اژدها سواران کتابخوان🏴
https://eitaa.com/dragonbook/8486 او دور بود خیلی دور مثلا آنطرف خیابان قدمی برداشتم که به سمتش بروم
کشتیششش دختره رو کشتیی نباید اینکارو میکردیی ناراحت شدم…..
(دارم زر میزنم… خیلی خوب بود😭✨✨)
او دور بود خیلی دور، مثلاً آن طرف خیابان... اما این فقط یک بُعد از فاصلهی بین ما بود. فاصلهای که نه با متر و کیلومتر، بلکه با حسرتها، تردیدها و زخمهای التیام نیافته سنجیده میشد. هر بار که سعی میکردم به او نزدیک شوم، گویی نیرویی نامرئی مرا به عقب میکشید، زنجیرهایی از جنس خاطرات تلخ و انتظارات برآورده نشده.
آن طرف خیابان، دنیایی بود که او برای خود ساخته بود، قلعهای از سکوت و انزوا که هیچکس را یارای ورود به آن نبود. من اما، هنوز هم کورسوی امیدی در دلم داشتم، خیال میکردم شاید بتوانم با کلامی، نگاهی، یا حتی سکوتی مشترک، این دیوار را فرو بریزم. اما هر چه بیشتر تلاش میکردم، بیشتر متوجه میشدم که این فاصله، تصادفی نیست. او خود خواسته بود که دور باشد، خود خواسته بود که در این انزوا پناه بگیرد.
شاید او از صمیمیت میترسید، از اینکه دوباره آسیب ببیند، از اینکه دوباره دلش بشکند. شاید هم من مقصر بودم، شاید من نتوانسته بودم آنطور که باید و شاید، دوستش داشته باشم، درکش کنم، یا به او ثابت کنم که میتوانم تکیهگاه امنی برایش باشم.
هر چه بود، واقعیت این بود که او دور بود، خیلی دور. آنقدر دور که حتی اگر تمام خیابانها و کوچههای شهر را هم به دنبالش میگشتم، باز هم نمیتوانستم او را پیدا کنم. چون او نه فقط از من، بلکه از خودش هم فرار میکرد. و من، تنها کاری که از دستم برمیآمد، این بود که بایستم و رفتنش را تماشا کنم، در حالی که میدانستم این دوری، تا ابد ادامه خواهد داشت.
#بهار
https://eitaa.com/dragonbook/8538
اگه ناراحت نمیشه بده پیو ش رو .
خب قولش رو به یه انتشاراتی دادم که گفته احتمالا تا آذر چاپ شه.
# سباستین مک کویین
————
چه انتشاراتی؟ عزیزم چاپ که شد بگو آدرس بدم برام با امضای خودت میفرستی راجب قیمتشم باید بگم من خسیسم خیلی پول نمیدما..
(بزار برم بپرسم..)
https://eitaa.com/dragonbook/8542
دژاوو نیست من همه جا هستم .
کانال دوست دارم .
# سباستین مک کویین
————
پیش میاد
https://eitaa.com/dragonbook/8542
آخه اولین باره دارم باهات حرف میزنم .
# سباستین مک کویین
————-
منظورم این بود که تو کانال مالیس و اینا هم هشتکتو ندیده بودم جدید بود برام
https://eitaa.com/dragonbook/8522
ممنونم از راهنماییت؛ در حقیقت من وسط یک داستان ۱۶ روزه رو برات فرستادم برای همین نامفهوم شده...
و امان از این کیبورد که من یه چیزی مینویسم اون یه چیز دیگه
#مجنون
————
یا ابلفضللل هنوز داری مینویسیش یا تموم شده؟
بچه ها یه خوره اپیک میاد پیوی من پیام بده ؟.. یه سری سوال ازش دارم
@john_w