eitaa logo
زندگی در فرهنگ
476 دنبال‌کننده
884 عکس
202 ویدیو
48 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
۱ از ۲ آیا نفوذ نرم در سازمان برنامه و بودجه رخ داده است؟ سعید اشیری متن مفصلی از گزارش سازمان برنامه و بودجه با عنوان «فرصت احیای اقتصاد ایران پس از بحران؛ بازگشت به مسیر توسعه» در دسترس است: https://economicsgate.com/iran-economy-agreement-or-return-to-crisis/ اگر این گزارش را با روش تحلیل گفتمان انتقادی و با تمرکز بر نسبت آن با گفتمان مقاومت در برابر آمریکا بررسی کنیم، می‌توان چند لایه معنایی را از هم تفکیک کرد. این تحلیل، خود متن را بررسی می‌کند و لزوماً به معنای پذیرش یا رد واقعی بودن ادعاهای آن نیست؛ در فرسته‌ی بعدی به نکات محتوایی آن خواهم پرداخت. ŸŸ ساختن یک دوگانه گفتمانی: متن گزارش، مسئله را به دوگانه‌ای میان «توافق = احیا» و «عدم توافق = بحران» فرو می‌کاهد. در این چارچوب، گزینه‌های دیگری مانند اصلاحات نهادی مستقل، توسعه‌ی درون‌زا یا تداوم مقاومت همراه با بازآرایی اقتصاد، از میدان معنا حذف می‌شوند؛ چرا؟! ŸŸ بازتعریف مقاومت به‌عنوان هزینه اقتصادی: در این گفتمان، مقاومت نه به‌عنوان یک انتخاب امنیتی یا راهبردی بلکه عمدتاً به‌عنوان منشأ فرسایش معیشتی بازنمایی می‌شود. بدین‌ترتیب، هزینه‌های اقتصادی برجسته و کارکردهای امنیتی یا ژئوپلیتیکی مقاومت به حاشیه رانده می‌شوند. ŸŸ طبیعی‌سازی ضرورت توافق: عبارت‌هایی مانند «فرصت گشایش وجود دارد» و «هر بازگشت در مسیر توافق هزینه احیا را بیشتر می‌کند» توافق را به‌صورت ضرورتی بدیهی و عقلانی عرضه می‌کنند، نه یکی از چند گزینه‌ی سیاستی قابل مناقشه. ŸŸ انتقال مرکز ثقل مسئولیت: بحران اقتصادی عمدتاً به توافق یا عدم توافق گره زده می‌شود و نقش عواملی مانند ساختار نهادی، فساد، رانت، ناکارآمدی حکمرانی، سیاست‌های پولی و مالی یا ضعف بهره‌وری، در مرتبه‌ی دوم قرار می‌گیرد. ŸŸ مفصل‌بندی اقتصاد و سیاست خارجی: متن، سیاست خارجی را به متغیر تعیین‌کننده اقتصاد تبدیل می‌کند؛ به‌گونه‌ای که گویی مسیر رشد اقتصادی پیش از هر چیز از عادی‌سازی روابط خارجی می‌گذرد. این مفصل‌بندی، وزن سیاست صنعتی، فناوری، بهره‌وری و اصلاحات نهادی را کاهش می‌دهد. ŸŸ برساختن احساس فوریت: واژگانی مانند «ذخیره‌ی تحمل کاهش یافته»، «فرصت»، «تأخیر»، «هزینه‌ی احیا» فضایی از اضطرار ایجاد می‌کنند. در تحلیل گفتمان انتقادی، چنین زبان اضطراری می‌تواند دامنه‌ی گزینه‌های قابل تصور را محدود و پذیرش یک مسیر خاص را آسان‌تر کند. ŸŸ تقلیل منازعه به مسئله‌ی اقتصادی: در این روایت، منازعه ایران و آمریکا عمدتاً در قالب پیامدهای اقتصادی آن صورت‌بندی می‌شود، نه در قالب تعارض‌های امنیتی، حقوقی، تاریخی یا ژئوپلیتیکی. بنابراین، معیار ارزیابی سیاست خارجی عمدتاً به کارایی اقتصادی کوتاه‌مدت تقلیل می‌یابد. ŸŸ غیبت عامل خارجی در تولید بحران: متن از «توافق» سخن می‌گوید اما درباره منشأ فشارهای خارجی، تحریم‌ها یا رابطه نامتقارن قدرت میان طرفین توضیحی نمی‌دهد. در نتیجه، ساختار قدرت بین‌المللی و نقش کنشگران خارجی کمتر مسئله‌مند می‌شود. گزارش، عملاً راهی جز پذیرفتن شرایط توافق، به هر نحو و به هر شکل را باقی نمی‌گذارد. ŸŸ تبدیل توافق به پیش‌فرض اصلاحات: گزاره به‌گونه‌ای تنظیم شده که گویی اصلاحات اقتصادی تنها در سایه‌ی توافق امکان‌پذیر است؛ در نتیجه، توافق از یک ابزار سیاستی به پیش‌شرط اصلاحات تبدیل می‌شود. ŸŸ کارکرد اقناعی متن: برآیند این عناصر از زاویه‌ی رتوریکی، آن است که مخاطب به این نتیجه هدایت شود که مخالفت با توافق یا اصرار بر تداوم راهبرد مقاومت، هزینه‌ی اقتصادی بالاتری نسبت به پذیرش مسیر توافق دارد. از منظر تحلیل گفتمان انتقادی، این شیوه صورت‌بندی می‌تواند به بازتولید گفتمانی بینجامد که مقاومت را معادل استمرار بحران و توافق را معادل امکان احیای اقتصادی بازنمایی می‌کند، هرچند این نتیجه‌گیری خود یک موضع گفتمانی است و نه یک نتیجه ضروری تجربی. نکته روش‌شناختی مهم این است که تحلیل گفتمان انتقادی، این گزاره‌ها را ادعاهای زبانی و شیوه‌های صورت‌بندی واقعیت می‌داند، نه اثبات یا رد صحت تجربی آن‌ها. بنابراین، برای داوری درباره درستی یا نادرستی این روایت، باید آن را با شواهد تاریخی، داده‌های اقتصادی و روایت‌های رقیب نیز مقایسه کرد. 🔻@drAshiri
۲ از ۲ آیا نفوذ نرم در سازمان برنامه و بودجه رخ داده است؟ سعید اشیری در یادداشت قبلی، از حیث درون‌متنی و بدون ارزیابی از نکات گزارش اخیر سازمان برنامه و بودجه و با روش تحلیل گفتمان انتقادی، نگاه و گفتمان منفی این سازمان به مقوله‌ی «مقاومت» را بیان کردیم. در اینجا به چند نکته‌ی انتقادی درباره‌ی واقعی بودن نکات تحلیلی این گزارش خواهیم پرداخت؛ به‌ویژه این پرسش مطرح است که این نکات، چرا در چنین گزارش‌های کلیدی و راهبردی غایب است؟! 🔺 تناقض بنیادین گزارش: گزارش از یک‌سو اذعان می‌کند که اقتصاد ایران به بدترین وضعیت تاریخی خود از نظر تورم، رشد و اشتغال رسیده است، اما از سوی دیگر، همان سیاست‌های آزادسازی، خصوصی‌سازی و شوک‌درمانی در چهارچوب سیاست‌های تعدیل را دوباره به‌عنوان راه‌حل پیشنهاد می‌کند. 🔺 بی‌توجهی به تجربه‌ی سه دهه گذشته: عطف به بند پیشین، مهم‌ترین نقد این است که این گزارش از تجربه‌ی اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری از سال ۱۳۶۸ و تشدید آن پس از ۱۳۸۴ درس نمی‌گیرد و نسخه‌های پیشین را تکرار می‌کند. 🔺 تقلیل علل بحران به تحریم: گزارش، سهم اصلی بحران را به تحریم‌ها و جهش نرخ ارز نسبت می‌دهد، در حالی که نقش سیاست‌های داخلی، شوک‌های قیمتی، خصوصی‌سازی‌های مسئله‌دار، گسترش بانک‌های خصوصی و بی‌ثباتی‌های نهادی و رانت‌خواری‌های گسترده (مانند عدم بازگشت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای صادراتی) کمتر دیده شده یا اصلا توجه نشده است. 🔺 غفلت از اقتصاد رانتی و مافیایی: در تحلیل گزارش، جای بررسی رانت، انحصار، فساد سازمان‌یافته، مافیاهای اقتصادی و فعالیت‌های غیرمولد خالی است؛ در حالی که بدون مهار این ساختارها، اصلاح اقتصادی پایدار امکان‌پذیر نیست. 🔺 تضعیف تولید به سود سوداگری: ساختار انگیزشی اقتصاد ایران به‌گونه‌ای شکل گرفته که فعالیت‌های مالی، دلالی، واردات و سفته‌بازی از تولید صنعتی و فناورانه سودآورتر شده‌اند. تا وقتی رویه‌های عمومی اقتصاد چنین است چرا توقع داریم تولیدمحوری در ایران رونق بگیرد؟! 🔺 سلطه‌ی بخش مالی بر بخش واقعی اقتصاد: هزینه‌های مالی و بانکی و گسترش درآمدهای غیر مولد، سرمایه‌گذاری مولد را تضعیف کرده است و حتی سرمایه‌گذاری سالانه را به سطحی رسانده که جبران استهلاک سرمایه نیز با دشواری انجام می‌شود؛ این وضع، نشانه‌ی بزرگی برای تبیین بند پیشین است. 🔺 سیاست تجاری ضد توسعه: تشویق خام‌فروشی، واردات و تجارت غیر مولد، همراه با فشار بر تولیدکنندگان دارای توان فناورانه، از عوامل اصلی ضعف صنعتی کشور ارزیابی می‌شود. چنین عامل مهمی چگونه در نظام فکری و تحلیلی این قوه‌ی عاقله‌ی نهاد دولت، فراموش شده است؟! 🔺 اقتصاد نهادی معیوب: تا زمانی که نظام قاعده‌گذاری، مشوق فعالیت‌های غیر مولد مثل رانت‌خواری و دلالی و سفته‌بازی باشد و نه تولید و نوآوری، در نتیجه، بی‌ثباتی اقتصادی و اجتماعی بازتولید خواهد شد؛ اصلاح اقتصاد بدون اصلاح نهادها ممکن نیست. 🔺 یافته‌های کتاب تاریخ‌نگاری اقتصاد ایران (۱۳۴۰–۱۴۰۰) نیز نشان می‌دهد که برخلاف روایت‌های این گزارش، مشکلات اساسی اقتصاد ایران را نمی‌توان صرفاً به تحریم یا عوامل خارجی نسبت داد بلکه بیش از همه: شوک‌درمانی، گسترش بانکداری خصوصی، سیاست‌های تجاری ضدتوسعه، بی‌ثباتی ارزی و ضعف سیاست‌های تولیدمحور نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌گیری بحران داشته‌اند. ➖ ضرورت تغییر ریل حکمرانی اقتصادی: جمع‌بندی این نقد آن است که احیای اقتصاد ایران با تکرار سیاست‌های گذشته و تداوم سیاست‌های تعدیل ساختاری، ممکن نیست بلکه مستلزم مهار رانت و انحصار، اصلاح نظام بانکی و مالی، بازطراحی سیاست‌های ارزی و تجاری، تقویت تولید فناورانه و تغییر ساختار مشوق‌ها از فعالیت‌های غیرمولد به فعالیت‌های مولد است. 🌐@drAshiri
📌فهرست خسارات سنگین آمریکا در پی حملات ایران سردار محبی سخنگوی سپاه پاسداران: 🔹طی ۱۵ روز (از ۱۷ تیر تا ۳۱ تیر) آمار خسارات وارده به ارتش آمریکا در منطقه، که در پی حملات قاطع و سنگین نیروهای مسلح ایران به وجود آمده، به شرح زیر است: 🔹 در حوزه راداری و پدافندی: ۷ مرکز فرماندهی و کنترل ۳ سامانه ارتباط ماهواره‌ای ۶ رادار پدافندی پاتریوت (سامانه‌های پاتریوت به قدری ضعیف شده است که موشکها و پهپادهای ایران بدون رهگیری به هدف می‌خورند) ۳ رادار کنترل و مانیتورینگ هوایی و دریایی ۸ سامانه راداری کشف و اخطار اولیه ۷ رادار دفاع موشکی هوایی ۳ سامانه راداری EPS ۲ رادار EPS 117 ۵ رادار برد بلند ۲ رادار پدافندی ۱ مجوعه راداری تاکتیکی 🔹در حوزه پشتیبانی و لجستیک به منظور کاهش توان عملیاتی: ۶ مرکز تعمیر و نگهداری جنگنده و بالگرد ۳ مرکز پشتیانی و لجستیک ۱۲ مخزن سوخت ۱۷ انبار پشتیبانی تسلیحاتی و قطعات شناورها و هواگردها ۶ زاغه موشکی 🔹در حوزه زیرساختهای عملیاتی: ۶ آشیانه پهپاد ام کیو ۹ یک سوله آماده سازی جنگنده اف ۱۵ یک سوله پهپادی که ۸ پهپاد آکبند در آن بود ۲ مرکز فرماندهی یک سکوی سوخت‌گیری ناو هواپیمابر یک آشیانه هواپیمای پی ۸ ۴ سکوی موشکی هایمارس ۵ آشیانه جنگنده ۴ مجتمع پدافند پاتریوت ۶ سکوی پرتاب موشکی یک ایستگاه پمپاژ سوخت ۲ مرکز مخابرات سیگنالی یک مرکز داده‌های اطلاعاتی یک مرکز هوش مصنوعی، پایگاه مرکز پردازش داده مربوط به شرکت آمازون یک مرکز دپوی شمپاد (شناور مدیریت‌پذیر از دور) یک اسکله سوخت ۴ شلتر جنگنده ۶ رمپ پرواز و توقف 🔹 در حوزه عملیات هوایی: ۱۱ هواپیمای جنگنده و بالگرد (روی زمین) ۱۷ پهپاد شناسایی و عملیاتی (۸ تا آکبند بودند) یک هواپیمای جنگنده اف ۱۵ داخل شلتر یک هواپیمای پی ۸ یک هواپیمای ترابری سی ۱۷ ۸ هواپیمای سوخت رسان ۴ بالگرد سنگین ۶ موشک ذخیره
📌بیانیه وزارت خارجه در محکومیت شدید تعرض نظامی اوکراین به کشتی تجاری ایران در دریای خزر
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استقبال خاص شهروند عراقی از زائران ایرانی در مرز "خوش آمد به صاحبان موشک‌های بالستیک" 🌐@drAshiri
الهیّات تنگه‌ی هرمز 🔸 گزیده‌ای از پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب: ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه‌ی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفاده‌های دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه‌ی ملت‌های منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون. 🗓 ۱۰/اردیبهشت/۱۴۰۵ 💻Rahbar.ir 📲 @Rahbar_ir
📝 جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است 💬 اکنون که حزب‌الله لبنان به‌عنوان پیش‌گام گروه‌های جهادی در برابر هجوم سَبُعانه‌ی رژیم صهیونیستی و حامیانش، چون صخره‌ای ستبر ایستاده است، این پایداری پیامی الهام‌بخش برای ملّت‌های آزاده‌ی جهان در جهت رهایی از ظلم و ستم استکبار جهانی و دست‌‌نشاندگانش شده است. بی‌تردید بخش قابل توجهی از این دستاورد بزرگ مرهون صبوری، نجابت، فداکاری و همراهی مردم لبنان خصوصاً منطقه‌ی جنوب بوده ‌است. 💬 جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّ‌مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اوّل تفاهم‌نامه‌ی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است. ✍🏻 بخشی از پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله لبنان | متن کامل پیام 💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مفهوم‌پردازی «معجزه» در جهان اجتماعی ما آیت‌الله جوادی آملی: هیچ فکر می‌کردیم روزی برسد که دو ابر قدرت دنیا رو مچاله کنیم آیا این معجزه نیست اگر معجزه نیست پس چیست؟ 🔹 یک روز آیت الله بروجردی حتی نمی‌توانست یک مجلس دعا علیه اسرائیل و به نفع مردم مصر برگزار کند؛ 🔹از کجا به کجا رسیدیم! 🌐@drAshiri
چرا میانجیگری‌های منطقه نتوانست جنگ آمریکا با ایران را متوقف کند؟ دکتر ابراهیم متقی 🔺ترامپ پس از امضای یادداشت تفاهم، «سیاست آتش‌بیاری معرکه» را در دستور کار قرار داد و جنگ علیه ایران را از سر گرفت. 🔺نادیده گرفتن قواعد عبور و مرور توسط کشتی عربستان، چالش‌های امنیتی را بازتولید کرد و مرحله سوم اقدامات نظامی آمریکا در قالب «جنگ گزینشی» کلید خورد. 🔺سفر نخست‌وزیر عراق به تهران تلاشی برای ایجاد سطح جدیدی از همکاری منطقه‌ای است، اما انتقال پیام ترامپ در ایران اعتباری ندارد؛ چراکه آمریکا سابقه «دیپلماسی فریب» دارد. 🔺هرگونه صلح‌سازی بدون تضمین امنیتی نتیجه‌بخش نیست و میانجیگری باید مبتنی بر «موازنه قدرت» جدید باشد تا مانع از اقدامات تهاجمی آینده شود./اعتماد 🌐@drAshiri
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سخنان رئیس سازمان بازرسی، اثری دوگانه دارد: می‌تواند نشانه‌ی مثبت و در عین‌حال منفی باشد! هم اعتمادسازی کند و هم ایجاد تنفر! اما این قاعده‌ی کلیدی را باید بپذیریم: حکمرانی شفاف و صادقانه، همراه با مبارزه‌ی واقعی و بی‌تبعیض با رانت و فساد، مهم‌ترین سرمایه هر دولت یعنی اعتماد عمومی را تقویت می‌کند. هنگامی که مردم ببینند هزینه‌های بحران عادلانه توزیع می‌شود، صاحبان رانت و ثروت‌های نامولد نیز سهم خود را می‌پردازند و دولت با صداقت درباره مشکلات و تصمیم‌هایش سخن می‌گوید، آمادگی بیشتری برای همکاری، تحمل سختی‌ها و مشارکت در حل مسائل کشور پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، اعتماد به سرمایه‌ای راهبردی تبدیل می‌شود که هزینه حکمرانی را کاهش می‌دهد، انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهد و توان کشور را در برابر فشارهای خارجی و بحران‌های داخلی به‌طور چشمگیری تقویت می‌کند. 🌐@drAshiri
🔵دیدار عراقچی و وانگ یی؛ چین چگونه به تحولات اخیر ایران و خاورمیانه می نگرد؟ 🔸نقشه راه پکن برای صلح منطقه ✍حامد وفایی استاد مطالعات چین دانشگاه تهران دیدار وانگ یی، وزیر امور خارجه چین و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در حاشیه نشست وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، فرصت مناسبی برای بررسی دقیق‌تر مواضع جدید پکن درباره تحولات اخیر منطقه و جنگی است که به کشورمان تحمیل شده است. آنچه در این یادداشت مورد توجه قرار می‌گیرد، بر اساس مواضعی است که وزارت امور خارجه چین به زبان چینی در پایگاه رسمی خود منتشر کرده و از این منظر، می‌تواند تصویری روشن‌تر از نگاه واقعی پکن به تحولات جاری ارائه دهد. چین امروز یکی از قدرت‌های بزرگ و از معدود کشورهایی است که ظرفیت اثرگذاری بر روند حل‌وفصل بحران‌های منطقه‌ای را در اختیار دارد. از این رو، بررسی دقیق مواضع این کشور می‌تواند راهگشا باشد و افق‌های تازه‌ای را برای فهم رویدادهای جاری و تحولات آینده، پیش روی ما قرار دهد. به اعتقاد من، تحلیل مواضع چین درباره تحولات غرب آسیا، خلیج فارس، تجاوزهای آمریکا علیه کشورمان و رویکردی که دولت آمریکا در قبال ایران اتخاذ کرده، امروز یک ضرورت است. همچنین باید به‌صورت مفصل درباره این موضوع بحث شود که چین چه می‌تواند بکند، چه می‌خواهد بکند و ما چه انتظاری باید از این کشور داشته باشیم. تنها پس از تحلیل دقیق مواضع رسمی پکن و با اتکا به منابع خود چینی‌ها می‌توان ظرفیت‌های این کشور را برای ایفای نقش در حل‌وفصل این بحران به‌درستی ارزیابی کرد. در روزهای اخیر، برخی تحلیل‌ها و مطالبی را که درباره این دیدار منتشر شده بود، مطالعه کردم. در اغلب این تحلیل‌ها، موضع چین به‌عنوان واکنشی به اظهارات اخیر دونالد ترامپ تفسیر شده بود؛ برداشتی که به نظر من دقیق نیست. اصولاً مواضعی که وانگ یی در دیدار با آقای عراقچی مطرح کرده، ارتباطی با سخنان و لفاظی‌های اخیر ترامپ ندارد. ترامپ سیاستمداری است که مواضعش گاه در فاصله چند دقیقه تغییر می‌کند، اما چین کشوری است که سیاست خارجی خود را بر پایه ثبات، تداوم و برنامه‌ریزی بلندمدت تنظیم می‌کند و هیچ‌گاه تصمیمات خود را بر اساس مواضع مقطعی و هیجانی اشخاصی مانند ترامپ شکل نمی‌دهد. از این رو، پیوند زدن مواضع پکن به اظهارات اخیر ترامپ، تحلیل دقیقی نیست. همچنین در برخی تحلیل‌ها بر به‌کارگیری عبارت «شریک راهبردی» تأکید شده و چنین القا شده است که این تعبیر برای اولین‌بار در ادبیات دیپلماتیک چین درباره ایران به کار رفته یا از اهمیت ویژه و بی‌سابقه‌ای برخوردار است. در ادامه این یادداشت، به این موضوع خواهم پرداخت و توضیح خواهم داد که این عبارت در چه چارچوبی استفاده شده و اساساً داستان از چه قرار است. ما در تحلیل محتوای مواضع آقای وانگ یی، به‌عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی چین، می‌توانیم یک چارچوب تحلیلی طراحی کنیم و ببینیم که نگاه چینی‌ها به تحولات اخیر به چه شکلی و در چه مسیری بوده است. توجه داشته باشید که اولاً چینی‌ها نسبت به تشدید اوضاع در منطقه ابراز نگرانی می‌کنند و تأکید دارند که نسبت به این شرایط دغدغه‌مند هستند و معتقدند وضعیت باید مدیریت شود. یکی از محورهایی که این روزها چینی‌ها درباره آن صحبت می‌کنند، توافقی است که با میانجیگری پاکستان و احتمالاً با کمک‌هایی که چینی‌ها ارائه کردند، میان ایران و آمریکا امضا شد. آقای وانگ یی این توافقنامه را که حاصل میانجیگری طرف‌های مختلف بوده، یک دستاورد و نتیجه بسیار ارزشمند توصیف می‌کند. سپس اشاره می‌کند که این توافق، دربردارنده امیدهای صلح‌طلبانه مردم ایران و منطقه و همچنین تلاش آنها برای توقف جنگ و درگیری است. او از یک اصطلاح چینی نیز استفاده می‌کند و می‌گوید آنچه در مدت طولانی به دست آمده، نباید در یک لحظه از دست برود. بنابراین، چین بر ضرورت حفظ این توافقنامه تأکید دارد. نکته دیگری که در این صحبت‌ها وجود دارد، این است که آقای وانگ یی از چند «نباید» استفاده می‌کند که به نظر من بسیار معنادار است. «نباید» اول این است که توافقنامه‌ای که با میانجیگری کشورهای مختلف حاصل شده، نباید در یک آن به باد برود. «نباید» دوم، در قالب یک تعبیر زیبا مطرح می‌شود؛ ایشان می‌گوید«وقتی دروازه‌های صلح باز می‌شود، نباید آن را بست.» این جمله را خطاب به آقای عراقچی بیان می‌کند. «نباید» سوم هم این است که «تا زمانی که امید به صلح وجود دارد، نباید آن را رها کرد.» به این ترتیب، این سه «نباید» از نکاتی است که باید به آن توجه داشت؛ زیرا آقای وانگ یی در مذاکرات خود با ایران بر آنها تأکید کرده است. اما در ادامه، به فوری‌ترین اقدامی که باید در شرایط کنونی انجام شود اشاره می‌کند.
زندگی در فرهنگ
🔵دیدار عراقچی و وانگ یی؛ چین چگونه به تحولات اخیر ایران و خاورمیانه می نگرد؟ 🔸نقشه راه پکن برای صلح
۲/۳ او می‌گوید باید بر مسیر حل‌وفصل اختلافات از طریق مذاکره و گفت‌وگو پایبند ماند و تأکید می‌کند که این جهت‌گیری باید حفظ شود. همچنین بر این نکته اصرار دارد که هرچه سریع‌تر باید اجرای توافقنامه از سر گرفته شود و توافق به مرحله اجرا بازگردد. البته آقای عراقچی نیز در ادامه تصریح می‌کند که طرفی که به توافقنامه عمل نکرده و آن را نقض کرده، طرف آمریکایی بوده است؛ موضوعی که واقعیات موجود نیز آن را تأیید می‌کند. تا اینجا، با آخرین موضع رسمی جمهوری خلق چین درباره تحولات جاری مواجه هستیم. اما از اینجا به بعد، وزیر امور خارجه چین وارد بخش دیگری از بحث می‌شود و به اقداماتی اشاره می‌کند که چین می‌تواند انجام دهد؛ یعنی از این مرحله به بعد، بحث دیگر صرفاً بیان موضع نیست، بلکه به ظرفیت‌ها و اقداماتی می‌پردازد که چینی‌ها امکان انجام آن را دارند. چین در این دیدار اعلام می‌کند که به‌عنوان شریک جامع راهبردی ایران، چند اقدام را می‌تواند انجام دهد. اما پیش از ورود به این موضوع، لازم است به یک نکته اشاره کنم. من دیدم که در برخی تحلیل‌ها این‌گونه مطرح شده که چین برای اولین بار از تعبیر «شریک جامع راهبردی» استفاده کرده و این موضع را در پاسخ به اظهارات اخیر ترامپ اتخاذ کرده است. به نظر من، این برداشت درست نیست. ما نباید رؤیافروشی کنیم و تصمیم‌گیران کشور را به اشتباه بیندازیم. روابط ایران و چین سال‌هاست که در چارچوب «مشارکت جامع راهبردی» تعریف شده است. اشاره آقای وانگ یی نیز دقیقاً ناظر به همین چارچوب است. با اینکه چینی‌ها همین الگوی روابط را با عربستان سعودی، مصر و بسیاری دیگر از کشورهای منطقه نیز دارند. این چارچوب سه مؤلفه دارد؛ «مشارکت»، «جامع» و «راهبردی». بنابراین، وقتی آقای وانگ یی می‌گوید «ما به‌عنوان یک شریک جامع راهبردی»، در واقع به همان چارچوب از پیش تعریف‌شده روابط دو کشور اشاره دارد. پس در این موضوع هم نباید دچار برداشت نادرست شویم و لازم است این نکته را مدنظر داشته باشیم. اما درباره اینکه چینی‌ها چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند، اولین نکته‌ای که چین به آن اشاره و بر آن تأکید می‌کند، این است که «ما قاطعانه از حق ایران برای حفظ حاکمیت ملی، امنیت ملی و عزت ملی خود حمایت خواهیم کرد.» این، موضع ثابت چینی‌هاست. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته‌ای به تعهدات، چارچوب‌ها و نظارت‌های بین‌المللی پایبند بوده و در عین حال، مظلومانه مورد تجاوز و تعدی دشمنان قرار گرفته است؛ طبیعی است تا زمانی که ایران به چارچوب‌های بین‌المللی- که یکی از خطوط قرمز سیاست خارجی چین محسوب می‌شود - پایبند باشد، پکن نیز این موضع خود را حفظ خواهد کرد. این حمایت از حاکمیت ملی، امنیت ملی و عزت ملی ایران، دو وجه دارد. یک وجه، سیاسی و اعلامی است؛ یعنی چین این موضع را در مجامع بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد و شورای امنیت، به‌صورت رسمی اعلام می‌کند. وجه دیگر، عملی و اجرایی است؛ یعنی چین سیاست‌ها و اقداماتی را در راستای این حمایت به اجرا می‌گذارد. از جمله می‌توان به استفاده از حق وتو در شورای امنیت، کمک‌هایی که چینی‌ها در مقاطع مختلف انجام داده‌اند، تداوم خرید نفت از ایران، استمرار روابط و مراودات اقتصادی و دیگر حوزه‌های همکاری میان دو کشور اشاره کرد. نکته بعدی که آقای وانگ یی در صحبت‌های خود مطرح می‌کند، از نظر ترتیب بیان مواضع بسیار مهم است. ایشان می‌گوید که چین همچنان به ابتکار چهاربندی آقای شی جین‌پینگ برای حراست و ترویج صلح و ثبات در خاورمیانه پایبند است. دقت کنید که این نکته را پیش از اشاره به ابتکار پاکستان و میانجیگری این کشور مطرح می‌کند. این ترتیب نشان می‌دهد که از نگاه چینی‌ها، موضوع صرفاً به میانجیگری پاکستان محدود نمی‌شود و پکن یک گام فراتر از آن را مدنظر دارد. به نظر من، مقصود آقای وانگ یی این است که پیشنهاد چهاربندی شی جین‌پینگ برای حل‌وفصل این بحران همچنان روی میز قرار دارد و اگر طرف‌های درگیر تمایل داشته باشند، چین همچنان آماده ایفای نقش در چارچوب همین ابتکار است. این برداشت، البته از میان خطوط مواضع رسمی چین به دست می‌آید. من پیش از این درباره پیشنهاد چهاربندی آقای شی به‌طور مفصل صحبت کرده‌ام و در اینجا وارد جزئیات آن نمی‌شوم. بنابراین، اولین نکته‌ای که وانگ یی درباره فضای پیش‌رو مطرح می‌کند، تأکید دوباره بر ابتکار خود چین است. پس از آن، به حمایت پکن از میانجیگری پاکستان و دیگر کشورها و تلاش‌های آنها برای احیای هرچه سریع‌تر مسیر گفت‌وگو و مذاکره اشاره می‌کند. بنابراین، حمایت از میانجیگری پاکستان در مرحله دوم قرار می‌گیرد و نباید فراموش کنیم که در مرحله اول، چین بر ابتکار اختصاصی خود تأکید کرده است.