جنگل پر بود از صدای زوزه و مه جانسوزی که تری و وهم به دل میانداخت.اما آن دختر با موهای نقرهای و چشمان درشت جنگلی رنگش با کنجکاوی و احتیاط در میان مه راه میرفت.گهگاه صدای له شدن برگها و فشرده شدن ذرات خاک را زیر پاهایش حس میکرد.با شنیدن صدای عجیب و غریبی که نه به زوزه شباهت داشت نه به فسفس فار، قدمهایش را به سوی صدا کج کرد اما با حس برخورد چیزی شبیه به پوست مار یا شاید هم تمساح متوقف شد.
آب دهانش را شوکه شده قورت داد و لبهایش را به هم فشار داد تا صدایی عجیب غریب از دهانش بیرون نیاید و باعث خورده شدنش نشود.
آرام سرش را گرداند و برگرداندن سر همانا و دیدن آرزوی دیرینه و هدف جستجواش همانا.
شاید بگویید که او چه دید؟معلوم است که اژدها! آری اژدها.. اژدهایی با پوستی به سفیدی برف و با چشمانی یشمی که نگاهش به او دوخته شده بود.
دختر هیجان زده اولین کاری را که به ذهنش رسید انجام داد.
دستش را به طرف اژدها دراز کرد و نگاهش را به سمت دیگری دوخت .
اژدها صدایی از میان دهانش بیرون داد و پوزهاش را به کف دست دختر مالید.
دخترک ثانیهای بعد با گونههای گر گرفته و چشمانی براق طرف اژدها پرید و دستانش را دور گردن او دراز کرد و در آغوشش گرفت.
تقدیم به سیلوانای خوشگلم🙏
-فاذر
اژدها سواران کتابخوان🏴
جنگل پر بود از صدای زوزه و مه جانسوزی که تری و وهم به دل میانداخت.اما آن دختر با موهای نقرهای و چ
وای مرسییییی خیلی قشنگهههیهسهژهتژتیتی😭😭😭😭✨✨✨
سلام سلام
سولی تصمیم گرفته از خونش بیاد بیرون و یه سری به اطراف بزنه
بیاید خونتون رو معرفی کنید با هم آشنا بشیم😂😆✨
#سولی
(سیلوانا ایندفعه نوبت توعه میخوام ناشناستو شلوغ کنم)
––––
آفرین کار خوبی میکنی
بچه ها خودتون رو. معرفی کنید با سولی حرف بزنیم😔✨
خداروشکر گوشیت درست شد من به جای تو خسته شدم
میگم احیانا پرسی جکسون رو نخوندی؟
میخواستم بخرمش ولی نمیدونم خوبه یا نه
متاسفانه کتابخونه ای هم نمیشناسم که برم امانت بگیرم
#کارا
––––
آره واقعا خیلی بد بود…
من پرسی جکسون رو نخوندم ولی کتابای ریک ریوردان کلا قشنگه پیشنهاد میکنم بخونی
اژدها سواران کتابخوان🏴
یاحا هستند. | #عکس_شخصیت
بچه ها فاذر رو زیاد میکنید؟ داستان های قشنگی مینویسه ها!