📷 قسم به مشت گره کرده
🔹در هیاهوی تجمعات شبانۀ میدان انقلاب، مشت های گره کرده تنها یک مشت نیست؛ آنها ارادهای هستند که از خون امام شهید برمیخیزد. در این قابها، تفاوت آدمها کنار رفته تا تنها یک چیز بگویند؛ ایران و مقاومت.
🌐@drAshiri
نایل فرگوسن در کتاب «برآمدن پول» تبیین میکند که پول ملی صرفاً یک ابزار مبادله نیست بلکه تجسد اراده تمدنی و «بنیان حاکمیت» یک ملت است. سقوط پول ملی، سقوط بخش بزرگی از اقتدار فرهنگی و سیاسی یک کشور است.
شاهد روز:
ترکیه برای زنده نگه داشتن لیر در برابر تورم ۳۲.۴ درصدی، در عرض یک ماه ۸۹٪ از اوراق قرضه آمریکا خود (بیش از ۱۴ میلیارد دلار) را نقد کرد و سوزاند.
آنها ثروت استراتژیک خود را خاکستر میکنند تا از سقوط «نماد حاکمیت ملیشان» جلوگيری کنند؛ هرچند منطق بیرحم بازار همچنان لیر را به پایین میکشد.
#ناموس_پول_ملی
🌐@drAshiri
از کافه گفتگو تا حسینهی گفتگو
گفتگو چه نسبتی با مکان دارد؟ (بخش اول)
شبهای جنگ تحمیلی سوم که به خیابان میرویم فریاد بلند مردم در دفاع از وطن شنیدنی است اما هنگامی که از کنار دانشگاهها میگذریم آن را ساکت و بیتفاوت میبینیم گویی که دانشگاه، زندان دانش است نه محل انتشار آن.
البته صداهای معدودی در میان دانشگاهیان و حوزویان میتوان یافت که دانش خویش را به صحنه حمایت از ایران آوردهاند. این متن در مورد یکی از این تلاشهاست: «کافه گفتگو» در خیابان بهار قم. این متن تقدیری از فعالان دانشجویی در کافه گفتگو و در عین حال بررسی مسیرهایی تقویت و ارتقاء حرکت ارزشمند آنهاست. این رویداد در نزدیک حرم حضرت معصومه (ع) به همت بسیج دانشجویی برگزار میشود.
گفتگویی بودن این برنامه، محققان را به سوی خود جذب میکند. نام «کافه» نیز بر رونق و جذابیت آن افزوده. سوال اصلی این یادداشت در مورد این عنصر جذاب است. آیا این نام (کافه) فقط یک لفظ است یا واجد معنا و پیامی مهم است؟ آیا این نامگذاری نحوه گفتگو را تحت تاثیر قرار میدهد؟
بی تردید یکی از جذابترین مکانهای حضور مردم و روشنفکران جایی به نام کافه است. اما کافه صرفا یک لفظ نیست بلکه نماینده یک نظام معنایی است. این واژهی فرانسوی، گفتمان اروپایی و مدرن را فراخوان میکند. سبک زندگی مدرن با نام کافه در حال تسخیر بیشتر فضاهای انسان ایرانی است از خانه تا عرصه علم و تجارت (کافه کتاب و کافی نت و کافه رستوران و ...). آیا تمدن ایرانی-اسلامی، نمیتواند مولّد نامی برای مکان گفتگو باشد؟
تمدن ایرانی - اسلامی ذخیرهای عظیم از معناست که میتواند گفتگو را معنادار و ریشهدار کند. نمونه شاخص آن حسینه است. حسینه، نظام معنایی تفکر ایرانی – شیعی را نمایندگی میکند برخلاف کافهی فرانسوی و حتی موکب عراقی. میتوان جایی به نام «حسینهی گفتگو» داشت که فراتر از سخنرانی یا مداحی، جایی برای گفتگو باشد همانگونه که پیش از این، جایی تحت عنوان حسینه ارشاد یا حسینه هنر داشتهایم.
نگاه به تصویر میتواند الهام بخش نامهای دیگری برای این مکان باشد. تصویر نشان میدهد که گفتگو زیر یک محراب برپا شده و بیشتر مخاطبانش زن هستند که میتوان نامهای «محراب گفتگو» یا «زینبیه گفتگو» را نیز از ذخیرهی معنایی تمدن اسلامی – ایرانی برای مکان گفتگو انتخاب کرد.
ما همواره در فضایی زبانی تنفس میکنیم اما اغلب آن را بی اهمیت جلوه میدهیم! انسان با زبان زنده میشود همانگونه که انسان ایرانی با زبان فارسی زنده شد (عجم زنده کردم بدین پارسی). رهبر انقلاب نیز در پیام خویش به مناسبت روز گرامیداشت زبان فارسی، زبان را چیزی فراتر از ابزار ترسیم میکند و آن را «رشتهی اتّصال اندیشه و مرزهای هویّتی» میشمارد و سخن از «تهاجم زبانی» میکند.
نتیجه آنکه، گفتگو مهمترین کنش علمی انسان دانشگاهی است از این رو دانشگاه ایرانی میتواند گفتگوهایش را به صحنهی دفاع از انسان ایرانی تبدیل کند و چه بهتر که این گفتگوها درون گفتمان اسلامی – ایرانی باشد نه با برچسبها و گفتمانهای مدرن. توجه به دو تصویر بالا تمایزات معنایی و نشانهشناختی زیادی را آشکار میکند که خوانندگان این یادداشت را به تامل در مورد آنها دعوت میکنم.
غمامی، عضو گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
30 اردیبهشت 1405
🌐@drAshiri