هدایت شده از ایفوریا
بچه ها برای اونایی که نمیدونن بنشی چیه... بنشی یه موجود ماورایی هست که معمولا به شکل یک زن ظاهر میشه و قبل از اینکه فرشته مرگ به سراغ انسان ها بیاد اونا رو از مرگ مطلع میکنه و اگر اون فرد تنها باشه و کسی رو نداشته باشه به عزاداری با اون شخص میپردازه
هدایت شده از ایفوریا
هدایت شده از ایفوریا
کار من نجوای مرگ بود...عزاداری با انسان هایی که حتی نمیدانستم وجود دارند. احساس تاسیان، احساسی بود که باید انتقالش میدادم... اما حال، خود را در این احساس غرق میبینم. انگار نمیتوانم خود را بیرون بکشم. از این غم، از این سرنوشت نفرین شده...همه چیز خوب بود. من احساسی نداشتم، عزاداری ها مصنوعی بودند ، فقط پیشوازی برای فرشته مرگ...اما الان؟ تا به حال شده احساس کنید که دارید خفه میشود، انگار چیزی گلویتان را گرفته و محکم فشار میدهد، با اینکه بغضی نداری...انگار هرچه که میگذرد، در سیاهچاله ای از احساسات فرو میروید و آنقدر برای بیرون آمدن ازش دست و پا میزنید تا بدن درد بگیرید، اما آنجا گیر کردی... تا به حال شده احساس کنید تکه ای از وجودتان، قلبتان، روحتان را از دست داده اید؟ در صورتی که صرفا قلبتان سر جایش است.. اما دیگر دلیلی برای تپیدن احساس نمیکند... من میتوانستم روزانه نجوای مرگ تمام جهان باشم... اما او،هرگز...هیچوقت نمیخواستم به دیدارش بروم، نه به عنوان یک بنشی... نمیخواستم اشک هایی که میریزم، برای او باشد... او یک انسان نبود؛ من هزاران انسان در روز ملاقات میکنم، هزاران فاجعه... اما او... او.. او مانند کهکشان بود، تکرار نشدنی... چطور قلب او میتوانست متعلق به یک انسان باشد؟ چون حتی الهه ها هم رحم او را نداشتند، حتی الهه ها هم زیبایی او را نداشتند، حتی الهه ها هم صدای او را نداشتند... او در جهان تک بود، یک نسخه بود...همتایی نداشت...کسی که قلبم بیصدا برایش میتپید.. اما امروز، من نجوای مرگش بودم...
https://eitaa.com/chem_philos/6260
نه یه چند تا پیام قبل یکی بود آریا من حواسم نبود آریا اسم پسره دختر بهش دادم نیکو هم اسم دختره هم پسر گفتم نکنه اینم پسره🤣
https://eitaa.com/dragonbook/7416 باشه ولی 334 درواقع داستان یه 3س که به اونیکی 3 خیانت کرده و با 4 ریختن سرش
————
واو اینم جالب بود