات بدهید ولی نه خیلی
*محیا از زبون کاراکتر دو چیز مینویسه و اسمش رو هم انتخاب میکنه
*یه بنده خدای رندوم اسم کاراکتر یک رو انتخاب میکنه و از زبون اون مینویسه
خب دو نفر بعد callous و دوباره
کاراکتر یک :
سن:۱۵
جنسیت:پسر
رنگ مو:سبز
رنگ چشم: یکیش یشمی یکیش زرد
نژاد: جادوگر از نوع بدون جنسیت (یعنی میتونن علاوه بر کار های جادوگری شکل هر احدی رو بگیرن
ویژگی برجسته: اکثر مبارزه های رو با هوشش پیش میبره کلا باهوش و منطقیه
کاراکتر دو:
سن ،۱۷
جنسیت:مرد
رنگ مو:سبز تیره
رنگ چشم:قرمز
نژاد:نیمه انسان نیمه پری
ویژگی برجسته:مهربونه آدم خوب و پاکیه ولی بروز نمیده
ژانر : فانتزی
مکان آشنایی :اولین دیدار در مبارزه
*میتوانید اندکی تغییرات بدهید ولی نه خیلی
*دوباره از زبون کاراکتر دو چیز مینویسه و اسمش رو هم انتخاب میکنه
*کالوس اسم کاراکتر یک رو انتخاب میکنه و از زبون اون مینویسه
من هر دفعه بعد اینکه چالش با تقدیمی میزارم: خدایا غلط کردم زیادههههه نمیفهمممم وقتمو گرفتههه نرسیدم امتحان فردامو بخونممم