#تحلیل_جنگ
هزینهی درمان با ما نیست
به میدان نگاه کنید. بزرگترین قدرت نظامی جهان، همراه با یک قدرت نظامی بزرگ جهانی دیگر به کشوری تنها حملهی پیشدستانه کردهاند. تعداد قابل توجهی از مقامات کشور و از جمله رهبر را ترور کردهاند. از قتل عام کودکان تا هدف گرفتن انبارهای دارو و آذوقه و مراکز اداری و نظامی و کشتن مدافعان خیابانی کشور را با دقت دنبال کردهاند.
چه به دست آوردهاند؟ بیش از صد پهپاد بسیار گرانقیمت آنان سرنگون شده. هواپیماهایی نیز سرنگون شدهاند. دست کم شش هواپیمای سوخترسان را از دست دادهاند. دو ناو در دست تعمیر دارند.
پایگاههای منطقهای خود را از دست دادهاند. پرهزینهترین و پیشرفتهترین رادارهای جهان را داشتهاند و حالا مشتی خاکستر دارند.
پرهیاهوترین سیستمهای پدافندی جهان را داشتند و هیچ کارکردی جز اتلاف بودجه برایشان نداشته است.
کنترل آبراهی که یک پنجم منابع انرژی نفت و گاز جهان از آن میگذرد به طور کامل به دست کشور مورد تهاجم افتاده، قیمت نفت مثل اژدهایی خوابآلود در حال بیدار شدن است.
متحدان رسمی و غیر رسمیشان مداوم ابراز کردهاند که به آنان در این حماقت آشکار نخواهند پیوست. تورم نیز اژدهای خفتهی دوم است که دارد چشمهایش را میمالد.
تمام اینها یک اسم دارد؛ شکست. حتی دقیقتر؛ شکست مقطعی فاحش.
اما آنها این شکست را نخواهند پذیرفت. چرا؟ چون دو نبرد در دو سطح در جریان است. نبرد اول یک نبرد نظامی با مختصات آشنای یک نبرد نظامی است. نبرد دوم نبرد بر سر بود و نبود استیلا است. آنها حاضر نیستند بپذیرند که دیگر استیلای مطلق ندارند. حاضر نیستند بپذیرند که به باشگاه کشورهای قابل شکست خوردن وارد شدهاند.
توحشی که پس از شکست از آنها میبینیم، خودداری آنها از پذیرش شکست مقطعی است. ناتوانی آنها در هضم ذهنی موقعیت خود است. آنها اگر فرد بودند، افرادی بودند که توان پذیرش واقعیت را ندارند، و نیازمند مشاوره و درمان هستند.
این مشاوره و درمان هزینههای جدی دارد و ما مسئول این هزینهها نیستیم. خود آنان باید هزینههای درمان خود را بپردازند. و البته، ما با موجی نو از توحش مهاجمان مواجه هستیم. کشتارهای وحشیانه و بدون کارکرد مانند آنچه در دورود شاهد بودیم؛ ۱۲ شهید و ۱۱۶ مصدوم تنها در یک حمله.
✍کورش علیانی
@drAshiri
🔹 مجید مجیدی: چگونه حملات وحشیانه آمریکا و رژیم غاصب را شاهدید و خاموش نشستهاید
مجید مجیدی کارگردان با سابقه سینما نوشت:
🔸من به عنوان یک هنرمند جهان اسلام از علما و روحانیانی که رزق و روزی شان از دربار سلاطین نفتی می رسد توقعی ندارم اما از علما و اساتید دانشگاه الازهر مصر که نامش را از حضرت فاطمه زهرا علیها سلام وام گرفته است و روزگاری سخن اول و آخر اهل سنت جهان از آن جا شنیده می شد و وحدت و یکدلی با همه مسلمانان هدف و شعارش بود گله مند و خشمگینم که چگونه تجاوزها و خونخواری های رژیم غاصب اسراییل را به یک کشور اسلامی و مردم مسلمان می بینند و دم فرو بسته اند ؟چگونه حملات وحشیانه امریکای سلطه طلب را شاهدند و کشتار صدها کودک و مرد و زن بی پناه را می بینند و خاموش نشسته اند و حتی گاه به جای طرفداری از مظلوم ،از ابوجهل های زمانه دفاع کرده اند.لطفا به ما بگویند که اگر خبری دارند که قیامتی نخواهد بود و روزی در برابر خدا و رسول و حضرت زهرا نخواهند ایستاد به ما هم اطلاع دهند.
🔴والاستریت ژورنال:
🔸«اقدام ایران برای بستن تنگه هرمز و تبدیل نفت خام به یک سلاح جنگی، نشاندهنده ورود به مرحلهای جدید در رقابت قرن بیستویکم برای قدرت جهانی است.»
@drAshiri
تولد رسانهی اصابت!
سعید اشیری
▫️رزمندگان ایران، بر روی موشکها نوشتههایی را ثبت میکنند و از همین منظر، استعارهی موشک بهمثابه رسانه زاده شده است.
▫️ما با نوعی «چرخش نشانهشناختی» در ابزارهای نظامی روبرو هستیم و اکنون «رسانهی اصابت» در اوج خود رسیده است.
▫️منطق و خلاقیت مقاومت ایرانیان، مرز میان «سختافزار نظامی» و «نرمافزار رسانهای» بهکلی از میان رفته است. پدیدهی نوشتن شعار، دعا یا پیامهای اجتماعی و سیاسی روی بدنهی موشکها، حالا موشک را از یک «پرتابهی تخریبگر» به یک «رسانهی حامل» (Carrier Media) تبدیل کرده است.
▫️در این پدیده، موشک پیش از آنکه به هدف فیزیکی برخورد کند، در فضای مجازی و رسانههای جمعی «تکثیر» میشود.
▫️جملاتی که با خط خوش یا شابلون روی بدنهی فلزی حک میشوند، مخاطب هدف را تغییر میدهند؛ مخاطب دیگر فقط پدافند یا مرکز نظامی حریف نیست بلکه «افکار عمومی» جهانی است.
▫️اینجاست که ما با «رسانهی موشکنوشت» روبرو هستیم؛ پیامی که سرعتش بیش از صوت است و برد آن، نه جغرافیایی بلکه معنایی و نمادین است. در واقع، موشک در اینجا نقش «کاغذ» یا «بیلبورد» را ایفا میکند که قرار است حامل یک «اراده» باشد.
@drAshiri
#تحلیل_جنگ
چرا ایران برنده جنگ است؟
🔸**فراتر از انفجار: چرا استراتژی، و نه قدرت آتش، پیروز میدان است**
✍پاتریشیا مارینز
جنگهای نامتقارن را نباید از دریچه خسارات وارده تحلیل کرد، بلکه باید آنها را بر اساس اهداف محقق شده سنجید.
ویتنام با ۷.۵ میلیون تن بمب مورد حمله قرار گرفت و پیروز جنگ شد.
افغانستان با بیش از ۲ میلیون تن بمب شوروی درهم کوبیده شد و پیروز گشت.
در اوایل دهه ۲۰۰۰، افغانستان بار دیگر مورد تهاجم قرار گرفت و با بیش از ۲۰۰ هزار تن بمب آمریکایی هدف قرار گرفت. بار دیگر، این کشور پیروز شد و ایالات متحده را مجبور به خروجی مستاصلانه تحت پیشروی طالبان کرد، در حالی که میلیاردها دلار تجهیزات بر جای ماند.
امروز، طالبان همچنان بر افغانستان حکومت میکند، همانطور که حزب کمونیست ویتنام (CPV) که پیروز جنگ شد و کشور را متحد کرد، بر ویتنام حکومت میکند.
در جنگ فعلی علیه ایران، ائتلاف سه هدف روشن داشت:
۱. برچیدن برنامه هستهای.
۲. سرنگونی نظام.
۳. محدود کردن برنامه موشکی.
۱. برچیدن برنامه هستهای
نه تنها این برنامه برچیده نشده، بلکه ائتلاف از مکان دقیق آن اطمینان ندارد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) اعلام کرده است که تاسیسات جدیدی وجود دارد که مواد به آنجا منتقل شدهاند، اما نمیتواند دقیقاً تعیین کند که کجا هستند یا آیا همه در یک مکان قرار دارند یا خیر.
علاوه بر این، در حالی که رهبر کره شمالی مرتباً به سمت دریا موشک شلیک میکند و گویی «جنگی علیه گودزیلا» به راه انداخته است، نتانیاهو نیز در طرف اسرائیلی همین کار را انجام داده و بمبها را بر روی صخرهها میریزد، گویی تلاش میکند «تینگ» (The Thing) از چهار شگفتانگیز را بکشد.
حقیقت این است که این تاسیسات که با UHPC (بتن با عملکرد فوقالعاده بالا) ایرانی ساخته شدهاند، تنها با «حمله زمینی» و عملیات تهاجمی قابل نابودی هستند که ایالات متحده در حال حاضر توان اجرای آن را ندارد.
اگرچه چشمانداز آینده ممکن است تغییر کند، اما تلاشها برای برچیدن این برنامه از سال ۲۰۲۵ با شکست مواجه شده است.
۲. سرنگونی نظام
اسرائیل نه تنها طرحی برای ضربات قطع نخاعی (ترور رهبران) داشت، بلکه آمریکاییها را متقاعد کرد که این ترورها و بمبگذاریها فضای مناسبی برای یک قیام ایجاد خواهد کرد.
این طرح شکست خورد.
خشونت عریان این کشتارها و بمبگذاریها، خودِ ایرانیها را وحشتزده کرد.
آنها حتی محل سکونت مخالفان نظام را نیز بمبباران کردند که نشان میدهد میخواستند با «پاکسازی میدان»، جانشین مورد نظر خود را دستچین کنند.
هیچ قیامی رخ نداد.
در مقابل، دولت ایران برنامهای داشت و برای هر پست کلیدی، زنجیرهای از ۴ تا ۷ جانشین تعیین کرده بود.
این حملات ممکن است در واقع روحی تازه در کالبد تئوکراسی ایران دمیده باشد.
۳. محدود کردن برنامه موشکی
در تاریخ ۲۰ مارس، بلومبرگ گزارش داد که ایران تاکنون بیش از ۳۰۰۰ موشک شلیک کرده است. مهمتر از آن، ایران از HGV (تجهیزات پروازی مافوق صوت) استفاده کرده است؛ تکنولوژیای که تنها در اختیار روسیه و چین است و نشاندهنده پیشرفت تکنولوژیک غافلگیرکننده ایران است.
همچنین در همان روز ۲۰ مارس، ایران با شلیک موشک به سمت «دیگو گارسیا» که در فاصله نزدیک به ۴۰۰۰ کیلومتری از خاک این کشور قرار دارد، بار دیگر همگان را شگفتزده کرد. برنامه موشکی نه تنها متوقف نشده، بلکه برعکس، به نظر میرسد در حال گسترش است.
https://x.com/pati_marins64/status/2035832454087573525?s=20
@drAshiri
#رتوریک_جنگ
📌دکتر عراقچی در بخش آخر:
آزادی ناوبری بدون آزادی تجارت امکانپذیر نیست. هر دو را رعایت کنید یا انتظار هیچکدام را نداشته باشید.
▫️به این جملهی بالا دقت بفرمایید؛ این جمله در واقع یک «اولتیماتوم حقوقی-امنیتی» است. این وزیر باتجربهی ایرانی با این بیان، از موضع ضعف (تحریم) به موضع قدرت (اشراف بر گلوگاه جهانی #تنگه_هرمز) نقل مکان میکند.
▫️در استراتژیهای نوین، این را «نامتقارنسازی حقوقی» مینامند. یعنی اگر تو از ابزار قانونی (تحریم) برای بستن تجارت من استفاده کنی، من از واقعیت جغرافیایی برای به چالش کشیدن قانونِ مورد علاقه تو (ناوبری) استفاده میکنم.
@drAshiri
زندگی در فرهنگ
#رتوریک_جنگ 📌دکتر عراقچی در بخش آخر: آزادی ناوبری بدون آزادی تجارت امکانپذیر نیست. هر دو را رعایت
#رتوریک_جنگ
با رویکرد تحلیل سیاستی، این متن حامل دستکم چهار انگارهی مهم است که یک فضای معنایی - گفتمانی جدید را میسازد:
عمل متقابل استراتژیک (Strategic Reciprocity): این سادهترین و در عین حال قدرتمندترین انگاره است؛ یعنی: «هر فشاری که وارد کنی، در همان سطح یا در حوزهای همتراز، پاسخ دریافت خواهی کرد.»
دکترین پیونددهندگی (Linkage Doctrine): در این متن، دو مقولهی بهظاهر مجزا (حق ناوبری آزاد در دریا و حق تجارت آزاد/رفع تحریم) را به هم گره میزند. پیام این است: نمیتوانید امنیتِ مسیر را بخواهید اما امنیتِ معیشت ما را هدف بگیرید.
بازدارندگی فعال (Active Deterrence): این یک هشدار پیشدستانه است. هدف آن است که هزینه را برای حریف پیش از اقدام، به وضوح ترسیم کند.
دیپلماسی اجبار (Coercive Diplomacy): استفاده از زبان تهدیدِ نرم (یا سخت) برای تغییر رفتار حریف بدون شلیک مستقیم.
این جملهی وزیر خارجه، بسیار مهم و قابل توجه است و بهخوبی منطق سیاستهای مقاومتی ایران را موجّه میسازد.
@drAshiri