eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
385 دنبال‌کننده
7هزار عکس
557 ویدیو
115 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
هیچ هم زیبا نبودی من تو را زیبا کشیدم بی جهت اغراق کردم دلبر و رعنا کشیدم شهراد میدری
واقعا هنوز منتظر نامه هاگوارتزین؟ تا کی میخواین این خیالات احمقانه رو ادامه بدین؟ به جاش بیاین یه کمکی بکنین این کمدو هل بدیم ببینم پشتش به نارنیا راه داره یا نه..
ولی ماه کلا خیلی قشنگه:) شب بخیر
خب اینا رو دوباره ببینید تا فردا..
اگه کسی پیام داده تو دایگو که من جواب ندادم همونو تو اون یکی ناشناسه بفرسته دایگو برام اصلاا باز نمیکنه
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
خب ، تقدیمی من اینطوریه که می‌نویسم اگه توی دنیای من ( میراندول ) بودید چه کار می‌کردید . و اگه مشکلی بود و طبق میل و سلیقه خودتون نبود عذر میخوام . و اینکه چون زیاد حضور نداشتم آشنایی زیادی با بقیه نداشتم پس از بعضی ها معذرت می‌خوام و اینکه نحوه نوشتار خاصی ندارم و امیدوارم خوشتون بیاد . ❤️‍🔥 خب یه سری توضیحات . میراندول :یه کشور با عرض جغرافیایی پهناوره و توسط خانواده سلطنتی اداره میشه و به هشت ایالت تقسیم میشه . ملامو: معادل قدرت جادویی یا مانا عه ، ولی ملامو معمولا مفید برای کاری انجام میشه که فرد بیشترین احترام و بیشترین علاقه رو بهش داره ( البته که استثنائاتی وجود داره برای خانواده سلطنتی ، حاکمان و همچنین محافظان ( من جزو محافظان هستم) ) مثلا ، ملامو جود طوریه که هر چیزی رو پرتاب کنه به هدف میخوره ( با یه سری مخلفات) یا ملامو های شفابخش برای شفادهنده ها . و اینکه ملامو به شکل هاله های رنگی متفاوت ظاهر میشه .
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
راوی : راوی مرموزترین شخص توی قصر سلطنتیه . و زیاد هم دیده نمیشه ( به جز مواردی که میومد برای همکاری با ما ها برای ترسوندن بقیه ( هه هه)) برای نفوذ به قصر هیروا به کسی نیاز داشت که بتونه توی راه های زیرزمینی راهو پیدا کنه . پیدا کردن راوی کار سختی بود چون کسی که بتونه توی تاریکی دووم بیاره و از همچین جاهایی خوشش بیاد و ملاموش توی این زمینه باشه سخت بود ( آدرین پیداش کرد) . راوی خیلی خفن گونه داخل تونل شد و سر سه ساعت راهو پیدا کرد . از همون موقع راوی معمولا توی راه زیرزمینی بود و دنبال اتاقک های مخفی تر میگشت( یه روز دم در ورودی داخل قصر یه عالمه بشکه پر سکه گذاشته بود که از اتاقک سوم راهروی هفتم تونل دهم پیدا کرده بود .( نگران نباشید منم نفهمیدم کجارو گفت ) ) آره دیگه ...یه مدتی هم باهم توی تونل های می‌گشتیم و رد های ترسناک میذاشتیم ( مثلا دست خونی یا بـــــــــــــــــوق( عه وا! نباید میگفتم که!)
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
ویدار و ایگدراسیل : فکر کنم همین که بگم زیردست بْروُیا زنده موندن نشون بده کارشون چقد سخته ، نه؟ خب ویدار و ایگدراسیل زیردست برویا توی کتابخونه سلطنتی کار میکنن . حتی زمانی که کابلون شاه بود ، چون باید تاریخ و دانش رو به هر روشی حفظ کرد و این کار برای برویای پیر و وسواسی لجباز و حراف ( به هیچ وجه دلتون نیمخواد گیرش بیفتید وقتی وسط جلسه شروع می‌کنه درباره شباهت موضوع به یه واقعه تاریخی توی چهار صد سال گذشته حرف بزنه ) به تنهایی خیلی سخت بود . ویدار و ایگدراسیل کمک خیلی بزرگی برای ما بودند . کتابخونه جای بزرگیه و از اونجایی که اجداد ما تقریبا هر چیز مهمی رو مینوشتن ( بیکار بودن به خدا!!) چند طبقه است و هر ساله باید مرتب بشه و هی طبقه جدیدی باز بشه ( همین بالا پایین رفتن از پله ها خودش توان میخواد ! ) کتابداری خودش شغل دوست داشتنی و باحالیه ولی کتابداری توی میراندول یه چیز دیگه است . چرا؟ چون لازمه یه کتاب رو بدون آداب درست برداری و یه هولوملامو بالا سرت باز میشه و انقد جیغ میکشه تا یکی پیدا بشه بیاد ( هه هه..معلومه که من اینطوری گیر نمیفتم!) بعلاوه که ما تاریخ تصویری هم داریم که از حدود سیصد سال پیش شروع به ثبتش کردن . اینم یکی اختراع کرده دیگه . ویدار و ایگدراسیل هر وقت تاریخ تصویری پیدا میکنن که باید مرتبش کنن اول مطمئن میشن که چیز خنده داری داره یا نه ( یادش بخیر اون اولا که وارد قصر شده بودم دائم تو کتابخونه پلاس بودم و باهاشون نسخه های اولیه رو مسخره میکردیم )
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
سولی و آدرین : سولی و آدرین جزو کسایی بودن که قبل از مسلط شدن هیروا ( پادشاه به حق میراندول که عموش کابلون زد خانواده اش رو کشت و این بدبخت رو آواره کرد ( گفته بودم من نویسنده سنگدلی ام)به رنتر ( پایتخت میراندول و داخل اینتر و در شمال غربی میراندول ) وارد نیرو های اون شدن. دلیلی که داشتن کمک برای به سامان رسوندن کشور بود ، موضوع این نبود که شاه فعلی ظالم بود ( خیلی هم بیشعور بود ) بلکه این بود که باعث مختل شدن مسیر ملامو شده بود ( چطوری ؟ از بابام ( واقعیه) بپرسید . حالا به هر طریقی آدرین و سولی به اون ها پیوستن . قبلا گفته بودم که ملاموی آدرین توی مسیر یابی مفید بود . و ملامو سولی هم توی بقا عالی بود ( چطوری ؟ اینطوری که مثلا می‌تونست تشخیص بده چه گیاهی سمیه یا کدوم خوردنی یا بهترین جاها برای اطراق و از این چیزا دیگه) . به هر حال بعد از تاجگذاری هیروا این دو نفر بر خلاف بقیه تصمیم گرفتن همراه هم ماجراجویی کنن و اگه به ملیهوپ برید میتونید آواز هایی درباره دو زن قوی بشنوید که ماجراجویی هاشون زبان زده . ( نامسلمونا منو هیچوقت نبردن ماجراجویی ( ربطی هم به اینکه خالم نمیذاشت نداشت ) )
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
سیلوانا : سیلوانا دختر نامدار ترین فرمانده دریای سِنِکا بود .پدر سیلوانا همیشه تامین کننده امنیت سنکا بود تا زمانی که کابلون ( همون بیشعوره ) اسیرش کرد ، چرا ؟ چون باعث می‌شد روسای جزایر و کابلون سهمی قابل توجه و قاچاق مروارید نداشته باشن ( طبق افسانه ای که می‌گفت شاهزاده سنکا توی دریا غرق شده و خونشون تبدیل به مروارید شده مردم باور دارن مروارید های سنکا خاصیت جذب ملامو دارن که بعد از کریستال های ملامو بیشترین میزان جذب رو دارن ) در هر حال بعد اینکه هیروا برگشت همه چی به روال خودش برگشت و بعد از اینکه پدر سیلوانا توانایی ها و علاقه ی سیلوانا رو دید بهش یه ناوگان داد ( خوشبحالش) . آره دیگه اینطوری شد که سلیوانای افسانه ای شد الهه محافظ دریای سنکا . موقع شورش هادریا سیلوانا بزرگترین حامی ما در دریای سنکا بود . و سر ماجرای دعوای من و رئیس جزیره جرانید ، خوشبختانه سیلوانا کمکمون کرد ( تقصیر من نبود ! اون مرده اصرار داشت کتک بخوره!)