هر آن کس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را...!
آگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور میدانیم
زمال غیر میدانیم سمرقند و بخارا را
گر عزراییل ز ما گیرد تمام روح اجزا را
چه خوشترمیتوان باشد؟؟ زآن کشک و دو من قارا
و یه عالمهههه شعر های قشنگ دیگه که اگه میزاشتمشون خیلی شلوغ میشد :(
اگه شما هم دوست دارید میتونید برید تو اینترنت بقیش رو بخونید😔✨
دیدی میگن کتاب رو از جلدش قضاوت نکنید
خب آخه بنده خدا دقیقا چیکار کنم بشینم کلش رو تو مغازه بخونم؟...
بعدشم اگه یه کتابی واقعا قشنگ باشه یه انتشارات خوب با جلد خوب چاپش میکنه
پس با اقتدار بیاید از رو جلد کتابا رو قضاوت کنیم:)
داشتم فکر می کردم
قطعا تو منشور وظایف برادرانه، یه قسمت هایی برای خندیدن به آبجی وقتی روی برف لیز میخوره😆، برف مالی کردن صورتش به نحوی که فقط چشاش معلوم باشه😈
و البته هموار کردن مسیر سورتمه😅
موجوده...
ببخشید که نیستم تا وظایفم رو به نحو احسن انجام بدم🙏🏻🥲
اژدها سواران کتابخوان
داشتم فکر می کردم قطعا تو منشور وظایف برادرانه، یه قسمت هایی برای خندیدن به آبجی وقتی روی برف لیز می
اینو داداشم برام فرستاده
چون دانشگاهش یه شهر دیگس نمیتونه بیاد خونه.....
واقعا گلبم اکلیلی شد
یه چیز جالبی دیدم میگفت شاید قبلا واقعا ساعت ۰۰:۰۰ آرزو ها برآورده میشده ولی یه روز یکی آرزو میکنه که دیگه هیچ آرزوی برآورده نشه :)