نامه خودکشی به جا مانده از سال ۱۹۷۰:
به سمت پل میروم؛ اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند نخواهم پرید…
شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود
شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود
هدایت شده از مِشکالیس
- @dragonbook -
اینجا مثل زیباییِ فلس های اژدهاست؛ اژدهایانی با دم هایی آتشین و گرم. مثل حس کتاب خوندن توی یه روز سرد زیر پتو که آرامش محضه🤍.
باید دینی بخونم ولی نمیتونم واقعا نمیتونم کتاب رو باز میکنم زل میزنم بهش و نمیتونم بخونم یعنی چیییی