🔺 بر اساس آخرین آمار فصلی، در بهار ۱۴۰۵ حدود ۲۴٫۷ میلیون نفر در ایران شاغل بودهاند. نرخ بیکاری ۹٫۱ درصد و نرخ مشارکت اقتصادی تنها ۴۰٫۷ درصد بوده است. در مقایسه با سال قبل، حدود ۴۵۰ هزار نفر از تعداد شاغلان کاسته و نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر به جمعیت غیرفعال اقتصادی افزوده شده است.
🔺 گاهی گفته میشود بیش از ۱۰ میلیون نفر از شاغلان کشور رانندهی تاکسی اینترنتیاند. این تعبیر دقیق نیست. آمارهای چندمیلیونی اسنپ و دیگر پلتفرمها معمولاً شامل کسانی است که طی سالها بهعنوان راننده ثبتنام کردهاند؛ نه افرادی که اکنون تماموقت از این راه زندگی میکنند.
🔺بسیاری از رانندگان، شغل اصلی دیگری دارند، پارهوقت کار میکنند یا همزمان عضو چند پلتفرماند. با اینحال حضور چندمیلیونی افراد در این بازار واقعیتی مهم است و از گسترش شغل دوم، کار پارهوقت و اقتصاد پلتفرمی در ایران حکایت دارد.
🔺بخشی از این وضعیت در شرایط جنگی و نااطمینانی اقتصادی قابل انتظار است. جنگ فعالیت بنگاهها، سرمایهگذاری، تجارت و زنجیرهی تأمین را مختل میکند و معمولاً افراد بیشتری را بهسوی مشاغل انعطافپذیر و درآمدهای مکمل سوق میدهد.
🔺 بااینهمه، تمام مسئله را نمیتوان به جنگ نسبت داد. نرخ پایین مشارکت، اشتغال غیررسمی، ضعف سرمایهگذاری و گسترش شغل دوم در ایران پیش از جنگ نیز وجود داشت. جنگ بیشتر بهعنوان یک تشدیدکننده عمل کرده است.
پس نرخ بیکاری ۹٫۱ درصد بهتنهایی تصویر کاملی نمیدهد؛ کیفیت اشتغال، نرخ مشارکت و تعداد کسانی که برای تأمین درآمد به شغل دوم و کار پلتفرمی روی آوردهاند، به همان اندازه مهم است.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
🔺 بر اساس آخرین آمار فصلی، در بهار ۱۴۰۵ حدود ۲۴٫۷ میلیون نفر در ایران شاغل بودهاند. نرخ بیکاری ۹٫۱
💡یک نکتهی امیدوارکننده:
🔺طبق گزارش طرح آمارگیری نیروی کار، تعداد شاغلان از ۲۵ میلیون و ۱۲۲ هزار نفر در بهار ۱۴۰۴ به ۲۴ میلیون و ۶۷۲ هزار نفر در بهار ۱۴۰۵ رسیده است؛ یعنی کاهش دقیق حدود ۴۵۰ هزار نفر.
🔺پس تعداد شاغلان کشور طی یک سال حدود ۱٫۸ درصد کاهش یافته است.
💡از یک زاویه، این عدد در اقتصادی با حدود ۲۵ میلیون شاغل، آن هم در دورهای همراه با جنگ، نااطمینانی شدید، اختلال در تجارت و سرمایهگذاری، عددی شبیه «فروپاشی بازار کار» نیست.
💡به بیان ساده، حدود ۹۸٫۲ درصد از موجودی اشتغال سال قبل همچنان باقی مانده است. این میتواند نشانهی درجهای از مقاومت بازار کار و بنگاههای ایرانی در برابر شوک باشد.
@drAshiri
هدایت شده از خبرگزاری رسا
یادداشت؛
حل بحران معیشت طلاب در گرو تفکیک حوزه، شهریه و کار تبلیغی
دکتر سعید اشیری در یادداشتی سیاستی با عنوان از شهریه طلبگی تا اقتصاد خدمت دینی، مسئله معیشت طلاب و روحانیان را عمیقتر از موضوع کمبود شهریه توصیف کرد و نوشت: حوزه علمیه و نهاد روحانیت دو نهاد متمایز با کارکردهای متفاوت هستند؛ حوزه نهاد بالادستی تولید دانش دینی است و روحانیت شبکه بهکارگیری این دانش برای خدمات اجتماعی و تبلیغی بهشمار میرود.
@rasanewsagency
شبکههای میکرومدیا بهمثابه رسانه غیرمتمرکز
تحلیل اسنادی و دادهبنیادِ معماری، کارآمدی، حکمرانیِ اخلاقی و ظرفیت تولید قدرت نرم در مقیاس منطقهای و جهانی
روحالله عابدی
دکتر حسن بشیر
چکیده
هدف. این مقاله میکوشد «شبکههای میکرومدیا» را، بهمثابه یک رسانه غیرمتمرکز و انسانمحور، در سه گام صورتبندی کند: نخست، بنیادهای نظریِ آن را از تلاقیِ سه سنّتِ مکمل ـ جامعه شبکهای کاستلز، سرمایه اجتماعی و پیوندهای ضعیف در سنّت پوتنام و گرانووتر، و روانشناسیِ اقناع در کنار معماریِ انتخاب ـ بسازد؛ دوم، با استناد به دادههای کمیِ مستندِ جهانی، کارآمدیِ توزیع شبکهای-انسانی را در برابر توزیع متمرکز نشان دهد؛ سوم، با طراحی یک چارچوب حکمرانیِ اخلاقیِ پنجاصلی، مرز این مدل را از دو خطرِ نظریِ همسایه ـ آستروترفینگ[1] و هایپرنادج[2] ـ بهگونهای حسابرسیپذیر ترسیم کند.
روش. پژوهش، اسنادی-کتابخانهای است: گردآوری نظاممند ادبیات از اسکوپوس و وبآوساینس، ارزیابی اسناد با معیارهای چهارگانه اسکات، و تحلیل محتوای کیفی. شواهد کمی، از تحلیل ثانویه منابع تثبیتشده استخراج شدهاند: گوگل ترندز با پارامترهای کاملاً بازتولیدپذیر، گزارش خبر دیجیتال رویترز، ترازسنج اعتماد ادلمن، آمار اتحادیه بینالمللی مخابرات، گزارش جهانی دیجیتال، و پیمایشهای ملی ایران.
یافتهها. دادههای همگرای جهانی، چرخشی ساختاری از توزیع متمرکز به توزیع شبکهای-انسانی را نشان میدهند که در نسلهای جوانتر، با شدتِ بیشتری رخ میدهد. در پاسخ به این چرخش، معماریِ سهلایه پیشنهادی ـ هسته سازمانی، حلقه گسترده متخصصان، و شبکه شهروندیِ داوطلب ـ هشت مزیتِ ساختاری در برابر رسانه متمرکز دارد و با تکیه بر منطق شبکههای کوچک-جهانی، از پیوندهای ضعیف برای گذر از حبابهای فیلتری بهره میبرد. سامانه دستیار هوش مصنوعی، بر مبنای اصل «همراهِ پیشنهاددهنده، نه جانشینِ تصمیم» و با هدفِ حفظِ اصالتِ صدا طراحی شده است. چارچوب حکمرانیِ پنجاصلی ـ شفافیت ساختاری، عدم آسیب شناختی، استقلال شناختی، بازگشتپذیری و حق خروج، و تناسبِ مداخله ـ که با مقررات هوش مصنوعی اتحادیه اروپا (۲۰۲۴/۱۶۸۹) و توصیهنامه یونسکو (۲۰۲۱) همسو شده، هم مرز این مدل را از آستروترفینگ و هم حدِ آن را در برابر هایپرنادج، بهصورت حسابرسیپذیر تعیین میکند. سرانجام، سه مسیر ـ جوامع پراکنده، زبانهای منطقهای، و ائتلافهای بیناشبکهای ـ نشان میدهند که این معماری چگونه میتواند به زیرساختی برای تولید قدرت نرم در مقیاس فراملی بدل شود.
کلیدواژهها: شبکههای میکرومدیا؛ رسانه غیرمتمرکز؛ اعتماد افقی؛ سرمایه اجتماعی؛ معماریِ انتخاب؛ حکمرانیِ هوش مصنوعی؛ روش اسنادی؛ قدرت نرم
[1]Astroturfing: وانمود به مشارکتِ خودجوش و مردمی برای یک پیام یا کمپین، در حالیکه در واقع بهصورتِ سازمانیافته و پنهان هدایت میشود.
[2]Hypernudge: ابر-تلنگر؛ شخصیسازیِ مستمر و پیوستهبهروزشونده معماریِ انتخاب برای هر فرد، بر پایه دادههای رفتاریِ همان فرد (Yeung, 2017).
https://bashirwebnama.ir/