https://eitaa.com/dragonbook/2816
بازم میگم
هرچی شما امر کنین بانو سیلوانا
————
نمیدونم من خیلی حسودم شاید یه روز برای اینکه همه ی توجه ها رو به خودت جمع کرده بکشمت…
(شوخی کردم اشکالی نداره بابا من که راضی ام بازی جالبیه )
https://eitaa.com/dragonbook/2817
شاید قیافه کاراکترا رو تصور کنیم. ولی بعدش چی؟ با چی به تصویر میکشیمشون؟
————
میتونید با هوش مصنوعی یا یه کسی که نقاشیش خوبه یا آنقدر بگردید که یه عکس شبیهش پیدا کنید…
از همه بهتر هوش مصنوعی و پینترسته👍
https://eitaa.com/dragonbook/2809
ملکه ی سابق؟ اون هنوز فرمانروایی میکنه. قلبش سیاهه، تیره ست، آلوده به خون هزاران انسان بی گناه. ملکه ای که برای کشته شدنش میتونی جونتو هم فدا کنی.
آره، یه ملکه ی شیطانی!
#کتابخون
————
چرا یه ملکه سابق؟ تبعید شده؟
به یه سرزمین دور؟
https://eitaa.com/dragonbook/2774
به نام خدا
من آدرینم
یه دورگهی بدبخت که همه جا یه ردپایی ازش هست ولی هیچجا اسمی ازش وجود نداره
یکی یدونهی هستیا
خواهر بزرگتر تو بتفمیلی و..... و.... و.....
یه ۲۲۸ سالی هم سن دارم
برعکس نورا خانم من کلا آتیش میسوزونم، آتیش میزنم، از وسط آتیش رد میشم (هشدار : در خانه امتحان نکنید)
و آره از این کارا میکنم
روباه هم میشم (دلتون بسوزه 😛)
و آره دیگه از همهی سلاحا استفاده میکنم گل سرسبدشون هم خنجرمه (که تبدیل به نیزهی رومی میشه، بازم دلتون بسوزه شما ندارین 😛)
دردسرسازم ولی ناخواسته 😇 (ادعا : من فرشتهام!!!!!!!)
چیز دیگه باید بگم؟؟؟؟
از طرف... خب مشخصا آدرین دیگه چی انتظار داشتین؟؟؟
————
وای آدرینننن
انتظار نداشتم تو ناشناس کانالم ببینمت خوشحال شدممم😭✨✨
چقدر شبیه گرد انگشت….
بله عزیزم درسته شما فرشته ای😔✨
چیز دیگه؟ شاید یه بک استوری؟
https://eitaa.com/dragonbook/2820
(بازگشت به سایه ها با صدای خش خش برگ...)
#کتابخون
————
شما غ-
شما اشتباه میکنید عزیزم
بشین کارت دارم
https://eitaa.com/dragonbook/2823
راستی اینی که گفته با کانزاشی موهاش رو بالا بسته من نیستما، من یکی دیگه م
به پیام مالفویِ تبهکارِ entp واکنش نشون داده بودم که گفتم قاتلم و اینا... بگم یهو قاطی نشه:)
#کتابخون
————
میدونم میدونم فهمیدم اون که نوراعه بچم…
مه میگم سابق نیست به نظرم، هنوزم فرمانروایی میکنه
اگه هم ملکه ی قبلیه، لابد الان یه جای دیگه یه شورش رو رهبری میکنه، خلاصه که هنوزم یه فتنه ست!
#کتابخون
————
میدونی میتونه اینجوری باشه ملکه ای که داره فرمانروایی میکنه و نورا دنبال انتقامه…
دیگه در این مورد باید نظر نورا رو بپرسیم
https://eitaa.com/dragonbook/2821
عجب...
اما من دنبال جلب توجه نیستم
فقط میخواستم محتوایی که به وایبر کانالتون میخوره رو پخش کنم...
————
میدونم میدونم به خدا غلط کردم
یه لحظه چیز شدم یه ذره اعصابم به خاطر یه چیز دیگه داغون بود سیم کشیام قاطی کرد
ببخشید به خدا😭😂
منظوری نداشتم
اتفاقا خیلی هم خوشحال شدم
خب بانو سیلوانا
یکم از مشخصات کاراکتر خودتون بهمون بیشتر نمیگین؟
————
من؟ خیلی یهویی بود نمیدونم به خدا
سیلوانا الهه ی جنگل کسی که یه بیشه رو کنترل میکنه میتونه با حیوونا صحبت کنه یه دوست نیمه اژدها داره
میتونه با ۴ عنصر اصلی قرار داد ببنده و ۴ تا روح از هر عنصر داره که باهاشون قرارداد بسته؟
خوبه؟ نمیدونم به خدا
https://eitaa.com/dragonbook/2824
هوم جالب شد...
خوشوقتم آدرین
یکم بلندپروازی ولی وقتی توی مشتم لهت بکنم...
لبخند شیطانی*
ببینم از وسط آتیش جهنم هم میتونی رد بشی یا نه...
————
شما؟ معرفی میکنید خودتونو؟
https://eitaa.com/dragonbook/2778 رول جیه؟
————
امممم چجوری بگم …
هر کسی یه کاراکتری داره و شروع میکنن با هم صحبت کردن و یه داستانی رو پیش بردن
میتونه رول جنگی باشه یا هرچیز دیگه…
https://eitaa.com/dragonbook/2824
خب یه به نام خدای دیگه
۶ سالگی رفتم کمپ ژوپیتر (برای دمیگادهای رومی)
۱۱ سالگی پراتور شدم ( همون فرمانده، ما دو تا اینجا داریم ، با دموکراسی تو مجلس سنا انتخاب میکنیم)
بعدش تا دلت بخواد پدرم دراومد، هی اینو جمع کن، هی اونو درست کن (همهی تقصیر اوکتاویان بود!!!!)
(اوکتاویان پیشگوی دلقک کمپمون بود، دقت کنید بود!) بعدم همه اینجا شروع کردن بهم گفتن مامان کمپ (لقب دلخواهم نبود)
خلاصه همینا بعدم که برگشتم گاتهام (۱۷ سالم بود) شغل تیکه پارهی این سال ها رو تمام وقت به عهده گرفته و سوگلی بابای قشنگم شدم ( همیشه بودم 😛) و الان این دور و بر به عنوان ویجیلنتی بهم میگن ققنوس البته دوستای نزدیکم اونایی که خبر دارن چه گلهایی در زندگی کاشتهام بهم میگن *روباه سرخ*
————
واو چه خفننن
زبانم قاصره
چقدر شماها قوه تخیلتون محشره…