eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
382 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
472 ویدیو
42 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
اهم اهم... ایگدراسیل هستم و اولین باره که تو کانالت پیام میدم😊 احتمالا منو از ایستگاه ۳۴ بشناسید ———— آره آره معلومه میشناسم اتفاقا میخواستم بگم اولین بارته داری پیام میدی که رسیدم به این پیام… خلاصه که قدم رنجه فرمودی ایشالا پات به اینجا هم باز بشه بیشترم پیام بدی 😔😭✨
سلاااامم؛] لمس دستان، برخورد چشمان؛ رد شدن از کنارهم وحس افتادن در سیاهچاله ای عمیق که همه احساسات را میمکد و سقوط در اقیانوسی سرد که سراسر وجودت یخ می‌زند او فراموشی گرفته، و خاطر مراهم به نسیم بهاری سپرده این بود داستان دستان دورمان؛ همین...
اژدها سواران کتابخوان🏴
سلاااامم؛] لمس دستان، برخورد چشمان؛ رد شدن از کنارهم وحس افتادن در سیاهچاله ای عمیق که همه احساسات ر
این برای دومیه دیگه؟ خیلی خوب بوددد به خدا هشتکت آشناعه ولی به خدا اگه یادم بیاد قبلا پیام داده باشی آلزایمر گرفتم عالیه..
دستانش کشیده اش با طنازی دور چترقدیمی گلداری حلقه شده بود؛ نمیتوانستم به درستی رخ محصور کنده اش را در قاب چشمانم حک کنم. باران محکم به شیشه های عینکم برخورد میکرد؛ و باعث می‌شد که چهره اش تار و تار تر شود من برای رسیدن به اخیلی دوییدم ولی حالا جانی در تنم نمانده او دور است خیلی دور مثلا ان طرف خیابان در حال انتظار... شاید یک روز بفهمد هر روز از دور میبینمش
واییی ندیدم که گفتی ادامه اش بدیم من توی متن به کار بردم جمله اول رو ———— اشکال نداره بابا مهم اینه قشنگ شده😭😂✨
او دور بود، خیلی دور، مثلا آن‌طرف خیابان بود و پسر کوچکش را دید که با چشمانی پر از امید بر می‌گردد و با او خداحافظی می‌کند. اولین روز مدرسه‌اش، اما او دور بود، آن‌قدر دور که وقتی بنز مشکی با آن صدایش، محکم به پسر کوچکش خورد، نتوانست کاری کند. فقط خیره شد و آرزو هایش را دید که پرپر شد. ————- حقیقتا کوتاه و پشم ریزون بود دو دقیقه سکوت…. خیلی خوب بود … من برم عر بزنم براش..
https://eitaa.com/dragonbook/8487 مغزش کودتا کرده بدد، به جای خاطرات و اطلاعات آن آدم، تبلیغ مزخرف تلوزیونی را نمایش می‌داد به همین دلیل به نگاه کردن با سردرگمی به او ، ادامه داد.
https://eitaa.com/dragonbook/8488 هر چه قدر هم تلاش کنم باز هم نمراتم عالی نمی‌شود، هر چه قدر تلاش کنم برای پدر و مادرم فرزند خوبی نمی‌شم، هر چقدر هم بدوم به مقصد نمی‌رسم. کار کنم، باز هم کمک خرج نمی‌شوم، درس بخونم، باز هم افتخار نمی‌شوم همیشه انگار.... انگار یک درجه با چیزی که باید، فاصله دارم. (من کافی نیستم.)
ویدار.. خیلی خوب مینویسی ها… البته قبلا هم رو کرده بودی ولی خب من الان تازه توجه نمودم.. ماشالا ماشالا به قول مدیا بزنم به تخته چشم نخوری..
https://eitaa.com/dragonbook/8497 نمیدونم بیداری یا نه ولی .... سباستین مک کویین لقبمه اسم رو نمیتونم بگم . ۱۵ سالمه و intjو دخترم ولی خب لقبم پسرونه ست . و اونم تحت تعقیب عه دنبالش هستن البته اتهامات همه دروغه. # سباستین مک کویین ————- عزیزم اشکال نداره راحت باش خوشبختمممممم به چی متهم شده🤔 ؟
می‌دونی طرد شدن چجوریه ؟ بنده هم اکنون از طرف دو مدیر گروه ترک و طرد شده ام و میترسم از این یکی هم بندازنم بیرون که البته که حتما این اتفاق میوفته . میگن تا سه نشه بازی نشه .شاید تاوانه . تاوان انتظار اعتماد متقابل داشتن . # سباستین مک کویین ———— وا چرا ؟ چرا اینکارو کردن؟ مگه چیکار کرده بودی؟
البته اگه از اینجام بندازنم بیرون مشکلی نیست ، دیگه بهش عادت کردم . # سباستین مک کویین ———— نه بابا من کسیو نمیندازم بیرون یعنی تا الان که ننداختم فکر نکنم هم که بعدا بندازم حالا تعریف کن ببینم چرا انداختنت بیرون..