حالا تو افسانه ها هرکول تو ماموریتش زنجیر پرومتئوس رو میشکنه تا خودش رو آزاد کنه و نویسنده از این قضیه تو کتاب استفاده می کنه، و پرومتئوس تو کتاب خودش رو آزاد میکنه. زئوس می فهمه و دلش میسوزه و تصمیم میگیره که بهش یه فرصت بده، زئوس به پرومتئوس میگه اگه تونستی یه قهرمان انسان از میان آدم ها برام پیدا کنی منم می بخشمت، و بهش بال میده تا پرواز کنه و قهرمان رو پیدا کنه، تو این سه جلد پرومتئوس با بال هاش میان زمان تو شهر عدن سفر می کنه تا قهرمان رو پیدا کنه، و البته پرنده انتقام بی خیال نمیشه و سعی می کنه پرومتئوس رو بگیره پس اون باید از دست اون فرار کنه....
به شدت زیبا بود، به شدت پیشنهاد میشه😉
#ویدار
————
واو چه خفنننننننن من برم بخونم….